بازطراحی اجتنابناپذیر یک گلوگاه جهانی
- شناسه خبر: 20896
- تاریخ و زمان ارسال: 22 فروردین 1405 ساعت 13:31
- منتشرکننده: مدیریت

«بشارت نو» از تنگه هرمز پس از آتشبس گزارش میدهد:
مونا ربیعیان/آتشبس دو هفتهای، هرچند شکننده و موقت، اما یک لحظه مکث در یکی از پرتنشترین نقاط ژئوپلیتیک جهان ایجاد کرده است؛ مکثی که بیش از آنکه به معنای آرامش باشد، فرصتی برای بازاندیشی در مورد آینده تنگه هرمز است. مسیری که سالها ستون فقرات تجارت انرژی جهان محسوب میشد، اکنون در معرض یک پرسش بنیادین قرار گرفته: آیا میتوان همچنان به این گلوگاه بهعنوان مسیر اصلی و مطمئن تجارت اتکا کرد؟
پاسخ بسیاری از کارشناسان منفی است. نه به این معنا که هرمز از معادلات حذف میشود، بلکه به این معنا که نقش آن تغییر خواهد کرد از یک مسیر مسلط و بیرقیب، به یکی از چند مسیر در یک شبکه پیچیدهتر.
بحران اخیر؛ شوکی فراتر از میدان جنگ
جنگ اخیر، برخلاف بسیاری از تنشهای گذشته، فقط یک بحران نظامی نبود؛ بلکه یک «شوک اقتصادی-لجستیکی» تمامعیار بود. افزایش ناگهانی هزینه بیمه کشتیها، تغییر مسیرهای حملونقل، تأخیر در تحویل محمولهها و نوسانات شدید قیمت انرژی، همگی نشان دادند که اختلال در هرمز، صرفاً یک مسئله منطقهای نیست، بلکه یک ریسک جهانی است.
یک کارشناس ارشد اقتصاد انرژی در اینباره میگوید:«بازار جهانی انرژی بهگونهای طراحی شده که هرمز نقش یک شاهکلید را دارد. وقتی این شاهکلید دچار اختلال میشود، کل سیستم دچار بیثباتی میشود. این یعنی ریسک هرمز، ریسک کل اقتصاد جهانی است.»
آتشبس؛ پنجرهای کوتاه برای تصمیمهای بلندمدت
این آتشبس دو هفتهای را نمیتوان بهعنوان یک نقطه پایان تلقی کرد؛ بلکه باید آن را «پنجره تصمیمگیری» دانست. در این بازه، بازیگران اصلی از کشورهای منطقه گرفته تا مصرفکنندگان بزرگ انرژی در حال بازبینی استراتژیهای خود هستند.
سه محور اصلی این بازنگری عبارتاند از:
۱. کاهش تمرکز ریسک
وابستگی بیش از حد به یک مسیر، بهعنوان یک ضعف ساختاری شناسایی شده است. کشورها بهدنبال ایجاد مسیرهای جایگزین هستند؛ چه از طریق خطوط لوله زمینی و چه از طریق تغییر در الگوهای حملونقل دریایی.
۲. تقویت زیرساختهای پشتیبان
سرمایهگذاری در بنادر، مخازن ذخیرهسازی و پایانههای صادراتی، بهعنوان ابزارهای کاهش شوکهای ناگهانی در دستور کار قرار گرفته است.
۳. بازتعریف روابط تجاری و قراردادی
قراردادهای بلندمدت با انعطاف بیشتر، ابزارهای پوشش ریسک پیشرفتهتر و نقش پررنگتر بیمههای بینالمللی، بخشی از این تغییرات هستند.

تغییر پارادایم؛ از «گلوگاه» به «شبکه»
یکی از مهمترین پیامدهای این تحولات، تغییر در مدل ذهنی تجارت انرژی است. جهان در حال حرکت از یک ساختار متمرکز با چند گلوگاه حیاتی به سمت یک ساختار شبکهای است؛ ساختاری که در آن، ریسک میان مسیرهای مختلف توزیع میشود.
یک تحلیلگر تجارت بینالملل در اینباره توضیح میدهد:«مدل جدید، لزوماً ارزانتر نیست، اما پایدارتر است. کشورها حاضرند هزینه بیشتری بپردازند، اما در عوض، از شوکهای ناگهانی در امان بمانند.»
ایران؛ فرصت بازتعریف یا خطر حاشیهنشینی
برای ایران، تنگه هرمز همواره یک اهرم ژئوپلیتیک و اقتصادی بوده است. اما شرایط جدید نشان میدهد که این اهرم، در صورت عدم انطباق با تحولات جدید، میتواند به یک نقطه آسیبپذیری تبدیل شود.
در این میان، دو مسیر پیش روی ایران قرار دارد:
مسیر اول: تطبیق و بازطراحی
توسعه زیرساختهای بندری، سرمایهگذاری در مسیرهای جایگزین صادرات، تقویت لجستیک داخلی و ایجاد پیوندهای جدید تجاری، میتواند جایگاه ایران را در مدل جدید تجارت حفظ یا حتی تقویت کند.
مسیر دوم: ایستایی و از دست دادن سهم
در صورت عدم اقدام، سایر کشورها با سرعت بیشتری به سمت کاهش وابستگی به هرمز حرکت خواهند کرد و این به معنای کاهش تدریجی سهم ایران از بازار انرژی و ترانزیت خواهد بود.
یک کارشناس حوزه زیرساخت در اینباره هشدار میدهد:«رقابت بر سر مسیرها آغاز شده است. اگر کشوری نتواند خود را بهعنوان بخشی از شبکه جدید تعریف کند، بهتدریج از آن حذف میشود.»
اقتصاد جهانی؛ هزینه بیشتر، ریسک کمتر
بازطراحی مسیرهای تجارت انرژی، بدون هزینه نخواهد بود. سرمایهگذاریهای سنگین، افزایش هزینه حملونقل و پیچیدگی بیشتر زنجیره تأمین، از پیامدهای اجتنابناپذیر این روند است. اما در مقابل، ثبات بیشتری برای بازارهای جهانی به همراه خواهد داشت.
این همان نقطهای است که اقتصاد جهانی یک انتخاب استراتژیک انجام داده است: پذیرش هزینه بیشتر برای کاهش ریسکهای سیستماتیک.
محدودیت زمان؛ آیا دو هفته کافی است؟
پاسخ کوتاه، منفی است. بازه دو هفتهای، برای اجرای پروژههای زیرساختی یا تغییرات عمیق، بسیار کوتاه است. اما برای شکلگیری اجماع، تصمیمسازی و آغاز مسیر، کافی است. به بیان دیگر، آنچه در این دو هفته اهمیت دارد، «جهت حرکت» است،






