تناقض های آژانس و تولید بی اعتمادی بین ایران و غرب
- شناسه خبر: 19111
- تاریخ و زمان ارسال: 1 دی 1404 ساعت 10:36
- منتشرکننده: مدیریت

گروسی ادعا می کند آژانش هیچ دادهای درباره اورانیوم غنیشده ایران دریافت نکرده است!
میترا موحد/رافائل گروسی، مدیرکل آژانس بینالمللی انرژی اتمی در مصاحبهای با ریانووستی ادعا کرد که آژانس هیچ دادهای از ایران در مورد ذخایر اورانیوم غنیشده یا میزان خسارت به تأسیسات هستهای پس از حملات ژوئن دریافت نکرده است.او در پاسخ به سوالی مبنی بر اینکه آیا آژانس بینالمللی انرژی اتمی گزارشی از ایران در مورد وضعیت ذخایر اورانیوم غنیشده یا میزان خسارت به تأسیسات هستهای در نتیجه حملات ژوئن آمریکا دریافت کرده است، گفت: «نه، ما دریافت نکردهایم.»
در ۲۰ نوامبر، شورای حکام آژانس بینالمللی انرژی اتمی قطعنامهای را تصویب کرد که با نادیده گرفتن همکاریهای تهران، از ایران میخواست فوراً وضعیت ذخایر اورانیوم غنیشده و تأسیسات هستهای برچیده شده خود را به آژانس گزارش دهد. رضا نجفی، نماینده دائم ایران در سازمانهای بینالمللی در وین، اظهار داشت که تهران قطعنامه جدید آژانس بینالمللی انرژی اتمی را غیرسازنده و سیاسی میداند.
در ۲۰ نوامبر، ایران رسماً به آژانس بینالمللی انرژی اتمی اطلاع داد که توافق قاهره با آژانس را که در ماه سپتامبر منعقد شده بود، فسخ میکند. توافق قاهره بین ایران و آژانس بینالمللی انرژی اتمی در ماه سپتامبر در مصر امضا شد و خطوط کلی همکاری ایران با این سازمان بینالمللی را با در نظر گرفتن حملات به تأسیسات هستهای ایران مشخص کرد. این تصمیم با از سرگیری قطعنامههای شورای امنیت سازمان ملل در مورد تحریمها علیه ایران اتخاذ شد. در عین حال، تهران آمادگی خود را برای بررسی پیشنهادات برای یک توافق جدید با آژانس بینالمللی انرژی اتمی اعلام کرد. قالب همکاری با آژانس توسط شورای عالی امنیت ملی ایران تعیین خواهد شد.
با وجود ادعاهای گروسی، کارکنان آژانس بینالمللی انرژی اتمی در پاییز از رآکتور تحقیقاتی تهران که برای توسعه پزشکی هستهای استفاده میشود و همچنین نیروگاه هستهای بوشهر که با مشارکت روسیه در حال ساخت است، بازدید کردند که آخرین بازدید آنها در اوایل نوامبر بود. با این حال، نمایندگان آژانس بینالمللی انرژی اتمی از سایتهای دیگر، یعنی نطنز، اصفهان و فردو، که در جریان جنگ متجاوزانه ژوئن از سوی آمریکا و اسرائیل بمباران شدند، بازدید نکردند و محمد اسلامی، معاون رئیس جمهور و رئیس سازمان انرژی اتمی درباره اظهارات اخیر رافائل گروسی مبنی بر آغاز بازرسیها از ایران گفت: «اینکه تحت فشار اسرائیل، سه کشور اروپایی و آمریکا بر ما فشار وارد میکنند، تاثیری بر ما ندارد؛ بلکه این آژانس است که باید پاسخگو باشد و به دنیا نیز پاسخ بدهد.»
در همین حال، سرگئی لاوروف، وزیر امور خارجه روسیه، در مصاحبهای با خبرگزاری صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران گفت که روسیه و ایران در مورد چگونگی و شرایط از سرگیری روابط این جمهوری با آژانس بینالمللی انرژی اتمی و کشورهای غربی گفتوگو کردهاند، اما تصمیم نهایی با تهران است.

تولید بی اعتمادی بین ایران و غرب
ایران طی دو دهه گذشته از نزدیک تجربه کرده که برخی دادههای فنی و اطلاعات حساس ارائهشده به آژانس نهایتاً در اختیار سرویسهای اطلاعاتی آمریکا و اسرائیل قرار گرفته و برای عملیات خرابکارانه یا فشار سیاسی استفاده شده است. بنابراین وقتی اروپا در فضایی سیاسیشده و بدون تضمینهای لازم، درخواست دسترسی گسترده را مطرح میکند، واکنش طبیعی ایران – محدودکردن دادههای غیرضروری و افزایش کنترل بر همکاریها – نه رفتار خصمانه، بلکه پاسخی منطقی به نااطمینانی تحمیلشده است. همین چرخه، همان مارپیچ بیاعتمادیای است: هر فشار تازه، انگیزهای تازه برای کاهش همکاری ایجاد میکند؛ و هر کاهش همکاری، بهانهای تازه برای فشار بیشتر طرف مقابل میشود.
