«بابالمندب» در آستانه انسداد، اگر آتشبس فروبپاشد
- شناسه خبر: 21116
- تاریخ و زمان ارسال: 2 اردیبهشت 1405 ساعت 11:27
- منتشرکننده: مدیریت

سایه شکست مذاکرات بر گلوگاههای حیاتی جهان:
فیروزه نعیمی/در حالی که شمارش معکوس برای پایان مهلت آتشبس ادامه دارد و مذاکرات به مرحلهای حساس و تعیینکننده رسیده، سناریوهای امنیتی در سطح بینالمللی بار دیگر بر یک نقطه راهبردی متمرکز شده که «تنگه بابالمندب» است.
در صورت شکست گفتوگوها و ازسرگیری درگیریها، این گذرگاه حیاتی دریایی میتواند به یکی از نخستین نقاط اثرپذیر از بحران تبدیل شود؛ رخدادی که پیامدهای آن محدود به منطقه نخواهد ماند و زنجیره تجارت جهانی را تحت تأثیر قرار خواهد داد.
بابالمندب، گذرگاهی باریک اما حیاتی میان سواحل یمن و شاخ آفریقا، حلقه اتصال دریای سرخ به خلیج عدن و مسیر اصلی دسترسی به کانال سوئز است. اهمیت این مسیر به حدی است که هرگونه اختلال در آن، به سرعت در بازارهای جهانی انرژی، حملونقل دریایی، قیمت کالاها و فشار بر اقتصاد جهانی بازتاب پیدا میکند.
در شرایط عادی نیز این گذرگاه از آسیبپذیری امنیتی بالایی برخوردار بوده است، اما با بالا گرفتن تنشها و احتمال بازگشت درگیریها، این شکنندگی میتواند به نقطه بحرانی برسد. در صورت شکست مذاکرات و ازسرگیری جنگ، گروههای درگیر در منطقه ممکن است از ابزار «فشار دریایی» برای تغییر موازنه استفاده کنند؛ ابزاری که یکی از مصادیق آن، تهدید به بستن بابالمندب است.
در این میان، مواضع جنبش انصارالله یمن توجه بسیاری را جلب کرده است. این جنبش در ماههای اخیر بارها هشدار داده که در صورت تشدید تنشها محدودسازی یا مسدود کردن بابالمندب اتفاق خواهد افتاد. موضوعی که اگرچه در سطح سیاسی و بازدارنده بیان میشود، اما در محافل اقتصادی و امنیتی بهعنوان یک ریسک واقعی ارزیابی میگردد.
در صورت عملی شدن چنین سناریویی، نخستین و سریعترین اثر آن در بازار جهانی انرژی ظاهر خواهد شد. بخش قابل توجهی از نفت صادراتی خاورمیانه به اروپا و بخشی از آسیا از این مسیر عبور میکند. انسداد یا ناامن شدن تنگه، شرکتهای کشتیرانی را ناچار به انتخاب مسیرهای جایگزین طولانیتر مانند عبور از دماغه امید نیک در جنوب آفریقا خواهد کرد؛ مسیری که هم زمان حملونقل را افزایش میدهد و هم هزینههای سوخت و بیمه را به شکل چشمگیری بالا میبرد.
افزایش هزینههای حملونقل در نهایت به زنجیره تأمین جهانی منتقل میشود و میتواند موج تازهای از تورم جهانی را رقم بزند. در چنین شرایطی، قیمت انرژی و کالاهای اساسی با نوسانات قابل توجهی روبهرو خواهد شد و بازارهای جهانی وارد دورهای از بیثباتی جدید میشوند.
در کنار آن، شرکتهای کشتیرانی با افزایش ریسک امنیتی، ناچار به پرداخت حق بیمههای سنگینتر خواهند شد یا حتی برخی مسیرها را بهطور موقت متوقف میکنند. این روند، زنجیره تأمین جهانی را که هنوز از شوکهای پیشین بهطور کامل بازیابی نشده، با چالشهای تازهای مواجه میکند.

در سطح امنیتی، بسته شدن بابالمندب میتواند به افزایش حضور نظامی قدرتهای بینالمللی در دریای سرخ و خلیج عدن منجر شود. این حضور، اگرچه با هدف تأمین امنیت کشتیرانی انجام میشود، اما همزمان خطر درگیریهای مستقیم یا نیابتی را نیز افزایش میدهد. بهویژه در شرایطی که آتشبسها از ثبات کافی برخوردار نیستند، هرگونه اشتباه محاسباتی میتواند به تشدید بحران بیانجامد.
از منظر سیاسی، چنین تحولی میتواند معادلات منطقهای را نیز دستخوش تغییر کند. کشورهایی که به این مسیر دریایی وابسته هستند، ناچار خواهند شد در سیاستهای خود بازنگری کنند و بهدنبال مسیرهای جایگزین یا توافقهای جدید امنیتی باشند. در همین حال، بازیگران منطقهای ممکن است از این وضعیت بهعنوان اهرمی برای افزایش نفوذ خود استفاده کنند.
در این میان، نقش قدرتهای بزرگ نیز قابل توجه است. ایالات متحده و متحدانش همواره بر حفظ آزادی کشتیرانی در این آبراه تأکید کردهاند و هرگونه تهدید علیه آن را خط قرمز میدانند. در مقابل، برخی بازیگران منطقهای، بستن تنگهها را در شرایط خاص، ابزاری مشروع برای پاسخ به فشارهای خارجی تلقی میکنند. این تضاد در نگاهها، خود به یکی از عوامل پیچیدگی بحران تبدیل شده است.
با وجود این، انسداد کامل بابالمندب حتی در شرایط جنگی نیز سناریویی بسیار پرهزینه و پرریسک برای همه طرفهاست. چنین اقدامی میتواند واکنش شدید جامعه بینالمللی را به دنبال داشته باشد و علاوه بر پیامدهای اقتصادی، بحران انسانی در منطقه را نیز تشدید کند. به همین دلیل، برخی تحلیلها نشان میدهد که این تهدید بیشتر در سطح بازدارندگی باقی میماند تا یک اقدام عملی.
با این حال، تجربه سالهای اخیر نشان داده است که حتی تهدید به اختلال در مسیرهای حیاتی دریایی میتواند آثار واقعی بر بازارها و تصمیمگیریهای اقتصادی داشته باشد. همین مسئله باعث شده است که بابالمندب نهتنها یک گذرگاه جغرافیایی، بلکه یک متغیر مهم در معادلات ژئوپلیتیکی و اقتصادی جهان تلقی شود.
در نهایت، سناریوی بسته شدن بابالمندب، بیش از آنکه یک پیشبینی قطعی باشد، هشداری درباره پیامدهای شکست دیپلماسی است. اگر مذاکرات به نتیجه نرسد و آتشبس فروبپاشد، دامنه درگیریها میتواند به حوزههایی کشیده شود که تأثیر آنها فراتر از مرزهای منطقهای است.
در چنین شرایطی، اهمیت موفقیت مذاکرات بیش از پیش آشکار میشود. جلوگیری از بازگشت به جنگ، نهتنها به معنای حفظ جان انسانها است، بلکه به معنای جلوگیری از اختلال در یکی از حیاتیترین شریانهای اقتصاد جهانی است. بابالمندب، در این میان، به نمادی از این پیوند مستقیم میان امنیت منطقهای و ثبات اقتصاد جهانی تبدیل شده است؛ جایی که سرنوشت آن، بهطور مستقیم با نتیجه مذاکرات و آینده آتشبس گره خورده است.






