بهاره رهنما: همه نوشته هایم، جهان زنانهای د ارد
- شناسه خبر: 14805
- تاریخ و زمان ارسال: 4 خرداد 1404 ساعت 9:08
- منتشرکننده: مدیریت

بازیگر و کارگرد ان «د ورهمی بانوی اول»:
بازیگر و کارگرد ان «د ورهمی بانوی اول» با تاکید بر این که کتابها و موضوعات و سوژهها، افراد را د ر زمانهای خاصی صد ا میزنند گفت: وقتی وارد زند گی موسولینی شد م، شباهت عجیبی بین نامزد او و خود م یافتم؛ هرچه گذشت، د ید م نقش انگار برای خود م نوشته شد ه است.
بهاره رهنما هم اکنون نمایش «د ورهمی بانوی اول» را به عنوان بازیگر و کارگرد ان د ر سالن حافظ روی صحنه د ارد . «د ورهمی بانوی اول» د استان مستند گونه زند گی همسران سه د یکتاتور جهانی؛ «هیتلر»، «موسلینی» و «بن لاد ن» است. بهاره رهنما، السا فیروزآذر و هد یه محقق بازیگران این نمایش هستند و رضا کیانیان، هومن حاجی عبد اللهی، ایوب آقاخانی و علی اوجی به عنوان صد اپیشه، گروه را همراهی میکنند .
بهاره رهنما د ر گفتوگو با ایرنا از ویژگیهای تئاتر جد ید ش گفت و مسیری را که از اید ه تا اجرا طی کرد ه است شرح د اد .
اید ه نمایش «د ورهمی بانوی اول» چگونه به ذهنتان رسید و از نگارش نمایشنامه آن چه انگیزهای د اشتید ؟
اید ه این نمایش از این باور من ناشی میشود که کتابها و موضوعات و سوژهها، افراد را د ر زمانهای خاصی صد ا میزنند ؛ یعنی ما خیلی اوقات انتخاب نمیکنیم که به عنوان نویسند ه چه بنویسیم، یا حتی برای افراد ی که اهل مطالعه هستند ، ممکن است کتابی د ر مقطعی خاص به د ستشان برسد که د قیقاً د ر همان زمان، خواند ن آن ضروری بود ه است.
کتاب د یگری به نام «زنان د یکتاتور» به من هد یه د اد ه شد و د ید م این کتابها پاسخ سوالی را مید هند که از هستی کرد ه بود م: اگر این مرد ان قد رت جهانی د اشتند ، چگونه با خانواد هشان رفتار میکرد ند ؟
من د وستی د اشتم که اکنون ایران نیست. ایشان پزشک جراح و از من جوانتر هستند . خانمی بسیار محترم، د وستد اشتنی و د ر واقع از هر جهت، زنی کامل هستند . ایشان وارد رابطهای با مرد ی شد ند که مرد ی بسیار د یکتاتور و خود شیفته بود . متأسفانه این خانم د و بار اقد ام به خود کشی کرد . د ر حالی که اصلاً فرد ی روانپریش یا ناپاید ار نبود . بسیار د رسخواند ه و از خانواد های خوب اما این رابطه سمی و میزان فشار و د یکتاتوری آن مرد واقعاً او را نابود میکرد .
د ر نهایت، خوشبختانه با کمک خانواد هاش از ایران خارج شد ، چون آن مرد حاضر به پایان د اد ن رابطه نبود . حتی پس از ازد واج، وقتی جد ا شد ند ، د ر تمام مد ت، آن آزارها و استبد اد اد امه د اشت. این خانم که زنی موفق و از نظر مالی مستقل بود ، نیازی به ماند ن کنار آن مرد ند اشت. به شد ت کتک خورد ه و آسیب د ید ه بود . یک بار د ستش شکسته بود و هر بار که ما یا د یگران تلاش میکرد یم این ماجرا را پایان د هیم، مید ید یم د وباره اد امه پید ا میکند . این موضوع برای من بسیار عجیب بود ؛ چیزی بود که از نزد یک لمسش کرد م.
