اقتصاد ایران در کمین رکود تورمی مهلک
- شناسه خبر: 19014
- تاریخ و زمان ارسال: 25 آذر 1404 ساعت 12:49
- منتشرکننده: مدیریت

آیا راهی برای برون رفت از دالان سیاه تورم مزمن در کشور وجود دارد ؟
سیدرضا هاشمیزاده/روزنامه نگار
اقتصاد ایران، برخلاف ونزوئلای تکمحصولی، با ساختار متنوع و بدهی خارجی اندک، هنوز به مرز ابرتورم (تورم ۵۰ درصدی ماهانه) نرسیده است. با این حال، تحلیلگران هشدار میدهند که خطر واقعی، نه یک سقوط ناگهانی، بلکه تبدیل شدن به الگویی جهانی از شکست اقتصادی درازمدت است؛ یعنی رکود تورمی مستمر با تورمهای بالای ۴۰ درصد. هسته اصلی این بحران، ناتوانی مزمن دولت در کنترل کسری بودجه و ادامه تأمین مالی تورمزا است، امری که اعتماد عمومی به پول ملی (ریال) را در آستانه فروپاشی قرار داده و کشور را به سمت “دلاریزه شدن اجباری” سوق میدهد. کارشناسان تأکید میکنند: ادامه این مسیر، جامعه را در معرض بدترین سناریو، یعنی “آزادسازی بدون اصلاح”، قرار خواهد داد.این گزارش به این موضوع و راهکارهای نجات اقتصاد ایران از ورطه چاه تاریک تورم فاجعه بار می پردازد .
ریشه اصلی بحران،بیانضباطی اقتصادی و تله رانتهای چندنرخی
اقتصاددانان متفقالقول هستند که بحران کنونی بیش از آنکه ناشی از تحریم باشد، نتیجه دهه ها بیتدبیری و بیانضباطی پولی و مالی است. وابستگی بودجه به درآمدهای ناپایدار (نفتی) و مصارف فزاینده، دولت را با کسری هزاران میلیاردی روبهرو میکند. این کسری از طریق استقراض مستقیم یا غیرمستقیم از بانک مرکزی (چاپ پول) تأمین میشود و موتور رشد نقدینگی را تضمین میکند. نظام چندنرخی ارز نه یک ضرورت، بلکه یک انتخاب سیاستی است که به منبعی عمده برای رانت و فساد تبدیل شده و “اجتماعیسازی هزینه و خصوصیسازی سود” را ممکن میسازد. حسین عبده تبریزی اقتصاد دان هشدار میدهد: “اگر ارز چندنرخی در ایران ادامه پیدا کند، به سرنوشت ونزوئلا و آرژانتین دچار میشویم”. تزریق دلار نفتی، نرخ تسعیر پول ملی را بالا برده، صادرات غیرنفتی و تولید داخلی را سرکوب میکند. حسین عباسی دیگر اقتصاد دان نیز این امر را مصداق “استفاده از رانت برای افزایش مصرف و سرکوب تولید” میداند که اولین عامل بحران ونزوئلا بود.

دلاریزه شدن اجباری و زوال پول ملی
• تورم مزمن (بالای ۴۰ درصد) و رشد انفجاری نقدینگی (در آستانه عبور از ۴۰ درصد رشد سالانه) باعث شده است که مردم بهعنوان یک رفتار دفاعی، ریال را کنار بگذارند و داراییهای باثبات (دلار، طلا، مسکن) را لنگر قیمتگذاری و ذخیره ارزش قرار دهند. به اعتقاد هادی صالحی اصفهانی (اقتصاددان و استاد تمام دانشگاه ایلینوی آمریکا) در این وضعیت “اعتماد عمومی برنمیگردد و مردم صف کشیدهاند که به کشورهای دیگر فرار کنند.” این بیاعتمادی، انتظارات تورمی را افزایش داده و هر تلاش دولت برای ثبات را خنثی میکند. سعید مسگری مدیرعامل گروه مالی شریف و پژوهشگر سابق پژوهشکده وزارت اقتصاد هشدار میدهد که تکرار تورمهای ماهانه بالا برای یک سال، میتواند قیمتها را چهار برابر کند که معادل یک ابرتورم خطرناک است و بستر لازم برای فروپاشی را فراهم میکند.
