آیا چین و روسیه درهمه شرایط درکنار ایران می ایستند ؟
- شناسه خبر: 17375
- تاریخ و زمان ارسال: ۹ مهر ۱۴۰۴ ساعت ۹:۵۴
- منتشرکننده: مدیریت

گزارش بشارت نو از شراکت استراتژیک یا همزیستی مصلحتی؟
سیدرضا هاشمی زاده/روزنامه نگار
تغییر راهبرد همپیمانی با شرق ، عمدتا یادگار دوران ریاست جمهوری محمود احمدی نژاد است .درآن سالها و با بالا گرفتن دامنه تنش روابط ایران و غرب ،نگاه استراتژیست های داخلی به سمت شرق و عمدتا چین و روسیه چرخید. راهبردی که حاصل تلاش برای شکستن محاصره تحریمها و ایستادگی در برابر فشارفزاینده غرب درآن سال ها بود . شرایط امروز و بعداز بازگشت مکانیزم ماشه ،بی شباهت با همان دوران اوج تحریم ها و رویارویی ایران و غرب نیست بعلاوه آنکه ایران اکنون تجربه یک تهاجم نظامی و برخورد با اسراییل و آمریکا رانیزپشت سرگذاشته است و حتی ممکن است دوباره جنگی ناخواسته ازسوی دشمن صهیونیستی به کشورمان تحمیل شود .دراین میانه ،پرسش اساسی این است که شراکت ایران ، چین و روسیه تا کجا پیش خواهد رفت و این رابطه، یک اتحاد استراتژیک ناگسستنی است یا همزیستی مصلحتی مبتنی بر محاسبات سرد منفعتطلبانه؟ این گزارش بدنبال پاسخ به همین پرسش است که حمایت مسکو و پکن چگونه و چه اندازه است ؟
منافع ملی بر تعهد ایدئولوژیک
شراکت استراتژیک در روابط بینالملل، همواره بر پایه همسویی منافع درازمدت بنا میشود. در مورد ایران، چین و روسیه، اصل بنیادین حاکم بر این رابطه، تقدم مطلق منافع ملی بر هرگونه تعهد ایدئولوژیک یا تعهد دفاعی بیقید و شرط است. حمایت آنها یک سرمایهگذاری سیاسی در مسیر تغییر نظم جهانی به سمت چندقطبیگرایی است.
چین ؛عملگرا و محافظه کار
پکن، در نگاه به تهران، یک غول تجاری عملگرا است. روابط چین با ایران، یک شراکت اقتصادی با ریسک مدیریتشده است.
انگیزههای اصلی پکن
• نفت ارزان و امنیت انرژی: مهمترین اهرم جذابیت ایران، تأمین نفت خام با تخفیفهای ویژه برای تنوعبخشی به منابع انرژی چین است.
• بازار فروش کالا: استفاده از ایران بهعنوان بازاری برای صادرات کالاهای چینی.
• اهرم ژئوپلیتیک: استفاده از ایران به عنوان یک وزنه ژئوپلیتیک در رقابت با آمریکا در منطقه خاورمیانه.

خطوط قرمز و محدودیتها:
• ترس از تحریمهای ثانویه آمریکا: این خط قرمز مطلق چین است. حجم روابط اقتصادی پکن با غرب چندین برابر ایران است. شرکتهای بزرگ و سیستم بانکی دولتی چین برای حفظ دسترسی به دلار و شبکه مالی جهانی، از اجرای جدی پروژههای کلان (مانند سند ۲۵ ساله) که در معرض جریمههای آمریکا هستند، احتیاط میکنند (شکاف بین «حرف و عمل
• عدم تعهد دفاعی رسمی: چین همواره از ایجاد هرگونه تعهد نظامی به ایران خودداری کرده و از فروش سامانههای تسلیحاتی پیشرفته که ممکن است تنش را تشدید کند، پرهیز مینماید.
روسیه ،تاکتیکی و ژئوپلیتیکی
رویکرد مسکو به تهران، بیشتر ژئوپلیتیک و تاکتیکی است تا یک اتحاد واقعی. ایران برای روسیه یک ابزار چانهزنی در برابر غرب است.
انگیزههای اصلی مسکو
• ابزار چانهزنی و سپربلا: استفاده از پرونده ایران (هستهای و منطقهای) به عنوان اهرم فشار در تقابل خود با ناتو و درگیریهای اوکراین. ایران به مثابه یک “سپر” برای معطوف کردن توجه و انرژی غرب به خاورمیانه عمل میکند.
• نفی هژمونی: همکاری با ایران در راستای ترویج نظم چندقطبی و مقابله با نفوذ آمریکا.
