تابآوری جامعه و صدای هماهنگ
- شناسه خبر: 23484
- تاریخ و زمان ارسال: 10 شهریور 1405 ساعت 13:27
- منتشرکننده: مدیریت

«بشارت نو» اهمیتوهماهنگی میان نهادهای مسئول و نسبت آن با تاب آوری مردم با وجود فشارهای هم زمان اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و امنیتی را بررسی می کند:
سیدرضا هاشمیزاده/روزنامه نگار
در شرایطی که کشور با فشارهای همزمان اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و امنیتی روبهروست، یکی از مهمترین الزامات حفظ ثبات و افزایش تابآوری جامعه، تنها اتخاذ تصمیم درست نیست؛ بلکه چگونگی تصمیمگیری، نحوه اعلام تصمیمها و میزان هماهنگی میان نهادهای مسئول نیز اهمیت تعیینکننده دارد.
تابآوری یک جامعه صرفاً به معنای تحمل فشار یا عبور از یک بحران نیست. جامعه تابآور، جامعهای است که بتواند در شرایط نااطمینانی، اعتماد، انسجام و توان تصمیمگیری خود را حفظ کند. از همین منظر، رفتار و گفتار مسئولان در دورههای حساس، بخشی از سازوکار امنیت و آرامش اجتماعی است.
در چنین شرایطی، هر تصمیم مهم پیش از آنکه به یک بخشنامه، مصوبه یا خبر تبدیل شود، باید از زوایای مختلف اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و روانی سنجیده شود. تصمیمهای شتابزده، اظهارنظرهای نسنجیده و پیامهای متناقض، حتی اگر با نیت حل مسئله مطرح شوند، میتوانند خود به بخشی از مسئله تبدیل شوند.
اختلافنظر در ساختار حکمرانی نهتنها امری غیرطبیعی نیست، بلکه میتواند به تصمیم بهتر کمک کند. هیچ نظام تصمیمگیری پویایی بدون گفتوگو، نقد و رقابت دیدگاهها شکل نمیگیرد.
مسئله از جایی آغاز میشود که اختلافهای کارشناسی، پیش از طی شدن فرآیند تصمیمسازی، به صورت پیامهای متعارض به جامعه منتقل شود.
مردم میتوانند تصمیمهای دشوار را بپذیرند، اگر بدانند چرا چنین تصمیمی گرفته شده، هدف آن چیست و چه چشماندازی پیش روی آنها قرار دارد. آنچه اعتماد عمومی را فرسوده میکند، دشواری تصمیم بهتنهایی نیست؛ بلکه تغییر مداوم مواضع، اخبار ضدونقیض، اصلاحهای پیاپی و احساس بیثباتی در فرآیند تصمیمگیری است.
در شرایط حساس، هر خبر و هر اظهارنظر میتواند فراتر از معنای ظاهری خود اثر بگذارد. یک سخن نسنجیده ممکن است بازار را ملتهب کند، یک وعده غیرکارشناسی انتظارات غیرواقعی بسازد و یک تصمیم بدون توضیح کافی، نگرانی اجتماعی ایجاد کند.
از این رو، یکی از وظایف مهم مدیریت کشور در شرایط فشار، مدیریت نااطمینانی است.
تصمیمی که قرار است زندگی میلیونها نفر را تحت تأثیر قرار دهد، نباید نخستین بار در برابر دوربینها آزموده شود.
هماهنگی، به معنای حذف صداهای متفاوت نیست. تاکید بر هماهنگی به این معنا نیست که همه مسئولان باید یکسان بیندیشند یا اختلافنظرها پنهان شوند.
کارشناسان ممکن است راهحلهای متفاوتی ارائه دهند، نهادهای مختلف ملاحظات متفاوتی داشته باشند و درباره یک مسئله، چند مسیر پیش روی تصمیمگیران قرار گیرد. این تنوع دیدگاه، اگر در فرآیندی روشن و کارشناسی مدیریت شود، میتواند سرمایه تصمیمگیری باشد.
اما جامعه نباید هر روز شاهد “جنگ مواضع” میان مسئولان باشد.
اختلافنظر باید در فرآیند تصمیمسازی شنیده شود؛ اما پس از رسیدن به تصمیم نهایی، دستگاههای مسئول باید بدانند سیاست کشور چیست، مسئولیت هر بخش کدام است و پیام آن تصمیم چگونه باید به جامعه منتقل شود.