البته خود م هم د ر طول زند گی با تجربههایی از این د ست مواجه شد هام، اما نه به این شد ت. آنجا برای من سوال شد که این مرد که چنین رفتاری کرد ه، یک پزشک معمولی د ر ایران است؛ اگر قد رت بیشتری د اشت، چگونه میخواست آسیب وارد کند ؟ مثلاً فرزند این خانم را از او گرفته بود و بد ون د لیل، اجازه د ید ن فرزند را نمید اد . د ر حالی که بعد ها با مراجعه به د اد گاه و پیگیری بسیار، توانست د وباره فرزند ش را ببیند . اما د ر همان چند ماهی که کود ک را ند ید ه بود ، یکی از د فعات خود کشی رخ د اد .
د ر مجموع، همه چیزهایی که مینویسم، جهان زنانهای د ارد . د ر حد ود ۱۲، ۱۳ نمایشنامه و سه چهار کتابی که تاکنون نوشتهام، همه آنها حاصل کلاژی (ترکیبی) از زنهای اطرافم هستند و بخشی هم آسیبهایی است که خود م تجربه کرد هام.د ر همان زمان کتابی د رباره زن براد ر بن لاد ن به من هد یه د اد ه شد . د ر آن کتاب، زنی که برایم جالب بود ، همسر اول بنلاد ن بود ؛ زنی که همیشه بارد ار بود ، کمحرف، و د ر تمام سالهایی که د ر خانواد ه آنها زند گی میکرد ، د ائماً د ر حال بارد اری بود .
کمی بعد ، کتاب د یگری به نام «زنان د یکتاتور» به من هد یه د اد ه شد و د ید م این کتابها پاسخ سوالی را مید هند که از هستی کرد ه بود م: اگر این مرد ان قد رت جهانی د اشتند ، چگونه با خانواد هشان رفتار میکرد ند ؟ د ر نهایت، تصمیم گرفتم د رباره زند گی این افراد بنویسم، ولی موضوعات بسیار مفصل و متعد د بود ند . قد رت یک آزمون بشری است و آد م ها را به خود واقعیشان نزد یک میکند .
پس از آشنایی با زند گی زن بنلاد ن سراغ چه زنان د یگری رفتید ؟
د استان د یگری نیز بود د رباره زنی به نام پرسیلا، خانمی یونانی که پد ر و شوهرش از کارمند ان صد ام بود ند . پد رش با صد ام همکاری میکرد و شرکت نفتی د اشت و همسرش نیز همینطور. پاریسولا وارد د استانی با صد ام میشود که تا پایان عمرش د ر عراق گرفتار میماند . انتخاب از میان این د استانها بسیار سخت بود . چون خود م از کود کی عاشق بازیگری بود م، برایم خیلی جالب بود که یک بازیگر وارد چنین ماجرای سیاسی شود و خود را نابود کند .
همچنین، د استان زند گی موسولینی نیز برایم جذاب بود . پد رم بسیار اهل مطالعه بود و مهمترین یاد گاریاش برای ما یک کتابخانه هزار و چند جلد ی است که تعد اد زیاد ی از آنها را خواند ه است. ما را هم از کود کی تشویق به مطالعه میکرد . مثلاً میگفت کتاب بخوانید ، فلان کار را برایتان انجام مید هم، بعد بیایید خلاصهاش را برایم تعریف کنید . کتاب «نبرد من» هیتلر را د ر نوجوانی خواند ه بود م. نکات جالبی د رباره شخصیتی که د وگانه بود : یک آد م هنرمند لطیف، شاعر، گیاهخوار و د ر عین حال، فرد ی که نسلها و یک نژاد را قلع و قمع کرد ه بود .
بعد از آن، از د وستانم د ر نشر چشمه، مانند مهد ی یزد انی خرم و آقای بیژن اشتری و د یگر مترجمان خواستم چند کتاب مرتبط معرفی کنند ، چون وقت نمیکرد م همه کتابها را بخوانم. مثلاً د ر کتاب مربوط به استالین، فصلی د رباره موسولینی بود یا یک کتاب مصاحبه د رباره زند گی موسولینی. آنها را کامل خواند م. سایر کتابها را با راهنمایی همان د وستان، بخشهایی را انتخاب کرد م که با شخصیتها همخوانی د اشت.
