تلاش امریکا برای اختیار همه معابر مهم دریایی
- شناسه خبر: 21323
- تاریخ و زمان ارسال: 13 اردیبهشت 1405 ساعت 13:32
- منتشرکننده: مدیریت

مدیرگروه موسسه مطالعات بین المللی انرژی وین مطرح کرد:
مدیر گروه موسسه مطالعات بین المللی انرژی وین با بیان اینکه جنگ امریکا و اسراییل با ایران منجر به از دست رفتن یک پنجم عرضه نفت جهان شده است، گفت: امریکا قصد دارد تا حتی الامکان تمام معابر مهم دریایی دنیا را در اختیار داشته باشد. فکر می کنم که پس از تنگه هرمز به سمت باب المندب، سپس مالاکا و بقیه گذرگاه های آبی دنیا خواهند رفت. منظورم این نیست که موفق خواهند شد، قطعا شکست میخورند. چین پروژه موسوم به “یک کمربند، یک جاده” را شروع کرد و اکنون امریکا هم به دنبال پروژه “یک کمربند، یک درست” است.
به گزارش ایلنا، در حالی جهان با شوک بزرگ نفتی جنگ ایران و امریکا دست و پنجه نرم می کند که بزرگترین آبراهی که اکنون صحنه رویایی امریکا و ایران شده همچنان مسدود مانده تا ذخایر استراتژیک نیز به خط پایان نزدیک شوند. گلوگاهی که سرنوشت حدود یک پنجم نفت و یک سوم گاز طبیعی مایع به آن گره خورده تا جایگاه کم نظیر خود را یادآور شود. مسیری که به گفته رییس گروه مرکز مطالعات بین المللی انرژی وین؛ اسراییل علاقمند است تا وابستگی کشورهای منطقه به آن را تا حدامکان کاهش دهد و امریکا با نقشه دور زدن آن، سودای در اختیار گرفتن دیگر معابر مهم دنیا از باب المندب، مالاکا و… را نیز در سر می پروراند.
وی با اشاره به سناریوی نفتی امریکا-رژیم صهیونیستی معتقد است: ژئوپلیتیک انرژی در سالهای پایانی همین دهه، تغییرات مهمی خواهد کرد.
این کارشناس ارشد حوزه انرژی تاکید می کند که یک پنجم عرضه نفت جهان از دست رفته و دیسیپلین اوپک زیر سوال رفته است.
در ادامه مشروح گفت و گوی ایلنا با فریدون برکشلی را می خوانید:
سناریوی نفتی که امریکا و رژیم صهیونیستی در جنگ اخیر با ایران دنبال می کنند چیست؟
تا آنجا که من متوجه می شوم، دونالد ترامپ، سناریوی مشخص و مدونی برای در بخش نفت و گاز، در پی حمله هوایی به ایران داشته است. به نظر می رسد که ترامپ، از روی برنامه ونزوئلا در مورد ایران الگوبرداری کرده بود. چنانچه الگوی ونزوئلا به همان شکل در ایران پیاده شده بود، امریکا تمام درآمد حاصل از صادرات نفت خام این کشور را به یک حساب امانی در بانک فدرال تگزاس نگهداری می کرد تا پس از فراهم شدن شرایط مقتضی منجمله برداشت هزینه های عملیات در کاراکاس، در مورد نحوه استفاده از آن با ونزوئلا مذاکره کند.
بر اساس گزارش سه ماهه اول ۲۰۲۶ شرکت ملی نفت ونزوئلا (PDVSA)، این شرکت ناچار است که کماکان با چین با یوان و با دیگر کشورها با پزوتا معاملات نفتی خود را تنظیم کند تا بتواند، هزینه های جاری شرکت ملی نفت ونزوئلا را تامین کند. اما در هر حال تاکنون برنامه مشخصی از سوی امریکا در خصوص برنامه های نفتی در قبال ایران ملاحظه نشده است.
آیا می توان گفت که هدف رژیم صهیونیستی به دنبال وادار کردن نفتکش ها برای ایجاد مسیر جدیدی برای تردد غیر از تنگه هرمز و درواقع ایجاد مسیری تحت نفوذ اسراییل است؟
این درست است. در واقع آن تعداد از کشورهای منطقه خلیج فارس که برایشان به لحاظ جغرافیایی میسر بوده است، از مدتها قبل برنامه های مربوط به احداث خطوط لوله برای دور زدن و گریز از تنگه هرمز را دنبال کرده بودند. عربستان، پیشگام این برنامه بود. این کشور از زمان جنگ تحمیلی عراق با ایران و شروع عملیات موسوم به جنگ نفتکش ها در خلیج فارس، برای احداث خطوله برنامه ریزی کرد. البته با پایان جنگ و شروع دوره ای نسبتا طولانی از صلح و امنیت، عربستان به سراغ خط لوله در مسیر دریای سرخ نرفت. لازم به توضیح است که خط لوله مورد نظر، در ابتدا برای انتقال گاز طراحی شده بود و لوله ها قطر کمی دارند. اما در شرایط کنونی عربستان به طور آزمایشی بهره برداری از آن را شروع کرده است. ظرفیت این خط لوله ۵.۵ میلیون بشکه در روز ذکر شده که تقریبا می تواند نیمی از تولید و صادرات این کشور را پوشش دهد. امارات متحده عربی هم از بندر فجیره خط لوله ای با ظرفیت اسمی ۶۵۰ هزار بشکه در روز را احداث کرده است. کویت تنها تولیدکننده نفت منطقه است که هیچ راهی برای صادرات، غیر از تنگه هرمز در اختیار ندارد.