مردم نباید صبح از یک مقام خبر تصمیمی را بشنوند و عصر از مقام دیگری تکذیب یا اصلاح همان خبر را.
این هماهنگی در حوزه اقتصاد، دیپلماسی، مسائل اجتماعی و حتی تصمیمهای اجرایی روزمره اهمیت دارد. زیرا حکمرانی مؤثر، مجموعهای از جزیرههای جدا از هم نیست؛ یک منظومه است که اجزای آن باید، دستکم در مسائل حیاتی، از نقشه مشترکی پیروی کنند.
در شرایط فشار و تهدید، میدان تقابل تنها به عرصه نظامی محدود نمیشود. اقتصاد، افکار عمومی، امید اجتماعی، اعتماد مردم و انسجام ملی نیز میتوانند هدف فشار قرار گیرند.
فشار خارجی زمانی اثر بیشتری پیدا میکند که بتواند بر ضعفهای داخلی سوار شود؛ بر نااطمینانی اقتصادی، شکافهای اجتماعی، اختلاف میان نهادها و بیاعتمادی مردم.
از همین رو، یکی از مهمترین وظایف ساختار حکمرانی این است که ناخواسته به تولیدکننده نااطمینانی تبدیل نشود.
هر تصمیم اقتصادی نسنجیده، هر طرح اجتماعی بدون ارزیابی پیامدها، هر اطلاعرسانی متناقض و هر اختلاف علنی میان نهادهای مسئول، میتواند بخشی از سرمایه اجتماعی را فرسوده کند.
این سخن به معنای تعطیل شدن نقد یا محدود کردن پاسخگویی نیست. برعکس، نقد سازنده، شفافیت و پاسخگویی از پایههای تابآوری هستند. اما میان “گفتوگوی کارشناسی” و “آشفتگی در تصمیمگیری” تفاوت بزرگی وجود دارد.
جامعهای که بداند درباره مسائل اختلافنظر وجود دارد، اما این اختلافها در مسیر عقلانی حلوفصل میشوند، آرامش بیشتری خواهد داشت تا جامعهای که هر روز با روایت تازهای از تصمیمهای مهم روبهرو میشود.
مجلس به عنوان رکن قانونگذاری، حق و وظیفه دارد درباره مسائل کشور طرح ارائه کند، دولت را مورد پرسش قرار دهد و از عملکرد دستگاهها نظارت کند. اما اهمیت این وظایف، ضرورت سنجش دقیقتر پیامدهای تصمیمها را نیز افزایش میدهد.
هر طرح قانونی فقط یک اثر حقوقی ندارد. برخی تصمیمها میتوانند بر احساس امنیت، اعتماد عمومی، روابط اجتماعی و حتی رفتار اقتصادی مردم اثر بگذارند.

از این رو، در شرایط حساس، هر طرح مهم باید علاوه بر ابعاد حقوقی و اقتصادی، از منظر پیامدهای اجتماعی و روانی نیز بررسی شود.
قانونگذاری نباید به آزمون و خطا در برابر افکار عمومی تبدیل شود. جامعه باید احساس کند پیش از آنکه با آثار یک تصمیم مواجه شود، تصمیمگیران خود، ابعاد و پیامدهای آن را سنجیدهاند. تابآوری فقط وظیفه دولت مرکزی یا نهادهای سیاسی و امنیتی نیست. شرکتهای دولتی، سازمانهای عمومی و دستگاههای اجرایی نیز در شکلگیری آرامش یا نااطمینانی اجتماعی نقش دارند. در شرایط عادی، ممکن است تغییر یک تعرفه یا رویه اداری، مسئلهای محدود به همان دستگاه تلقی شود؛ اما در شرایط حساس، یک افزایش ناگهانی قیمت، یک اطلاعیه مبهم یا یک تصمیم بدون هماهنگی میتواند پیامدهایی فراتر از حوزه همان سازمان داشته باشد. دستگاههای اجرایی نمیتوانند هر یک بر اساس تشخیص جداگانه عمل کنند و در عین حال انتظار داشته باشند مردم مجموعه این تصمیمها را بخشی از یک سیاست منسجم بدانند.
حکمرانی در شرایط بحران، بیش از هر زمان دیگری به همافزایی نیاز دارد، نه جزیرهای عمل کردن.