اروپا با این رویکرد نهتنها بیاعتمادی را افزایش میدهد، بلکه هزینه امنیتی رفتارهایش را نیز نمیسنجد. در شرایط فعلی، محیط امنیتی ایران پیچیدهتر از هر زمان دیگری است: از یکسو رقابت قدرتهای بزرگ به نقطه جوش رسیده، از سوی دیگر جنگ غزه و تحولات غرب آسیا موازنههای منطقهای را دگرگون کرده و از سوی سوم تحریمهای اقتصادی و محدودیتهای مالی همچنان بخشی از فضای عمل ایران را تحت تأثیر قرار میدهد. در چنین محیطی، وارد کردن فشار بدون درنظر گرفتن «توازن منافع» انگیزه ایران را برای تقویت توان بازدارندگی افزایش میدهد. واقعگرایی تدافعی همواره بر این نکته تأکید دارد: کشورها وقتی احساس ناامنی کنند، نه عقبنشینی، بلکه افزایش هزینه برای طرف مقابل را انتخاب میکنند.
افزون بر این، اروپا گرفتار یک توهم قدرت نیز هست. تجربه برجام به روشنی نشان داد اروپا بدون همراهی آمریکا به ایفای نقش مستقل و سازنده قادر نیست. خروج آمریکا از توافق و ناتوانی اروپا در اجرای حتی حداقلی از تعهدات خود، اعتبار این کشورها را در چشم ایران و بسیاری از بازیگران دیگر کاهش داد. اکنون نیز اروپا، که درگیر بحران انرژی و وابستگی امنیتی به واشینگتن است، میکوشد با ارائه قطعنامهای علیه ایران، «تصویر» قدرت را بازسازی کند؛ درحالیکه فاقد ابزارهای واقعی برای تحمیل نتیجه است. این رفتار، نمونهای از همان اقداماتی است که کشورها برای جبران ضعف ساختاری انجام میدهند؛ اقداماتی نمادین که گاه بیش از آنکه سودمند باشد، به تشدید تنش منجر میشود.
در چنین فضایی، ایران باید سیاستی مبتنی بر «هشیاری راهبردی» اتخاذ کند. این یعنی حفظ سطح ضروری از همکاری با آژانس، در حدی که امکان اجماعسازی علیه ایران به حداقل برسد، اما درعینحال جلوگیری از تبدیل شدن آژانس به اهرم فشار اطلاعاتی. ایران میتواند ضمن تأکید بر تعهد خود به همکاری فنی، بهخوبی نشان دهد که مشکل اصلی نه با آژانس، بلکه با «سیاسیسازی آژانس» توسط اروپا و برخی بازیگران دیگر است. این تفکیک مهم، مانع از آن میشود که ایران در دام اروپا بیفتد و درگیری خود را با نهاد فنی تعریف کند، درحالیکه بازیگر اصلی پشت صحنه اروپاست.اروپاییها نیز اگر واقعاً به دنبال امنیت منطقهای و جهانی هستند، باید این واقعیت را درک کنند که تضعیف آژانس هیچ دستاورد پایداری برای آنان نخواهد داشت. هرچه اعتماد ایران به بیطرفی آژانس کمتر شود، همکاریها کاهش مییابد و امکان شکلگیری توافقات آینده دشوارتر خواهد شد. در نهایت، اروپاییها باید بپذیرند مسیر فشار و قطعنامهسازی نه ایران را وادار به امتیازدهی میکند و نه به امنیت آنان میافزاید؛ تنها نتیجه آن فروپاشی تدریجی اعتبار نهادی است که ستون اصلی نظام نظارت بینالمللی محسوب میشود.راه واقعگرایانه نه در فشار بیپایه، بلکه در ایجاد توازن منافع، احترام به حساسیتهای امنیتی طرف مقابل و اجتناب از اقدامات تحریکآمیزی است که نااطمینانی را افزایش میدهد. اروپا اگر در پی امنیت است، باید بهجای بازتولید بیاعتمادی، به سمت بازسازی اعتماد حرکت کند؛ و این مسیر، نه از قطعنامههای سیاسی، بلکه از درک واقعیتهای قدرت و احترام به منطق امنیتی بازیگران میگذرد.






