اسناد منتشر شده و بازی دوگانه پوتین با ایران
- شناسه خبر: 19336
- تاریخ و زمان ارسال: 9 دی 1404 ساعت 13:44
- منتشرکننده: مدیریت

غلامرضا انصاری/سه سند منتشر شده حاوی گفتگوهای پوتین و جرج دبلیو بوش نشان میدهد که پوتین هم بازیخوان ماهری است وهم بازیگری قهار. هدف بازی دوگانه او نیز «دو به هم زنی» بین ایران وغرب وسؤاستفاده ازکارت ایران است.
موضوع «مذاکره ادعائی پوتین و بوش درباره اطلاعات هستهای ایران» و نیز احتمال «معامله جدید پوتین و ترامپ» ،
باید با تفکیک دقیق واقعیت، الگوهای تاریخی و گمانهزنی سیاسی پیش برویم؛
نه پذیرش سادهلوحانه و نه انکار شتابزده.
نخست، درباره ادعای مذاکره پوتین و جورج بوش پسر:
شواهد غیرمستقیم (از جمله تلگرامهای دیپلماتیک، مواضع متغیر روسیه در شورای امنیت، و رفتار دوگانه در پرونده بوشهر و تحریمها) نشان میدهد که ایران بارها بهعنوان کارت چانهزنی در مناسبات مسکو،واشنگتن استفاده شده است.که رفتار ی فرصتطلبانه است.
دوم، الگوی تاریخی رفتار روسیه نسبت به ایران طی دو قرن گذشته بهروشنی یک خط ثابت را نشان میدهد:
از عهدنامههای گلستان و ترکمانچای، تا اشغال ایران در جنگ جهانی دوم، تا حمایتهای مقطعی شوروی از جنبشهای تجزیهطلب، و در نهایت سیاستهای مبهم روسیه پساسوفیت؛
روسیه همواره منافع ژئوپلیتیک خود را بر هر نوع شراکت پایدار با ایران ترجیح داده است.
بنابراین بیاعتمادی مردم ایران به مسکو نه احساسی، بلکه ریشهدار و مبتنی بر تجربه تاریخی است.
سوم، درباره احتمال معامله جدید پوتین با ترامپ:
چنین سناریوئی نهتنها «دور از ذهن» نیست، بلکه با منطق سیاست خارجی پوتین کاملاً سازگار است.
پوتین سیاستمداری ایدئولوژیک نیست؛
او معاملهگر است.
اگر پروندههایی مانند اوکراین، تحریمهای روسیه، یا نظم امنیتی اروپا در میان باشد، ایران میتواند بار دیگر به بخشی از بسته مذاکره تبدیل شود؛
چه در حوزه هستهای،
چه در نفوذ منطقهای.
نکته کلیدی اینجاست:
روسیه متحد استراتژیک ایران نیست؛
شریک موقت و مشروط است.
هرگاه هزینه حمایت از ایران برای مسکو بالا برود و امتیاز بزرگتری از غرب قابل دریافت باشد، اولویت تغییر میکند.
این واقعیت، نه توطئهباوری است و نه اغراق؛
بلکه نتیجه تحلیل رفتار روسیه در بلندمدت است.
بنابراین مسئله اصلی وجود یا عدم وجود یک «سند افشاءشده» نیست؛
مسئله الگوی تکرارشونده استفاده ابزاری از ایران در بازی قدرتهای بزرگ است.
سیاست خارجی عقلانی ایجاب میکند که ایران روابط خود با روسیه را نه بر پایه اعتماد تاریخی، بلکه بر اساس منافع مشخص،
تضمینهای عملی و تنوعبخشی به شرکای بینالمللی تنظیم کند.
در غیر این صورت، تاریخ که در دو قرن گذشته بارها خیانت های روسها راهشدار داده،ممکن است دوباره تکرار شود.