اعصاب اجتماعی را نباید فرسوده کرد
جامعه ظرفیت نامحدودی برای تحمل فشار ندارد
مردمی که همزمان با مشکلات اقتصادی، نگرانی درباره آینده و اخبار متناقض روبهرو هستند، بیش از هر چیز به ثبات و پیشبینیپذیری نیاز دارند.
در چنین شرایطی، نباید با تصمیمها و اظهارنظرهای غیرضروری، “اعصاب اجتماعی” را بیش از این فرسوده کرد.
اعتماد عمومی سرمایهای نیست که بتوان هر روز از آن برداشت کرد و انتظار داشت بدون هزینه دوباره بازسازی شود.
اگر مردم احساس کنند مسئولان بر سر مسائل اساسی با یکدیگر هماهنگ نیستند، اگر هر روز روایت متفاوتی از یک موضوع بشنوند یا تصمیمهای مهم بدون توضیح کافی اعلام و سپس اصلاح شوند، به تدریج این تصور شکل میگیرد که کشور با یک عقل جمعی اداره نمیشود.
حتی اگر این تصور تمام واقعیت نباشد، شکلگیری آن در افکار عمومی خود به یک مسئله واقعی تبدیل خواهد شد.
مدیریت جامعه فقط مدیریت منابع و بودجه نیست؛ مدیریت اعتماد نیز هست.
تابآوری از اعتماد آغاز میشود
تابآوری اجتماعی را نمیتوان با دستور ایجاد کرد.
نمیتوان از مردم خواست در برابر فشارها مقاوم باشند، اما همزمان آنها را در معرض پیامهای متناقض، تصمیمهای غیرقابل پیشبینی و اختلافات آشکار میان مسئولان قرار داد.
مردم زمانی بهتر میتوانند شرایط دشوار را تحمل کنند که احساس کنند تصمیمگیران نیز عمق شرایط را درک میکنند، پیامد تصمیمهای خود را میسنجند و برای اداره کشور نقشهای روشن دارند.
اعتماد عمومی محصول سخنرانی نیست؛ محصول رفتار مستمر است.
ممکن است یک تصمیم اقتصادی سخت باشد، ممکن است اصلاح یک سیاست برای گروهی از مردم هزینه ایجاد کند و ممکن است کشور ناگزیر از اتخاذ تصمیمهایی باشد که محبوبیت فوری ندارند. اما اگر تصمیم، منطقی، شفاف، قابل توضیح و بخشی از یک مسیر روشن باشد، جامعه ظرفیت بیشتری برای پذیرش آن خواهد داشت.
مشکل اصلی همیشه “تصمیم سخت” نیست؛ گاه تصمیم نسنجیده و غیرقابل پیشبینی، بیش از خودِ سختی شرایط جامعه را فرسوده میکند.
شاید یکی از مهمترین نشانههای قدرت یک نظام تصمیمگیری، سرعت در موضعگیری نباشد؛ بلکه توانایی آن برای مکث کردن، سنجیدن و سپس تصمیم گرفتن باشد.
پیش از هر تصمیم مهم باید پرسید: پیامد اقتصادی آن چیست؟ چه اثری بر افکار عمومی خواهد گذاشت؟ آیا دستگاههای مرتبط از آن اطلاع دارند؟ آیا پیام واحد و روشنی برای توضیح آن وجود دارد؟ آیا جامعه برای اجرای آن آماده شده است؟ و مهمتر از همه، آیا این تصمیم بخشی از یک سیاست منسجم است یا صرفاً واکنشی لحظهای به یک مسئله؟
این پرسشها نشانه کندی نیست؛ نشانه مسئولیتپذیری است.
کشور در شرایط فشار بیش از آنکه به مسئولانی نیاز داشته باشد که هر کدام سریعتر موضع بگیرند، به مسئولانی نیاز دارد که پیش از سخن گفتن با یکدیگر گفتوگو کنند.
اختلافنظر میتواند وجود داشته باشد. نقد باید وجود داشته باشد. رقابت دیدگاهها نیز میتواند به تصمیم بهتر کمک کند. اما در نهایت، جامعه باید احساس کند که پشت تصمیمهای مهم، یک عقل جمعی و یک مسیر قابل فهم وجود دارد.