خطوط قرمز و محدودیتها:
• رقابت در بازار انرژی: روسیه ایران قوی (بهویژه در حوزه انرژی) را نمیخواهد، چرا که رقیب مستقیم مسکو در بازارهای جهانی گاز و نفت است. تمایل روسیه بیشتر به یک ایران «تحت فشار» و نه لزوماً «قدرتمند» است.
• حمایت نظامی کنترلشده: روسیه در تحویل سامانههای دفاعی پیشرفته (مانند تعلل در تحویل سامانههای دفاعی اس 400-اس و 300-اس . روسیه نگران است دراختیار قرار دادن این گونه سامانه ها موجب رنجش متحدین دیگرش می شود و…
• اولویت منافع منطقهای: روسیه روابط مهمی با سایر بازیگران منطقه مانند اسرائیل و عربستان دارد و این روابط را فدای ایران نخواهد کرد.
رفتار چین -روس در مکانیسم ماشه ،نمایشی یا واقعی ؟
مخالفت قاطع چین و روسیه با فعالسازی مکانیسم ماشه (Snapback)، مهمترین تجلی حمایت سیاسی آنها بود، اما این حمایت ماهیت دوگانه دارد:
حمایت تبلیغاتی-حقوقی به جای حمایت عملی-پرهزینه
• انگیزه واقعی: مخالفت با اسنپبک نه صرفاً حمایت از ایران، بلکه تلاشی برای به چالش کشیدن مشروعیت نظم لیبرال غربی و ایجاد شکاف در شورای امنیت بود. آنها این اقدام را غیرقانونی خواندند تا اعتبار قطعنامههای آتی سازمان ملل را تضعیف کنند.
• محدودیتهای عملی: مکانیزم ماشه یک فرآیند خودکار بود و وتوپذیر نبود. بنابراین، مخالفت چین و روسیه تأثیر حقوقی مستقیمی بر بازگشت تحریمها نداشت.
در عمل، تحریمهای بازگشته شورای امنیت نیز تحتالشعاع تحریمهای قدرتمندتر و مؤثرتر آمریکا (OFAC) قرار دارند که شرکتهای چینی و روسی همچنان از رعایت نکردن آنها واهمه دارند.
رفتار چین وروسیه در ارائه قطعنامه تعویق اجرای مکانیسم ماشه بیشتر ازاینکه واقعی و هدفدار باشد به زعم برخی از کارشناسان جنبه نمایشی و عرض اندامی و خالی نبودن عریضه داشت .
وعدهها و عملها درحوزه امنیت و دفاع
در حوزه نظامی و امنیتی، شکاف عمیقی بین بیانیههای همبستگی و عمل وجود دارد:
• همکاریهای هستهای: همکاری روسیه در تکمیل نیروگاه بوشهر یک نمونه مثبت از پشتیبانی فنی است. همچنین ادعاهایی در مورد کمک چین و روسیه به بازسازی شبکه پدافند هوایی ایران (مانند گزارش نشریه «هیل») پس از حملات اخیر مطرح شده که نشاندهنده همگرایی امنیتی در برابر دشمن مشترک است.
• تعلل در تسلیحات پیشرفته: با این حال، تعلل یا خودداری در تحویل سامانههای تهاجمی و دفاعی پیشرفته (مانند جنگندههای Su-35 یا سامانههای S-400) ) نشان میدهد که مسکو و پکن در تقویت همهجانبه دفاعی ایران بسیار محتاط هستند تا درگیر یک مسابقه تسلیحاتی پرهزینه نشوند.
هرچند در غیاب اتکای کامل به شرق، تقویت بازدارندگی بومی (بهویژه در حوزه موشکی و پهپادی) همچنان حیاتیترین و قابلاتکاترین ستون دفاعی ایران است.
چالشهای داخلی ایران و راهبردهای پیش رو
کارشناسان معتقدند که بزرگترین مانع در تحقق منافع شراکت با شرق، نقاط ضعف ساختاری در سمت ایران است و اتکای کامل به شرق یک اشتباه استراتژیک است.
نقد سیاست «نگاه به شرق»محض
• وابستگی خطرناک اقتصادی: وابستگی بیش از ۹۰٪ صادرات نفت ایران به چین، قدرت چانهزنی پکن را در برابر تهران به شدت افزایش داده و منجر به خرید نفت با تخفیفهای بالا میشود.
• عدم بهرهبرداری مؤثر از ظرفیتها: با وجود وعده افزایش تبادل تجاری با روسیه، ضعف دیپلماسی اقتصادی ایران و عدم آمادگی زیرساختها (گمرک، بانکی، لجستیک) باعث شده است که حجم صادرات ایران به روسیه همچنان ناچیز باشد.