فکر می کنید بعد از پایان جنگ شاهد نقشه جدیدی در کریدورها و معادلات نفتی باشیم؟
نقشه امریکا برای باب المندب، مالاکا و.،،
بله، فکر می کنم که نقشه ژئوپلیتیک نفتی منطقه و بلکه جهان تغییرات مهمی را تجربه خواهد کرد.
نگرانی شرق آسیا و ترکیه از دست درازی امریکا به آبراه ها
بنابراین امریکا، در مسیر دست درازی به گذرگاه های آبی مهم دنیاست. اما در عین حال، قضیه تنگه هرمز، یک هشیاری و شاید بگویم، تنگه-شناختی در میان کشورهایی که در مسبر این تنگه ها قرار دارند، ایجاد کرده است. طی چند روز گذشته اندونزی، فیلیپین و سنگاپور هم در مورد تنگه مالاکا، صحبت هایی داشته اند. تنگه ترکیه و تنگه دانمارک هم که اهمیت محدوتری نسبت به هرمز، باب المندب و مالاکا دارند هم، به سوژه های بحث و تبادل نظر تبدیل شده اند. اهمیت اصلی تنگه هرمز به لحاظ امنیت انرژی است. یک پنجم نفت دنیا و نزدیک به چهل درصد ال.ان.جی دنیا، از هرمز عبور می کند. لذا هرمز اینک کانون توجهات است. در حقیقت حمله امریکا و اسراییل به ایران، دنیا را بیشتر از هر زمانی متوجه تنگه هرمز کرد.
دیسیپلین اوپک زیر سوال رفته است
من بی صبرانه منتظر تشکیل اجلاس وزارتی نظارت بر بازار اوپک(پلاس) در ششم ژوئن هستم. اوپک چه چیزی برای ارائه دارد؟ آیا در بستر چنین شرایطی، سازمان اوپک هنوز موضوعیت خواهد داشت؟ البته این بستگی به این دارد که تا چه زمانی بحران ادامه خواهد یافت. کار اصلی اوپک، تنظیم بازار جهانی نفت از طریق اعمال دیسیپلین در تولید است. در شرایطی که نفت اندکی تولید می شود و ادامه تولید در سطوح گذشته هم زیر سوال است، چه ابزاری در اختیار سازمان اوپک باقی است که توسط آن بازار را مدیریت کند؟
ارزیابی تان از وضعیت تنگه هرمز، تردد کشتی های تجاری و بخصوص نفتکش ها و اوضاع قیمت نفت را بفرمایید.
علائم گمراه کننده بورسی ها به بازار نفت
بازارهای بورس نفت، با عملیات بشکه های کاغذی، مسیر وقوع یک شوک درخور و متناسب قیمت را مسدود ساخته اند. این قیمت های برنت و دبلیوتیای(WTI) منعکس کننده عمق بحران نیستند. بازارهای بورس علائم گمراه کننده ای را به بازارهای جهانی ارسال می کنند.
تک محموله به ۱۴۰ دلار رسید
بازارهای تک محموله برای تحویل فوری بیش از ۱۴۰-۱۳۰ دلار در بشکه است. احتمال قوی وجود دارد که در پی آرام شدن شرایط، بازار نفت خاورمیانه ترجیح دهد تا قیمت گذاری در مبدا تولید صورت گیرد و نه در انتهای مسیر و محل مصرف.
این شرایط چقدر بازار نفت را تحت تاثیر قرار داده و حدف پترودلار در معاملات را منجر خواهد شد؟
امریکا دلار را تسلیحاتی کرد/ دلارگریزی کشورهای تحریمی
کشورهای تحت تحریم برای تحریم گریزی، دلارگریزی می کنند. اگر چه قیمت گذاری و معاملات نفتی با دلار است، اما کشورها غالبا با آن کنار می آیند. اما مکانبسم هایی که امریکا توسط آن دلار را بر علیه کشورها به کار می گیرد، مهم است. همه تولیدکنندگان نفت، به دنبال راهکارهای دلارگریز هستند. ارز حاصل از فروش بخش اعظم نفت خام های خاورمیانه در بانک های امریکا ذخیره و سپس جا به جا می شود. کسی با دلار مشکل ندارد. مشکل با مکانیسم هایی است که معاملات دلاری بر اقتصاد کشورهای دارنده دلار، با آن مواجه اند. این که کشورهای صادر کننده نفت، اینک دلارگریز شده اند، ناشی از نحوه اعمال مدیرت دلار توسط امریکاست. امریکا، دلار را تسلیحاتی کرده است. اتحادیه اروپا هم با دلار مشکل دارد و طرح ارزی با عنوان یورو دلار در شرایط عملیاتی قرار گرفته است.
بخش عمده نفت خاورمیانه، به مقصد بازارهای آسیایی بارگیری می شود. اینک برای تولید کنندگان نفت منطقه دلایلی متقنی وجود ندارد که حتما با دلار معامله کنند و دلارها برای تسویه به بانک های امریکا هدایت شوند.