خطر واقعی؛رکود تورمی مستمر (خطر ایران شدن)
اکثریت کارشناسان، خطر را در کپیبرداری از سناریوی ونزوئلا نمیدانند، بلکه در “الگوی شکست خورده ایران” میبینند. ایران از نظر تنوع صنعتی، بدهی خارجی اندک (کمتر از ۱۰ میلیارد دلار) و ساختار چندوجهی تصمیمگیری (برخلاف تمرکز قدرت در ونزوئلا) در وضعیت متفاوتی قرار دارد. خطر اصلی، شکلگیری یک رکود تورمی مستمر است؛ یعنی رشد اقتصادی نزدیک به صفر در دهه آینده همراه با تورم همیشگی بالای ۲۰ تا ۴۰ درصد. این وضعیت، اقتصاد را به “الگوی ناموفق اقتصادی” در جهان تبدیل خواهد کرد.
بدترین سناریو: “آزادسازی بدون اصلاح”
بدترین سرنوشت اقتصادی که در کمین کشور است، همان تجربهای است که در ونزوئلا و آرژانتین رخ داد. دولت توان مهار قیمتها را کاملاً از دست میدهد و قیمتها ناگهانی و یکباره بر سر مردم آوار میشوند. این واقعی شدن قیمتها نه از روی اصلاح، بلکه از روی فروپاشی است. حتی پس از این شوک، دولت همچنان بخشهای کلیدی را دستوری و یارانهای نگه میدارد. نتیجه این میشود: “قیمتها آزاد میشوند، اما اقتصاد آزاد نمیشود.” گرانی بدون بهبود و فشاری سنگین که جامعه را فرسوده و توان تصمیمگیری دولت را برای هرگونه اصلاح بعدی ضعیفتر میکند.
نقشه راه سهضلعی؛ انضباط، اصلاح و تعامل
راهکار راه برونرفت از این مسیر خطرناک، اجرای اصلاحات ساختاری شجاعانه در سه جبهه موازی است.
انضباط مالی و اصلاح بودجه ،اصلاح ساختار پولی و بانکی و ثبات سیاسی و تعامل خارجی
انضباط مالی و اصلاح بودجه
• مهار کسری بودجه: انقباض بودجه، کوچکسازی دولت، و حذف هزینههای جاری اضافی برای متوقف کردن فشار بر بانک مرکزی.
• اصلاح یارانهها: هدفمندسازی یارانههای پنهان انرژی و جایگزینی با یارانههای نقدی برای کاهش کسری بودجه و مبارزه با رانت.
• تکنرخی کردن ارز: حذف منابع رانتخواری و ایجاد شفافیت اقتصادی.
اصلاح ساختار پولی و بانکی
• کنترل قاطع نقدینگی: تقویت استقلال بانک مرکزی برای اعمال نظارت قاطعانه و بدون دخالت سیاسی بر بانکها.
• ساماندهی ناترازی بانکها: اعمال جریمههای سنگین بر اضافه برداشت بانکها و در نهایت، ادغام یا انحلال بانکهای فاقد ظرفیت نجات برای قطع کانال اصلی خلق پول بیضابطه.
ثبات سیاسی و تعامل خارجی
• اجماع داخلی: اجماعسازی در میان همه ارکان نظام برای حمایت از یک بسته اصلاحی پایدار جهت کاهش انتظارات تورمی.
• رفع موانع خارجی: حلوفصل پایدار مسائل سیاسی و مالی ، کاهش هزینه واردات و جذب سرمایه خارجی.
• بازسازی اعتماد: بدون بازگشت اعتماد عمومی، هیچ سیاست اقتصادیای به ثبات نخواهد رسید.
ایران علیرغم داشتن ثروتهای گسترده، به دلیل برخی سومدیریت ها و ناترازی ساختاری درتله تورم مزمن گرفتار شده که درحال لاغر کردن پیکرتنه آن و صدمه به باورو هویت ملی است. در شرایط کنونی این به تصمیمگیران بستگی دارد که مسیر سخت اصلاحات ساختاری و انضباط مالی پایدار را انتخاب کنند، یا کشور را در معرض خطر مهلک رکود تورمی مستمر قرار دهند که موجب فرسودگی ت.ان ملی خواهد شد .