راهبردهای جایگزین و اصلاحی
• چرخش به توازن فعال : استراتژی بلندمدت ایران باید بر کاهش وابستگی تکقطبی به شرق و تنوعبخشی به روابط (با کشورهای بریکس، هند، ترکیه و همسایگان) متمرکز شود تا به یک “مهره بازی” تبدیل نشود.
• دیپلماسی هستهای هوشمند: پرهیز از رادیکالیسم مانند خروج از NPT که میتواند حمایتهای سیاسی چین و روسیه را نیز تضعیف کند و تمرکز بر توافق موقت برای خریدن زمانجهت ترمیم ساختار اقتصادی.
• فعالسازی کریدورهای ترانزیت: تکمیل زیرساختهایی مانند کریدور شمال-جنوب برای تبدیل ایران به یک “گره حیاتی” در مسیر تجارت جهانی، که برای منافع روسیه و چین نیز اهمیت حیاتی دارد.
• مدیریت بحرانهای منطقهای: استفاده از نفوذ منطقهای بهعنوان کارت چانهزنی برای کاهش تنشها در ازای تسهیل در معاملات اقتصادی.
پیشبینی سناریوهای محتمل
سناریوی خوشبینانه (ریسک بالا): تقویت هماهنگی سیاسی مثلث سه جانبه روسیه -ایران -چین (RIC) در مجامع بینالمللی همراه با افزایش تدریجی تبادلات اقتصادی غیردلاری (در چارچوب بریکس و شانگهای) که فرصت تنفسی برای اقتصاد ایران ایجاد میکند.
سناریوی بدبینانه (ریسک بالا): تشدید تقابل با غرب، اتکای رادیکال ایران به شرق و متعاقباً افزایش بیاعتمادی چین و روسیه و کاهش تعاملات، که به انزوای عمیقتر ایران منجر خواهد شد.
سناریوی محتمل (توازن فعال): حفظ قاطعیت سیاسی در برابر تحریمها با پشتیبانی RIC، همراه با دیپلماسی اقتصادی هدفمند برای حل موانع داخلی و گشودن روزنههای محدود با غرب برای اجتناب از تبدیل شدن به “تنها مهره بازی” چین و روسیه.
شراکت ایران با چین و روسیه، یک اتحاد دفاعی تمامعیار نیست؛ بلکه یک شراکت عملگرایانه، شکننده، مشروط و ابزاری است. ایران برای چین یک منبع انرژی ارزان و برای روسیه یک مهره ژئوپلیتیکی و سپر منطقهای است. حمایت آنها یک سرمایهگذاری سیاسی و ایدئولوژیک در مسیر تقابل با هژمونی آمریکاست، نه یک تعهد وجودی.این حمایت تا جایی تداوم خواهد یافت که هزینههای آن برای مسکو و پکن، از منافعش پیشی نگیرد. آینده این مثلث استراتژیک بیش از آنکه به وعدههای رهبرانش وابسته باشد، به تحولات نظم جهانی، محاسبات منفعتطلبانه قدرتهای بزرگ و هوشمندی دیپلماتیک تهران در تعادلسازی گره خورده است.بخش های قابل توجهی از مردم ایران بدلایل تاریخی و اجتماعی و…همراستایی چین وروسیه با کشورخودشان را واقعی و حقیقی نمی دانند بلکه آن را بازی این دو کشوردرمعادلات جهانی به حساب می آورند بویژه درشرایط کنونی که روسیه درجنگ با اکراین از پیروزی بزرگ و شگرفی عاجزمانده و رودروی خودرا ناتو می بیند و همچنین چینی ها که می دانند سیبل هدف ترامپ و سیاست های مهارکننده وی هستند.
آنهامعقدند این همسویی نه برآمده از دوستی و همراهی حقیقی، بلکه حاصل بازی قدرت چین و روسیه در صحنه جهانی است. این نگاه در شرایط کنونی بیش از هر زمان دیگری مصداق دارد؛ زمانی که روسیه، درگیر جنگی فرسایشی در اوکراین، ناتوانی خود در رویارویی مستقیم با ناتو را به نمایش گذاشته، و چین نیز خود را آماده مقابله با فشارهای فزاینده و سیاستهای مهارکننده احتمالی دولت آمریکا میکند. در چنین منظرهای، آینده این مثلث استراتژیک نه در وعدههای رهبران، که در گرو تحولات نظم جهانی، محاسبات متغیر قدرتهای بزرگ و هوشمندی دیپلماتیک تهران برای ایجاد توازن و جلوگیری از تبدیل شدن به مهره قربانی در این بازی بزرگ تعیین کننده است .