شخصیتهای نمایشتان را چگونه انتخاب کرد ید ؟ چطور شد که تصمیم گرفتید خود تان نقش نامزد موسولینی را بازی کنید ؟
وقتی وارد زند گی موسولینی شد م، شباهت عجیبی بین نامزد او و خود م یافتم؛ از نظر روحی، شور زند گی، تند صحبت کرد ن، انرژی زیاد و… برایم عجیب بود . وقتی آن را نوشتم، گفتم اشکالی ند ارد ، فرد ی را برای بازی این نقش پید ا میکنم. ترجیح مید اد م کسی جوانتر از خود م آن را بازی کند . اما هرچه زمان گذشت، د ید م نقش انگار برای خود م نوشته شد ه است.
با خانم السا فیروزآذر د ر نمایش قبلی همکاری د اشتیم. من وقتی د ر حال نگارش این متن بود م، با او صحبت کرد م و گفتم بیا نقش همسر اسامه بنلاد ن را بازی کن. چون آن زن هم د ختر ریزنقش و سبزهای بود ه که باورتان نمیشود ۱۳ فرزند به د نیا بیاورد .
السا فیروزفر را چطور انتخاب کرد ید ؟
از بازی حسی خانم فیروزآذر د ر تئاتر قبلی لذت برد ه بود م. از همان ابتد ا به ایشان پیشنهاد د اد م. آن زمان طرح اولیه نمایشنامه نوشته شد که بیشتر جنبه تحقیقاتی د اشت. بعد از د و سال، برای بازی د و فیلم سینمایی قبل از عید قرارد اد بستم، و وقفهای ایجاد شد . از اوایل اسفند تمرینها را آغاز کرد یم. من همیشه بازنویسی نمایش را د ر حین تمرین انجام مید هم، چون د ر آن زمان، جملات بهتری از د ل تمرین بیرون میآید .
تقریباً با هفت بازیگر صحبت کرد یم و چند جلسه تمرین د اشتیم. اما یا نقشها بسیار د شوار بود ند ، یا د ر میانه تمرین، من برای پروژههای فیلم د عوت میشد م. برای برخی از بازیگران نیز تئاتر اولویت ند اشت. انتخاب بازیگر بسیار د شوار شد . مخصوصاً برای نقش اوا براون، (نامزد هیتلر) که نه خود م میتوانستم بازی کنم و نه بازیگری را به راحتی پید ا میکرد م. چون اوا براون ورزشکار بود ه، چند رکورد جهانی د ر فتح قله د اشته و د وند ه بود ه است. بنابراین استایل، قد و قامت خاصی لازم د اشت که د ر میان بازیگران ما کمتر پید ا میشود .
د ر نهایت، تصمیم گرفتم خانم محقق را که قبلاً با همد یگر همکاری کرد ه بود یم و اخلاق حرفهایشان را مید انستم، تئاتر د وست د ارند و از لحاظ استایل هم به اوا براون نزد یک بود ، د عوت کنم. اپیزود صد ام را حذف کرد م و د ر نهایت به این سه اپیزود رسید م.
ممکن است د ر اجراهای بعد ی اپیزود «صد ام» را هم شاهد باشیم؟
الان نمایش من سه اپیزود د ارد و به موسولینی و هیتلر و بن لاد ن میپرد ازد . اکنون به این نتیجه رسید هام که د ر اجراهای آیند ه، اگر این اثر به مرحله اجرای د وباره برسد ، این امکان وجود د ارد که با د و اپیزود د یگر از اپیزود هایی که نوشتهام جایگزین شود .
نمایشنامهای که د ر حال حاضر توسط نشر ثالث منتشر شد ه و د ر نمایشگاه کتاب امسال د ر د سترس مخاطبان قرار گرفت، شامل نسخهای از زند گی زنان « صد ام»، « بنلاد ن» و « هیتلر» است. صد ام و بنلاد ن از جنبههای مختلفی از جمله سرنوشت و همعصری با یکد یگر شباهتهایی د ارند .




