اعتماد اجتماعی؛ ستون فراموششده توسعه اقتصادی
- شناسه خبر: 19553
- تاریخ و زمان ارسال: 6 بهمن 1404 ساعت 9:17
- منتشرکننده: مدیریت

مجید ابهری/اعتماد اجتماعی، مفهومی ساده در ظاهر و عمیق در ماهیت، یکی از بنیادیترین سرمایههای هر جامعه است؛ سرمایهای که اگرچه در آمارهای اقتصادی سنجیده نمیشود، اما وزن آن در سرنوشت یک ملت کمتر از منابع طبیعی و زیرساختهای فیزیکی نیست. جامعهای که اعتماد در آن تضعیف شود، هرچند ثروت و نیروی انسانی غنی داشته باشد، در مسیر توسعه با گرههایی پیچیده و پایدار روبهرو خواهد شد.
در نگاه آسیبشناسی اجتماعی، اعتماد، موتور حرکت اقتصاد، فرهنگ و روابط انسانی است. از دیدگاه اقتصادی، اعتماد زمینهساز کاهش هزینههای پنهان و آشکار در چرخه تولید و تعاملات مالی است. هنگامی که شهروندان به نهادهای حکومتی، دستگاههای اجرایی و بخش خصوصی اعتماد داشته باشند، نیاز به کنترلهای خُرد و نظارتهای سنگین کاهش مییابد. بنگاههای اقتصادی با اطمینان بیشتری سرمایهگذاری میکنند، سرمایهگذاران خارجی رغبت بیشتری به حضور مییابند و مصرفکنندگان نیز با آرامش خاطر بیشتری وارد چرخه خرید و فعالیت اقتصادی میشوند. تجربه کشورهای توسعهیافته نشان میدهد که سرمایه اجتماعی، پیشنیاز شکوفایی اقتصادی است؛ نه نتیجه آن.
در عرصه فرهنگی نیز اعتماد نقش ستونساز دارد. جامعهای که اعتماد در آن حاکم باشد، گفتوگوپذیرتر است، تبادل فکری در آن روانتر صورت میگیرد و هنرمندان و اندیشمندان آن با جسارت بیشتری به خلق اثر میپردازند. اعتماد میان نسلها، میان اقوام و میان گروههای اجتماعی، بستری میسازد که در آن تنوع فرهنگی نه تهدید بلکه فرصت قلمداد میشود. فقدان اعتماد، جریان فرهنگی را دچار رکود میکند و جامعه را به سمت محافظهکاری افراطی، خودسانسوری و انزوای فکری سوق میدهد. این مسئله امروز در ایران بیش از هر زمان دیگری قابل مشاهده است؛ جایی که بسیاری از نخبگان فرهنگی و اجتماعی از نبود بستر مطمئن برای فعالیت گلایه دارند.
از منظر اجتماعی نیز اعتماد، بهویژه اعتماد عمودی (میان مردم و حاکمیت) و اعتماد افقی (میان افراد جامعه) یکی از مهمترین شاخصهای سلامت اجتماعی است. وقتی مردم احساس کنند که صدای آنها شنیده میشود، قوانین برای همه یکسان اجرا میشود و مسئولان در تصمیمگیریها صداقت و شفافیت دارند، جامعه به سمت مشارکت، همدلی و تمایل به همکاری جمعی حرکت میکند. اما زمانی که اعتماد در جامعه فرسوده شود، افراد به جای حرکت در قالب «جامعه»، به سمت «زیست فردی» سوق مییابند؛ کنارهگیری از مشارکت اجتماعی افزایش مییابد و روح جمعی به تدریج تضعیف میشود.
با این حال، پرسش مهم آن است که چرا در برخی جوامع، از جمله ایران، اعتماد اجتماعی دچار فرسایش شده و روند بازسازی آن دشوار به نظر میرسد؟ پاسخ این پرسش را باید در مجموعهای از عوامل جستوجو کرد: نابرابری اقتصادی، تبعیض ساختاری، تصمیمات غیرشفاف، برخوردهای سلیقهای با قانون، ناکارآمدی مدیریتی و بحرانهای تکرارشونده از جمله عواملی هستند که ریشههای اعتماد را میخشکانند. هنگامی که مردم احساس کنند تلاش آنها اثر ندارد، قوانین ثبات ندارند، یا ارزشها براساس روابط تعریف میشود، اعتماد فرو میریزد و شکاف میان جامعه و مسئولان عمیقتر میشود.
بدیهی است که اعتماد اجتماعی امری دستوری نیست؛ نمیتوان آن را با بخشنامه ایجاد کرد و با سخنرانی تقویت نمود. اعتماد حاصل رفتارهای مداوم، پایدار و پیشبینیپذیر از سوی نهادهای رسمی و همچنین حاصل یک فرهنگ عمومی مبتنی بر صداقت، احترام و رعایت حقوق دیگران است. در واقع اعتماد، محصول یک رابطه است؛ رابطهای که اگر شکسته شود، ترمیم آن زمان طولانی و اراده جدی میطلبد.
در پایان میتوان گفت که هیچ جامعهای بدون اعتماد اجتماعی نمیتواند مسیر توسعه اقتصادی یا تکامل فرهنگی را طی کند. بازسازی این سرمایه حیاتی، نیازمند شفافیت، عدالت، مشارکت دادن مردم در تصمیمگیریها و ایجاد بسترهایی برای گفتوگوی اجتماعی است. هرچه این سرمایه غنیتر باشد، اقتصاد پویاتر، فرهنگ زندهتر و جامعه متوازنتر خواهد بود. به بیان دیگر، اگر قرار است آیندهای روشنتر برای ایران رقم بخورد، نقطه آغاز آن نه در بودجه سالانه، نه در پروژههای عمرانی، بلکه در بازسازی اعتماد است؛ سرمایهای که اگر بازیافته شود، بسیاری از گرههای اقتصادی و اجتماعی با سرعتی شگفتانگیز گشوده خواهد شد
در خاتمه باید بطور خلاصه عرض کنم:که در غیبت یا تضعیف اعتماد دیگر نه مردم به سیاستها باور دارند نه به وعده ها ونه به نظام تصمیم سازی،جامعه ای بر این ریل منحوس حرکت کند ناگزیر به سمت فرهنگ احتیاط ؛ کناره گیری بی رغبتی کمرنگ شدن شوق واشتیاق وحتی انفعال جمعی پیش میرود در چنین شرایطی مشارکت اجتماعی وحدت ملی فرو می ریزند گفتگوهای خلاق وسازنده جای خود را به گمانه زنی شایعه سازی بدبینی گرایش به اخبار بیگانگان حتی معاندان میدهند و در
اینگونه دوران شهروندان بیش از هر چیز به منافع کوتاه مدت فردی اندیشیده وحتی گاه دارندگان باورهای ضعیف میهنی و اعتقادات معنوی به سمت وجهت همکاری با دشمنان در راستای مادیات کشیده میشوند.
فراموش نمی کنیم امثال شهید عزیز تندگویان (اولین وزیر نفت جمهوری اسلامی) در زیر شکنجه تا شهادت پیش رفت و کلامی در راستای خیانت به انقلاب اسلامی وکشور بر زبان نیاورد و بسیار بودند امثال این شهید گرانقدر از نظامیان چه سپاهی وچه ارتشی و دیگر اقشار شهادت در زیر شکنجه های وحشیانه دشمن را بر زندگی دو روزه دنیوی ترجیح دادند.
امروز اختلاسهای نجومی و خیانت به آرمانهای انقلابی در غیبت کمرنگ شدن اعتماد اجتماعی تبدیل به یک اندیشه کثیف وشیطانی گردیده اند.






