تکیه بر کنترل نارضایتی ها موجب ثبات و پایداری نخواهد شد
- شناسه خبر: 19680
- تاریخ و زمان ارسال: 7 بهمن 1404 ساعت 12:07
- منتشرکننده: مدیریت

گزارش «بشارت نو» از هشدار جامعه شناسان نسبت به تحولات اجتماعی:
میترا موحد/ پس از اعتراضات اخیر برخی از جامعه شناسان مطرح کشور نسبت به آینده کشور هشدار می دهند. این در حالی است که انجمن جامعه شناسی ایران نیز در بیانیه ای تحلیل نسبت افزایش چرخع خشونت در کشور هشدار داده است. انجمن جامعه شناسی ایران در این زمینه نوشت: در روزهای گذشته، کشور شاهد موجی گسترده از خشونت و کشتهشدن هزاران شهروند بوده است؛ رخدادهایی که ابعاد انسانی، اجتماعی و سیاسی آن، جامعه را در وضعیتی عمیقاً نگرانکننده قرار داده است. این شرایط، اگرچه برای بسیاری تکاندهنده و ناگهانی به نظر میرسد، اما در واقع بیسابقه و غیرقابلپیشبینی نبوده است. در سالهای گذشته، تحلیلگران حوزههای اقتصادی، سیاسی و اجتماعی بارها نسبت به انباشت بحرانها و پیامدهای تداوم مسیرهای نادرست هشدار داده و نسبت به رسیدن جامعه به نقطهای مشابه آنچه امروز شاهد آن هستیم، اخطار داده بودند؛ هشدارهایی که عمدتاً با بیتوجهی ساختاری مواجه شد.
در ادامه این بیانیه آمده است: در چنین وضعیتی، امکان مدیریت بحران صرفاً از طریق روایتسازی و کنترل گفتمانی، عملاً از میان رفته و جامعه وارد چرخهای از خشونت فزاینده شده است؛ چرخهای که نهتنها امنیت انسانی، بلکه چشمانداز آینده ایرانزمین را با ابهام و بیمی جدی مواجه کرده است. استمرار این روند، پیامدهایی فراتر از مقاطع کوتاهمدت داشته و بنیانهای همبستگی اجتماعی و اعتماد عمومی را بهشدت فرسوده میکند.
با توجه به این پیامدها، انجمن جامعهشناسی ایران، در مقام یک نهاد علمی و اجتماعی، وظیفه خود میداند نسبت به ابعاد انسانی و اجتماعی این وضعیت موضعگیری کرده و بر ضرورت توقف خشونت و بازاندیشی جدی در مسیرهای طیشده تأکید کند.
این انجمن با تأثر و نگرانی عمیق، تداوم خشونتهای گسترده و کشتهشدن چند هزار انسان را که بخش قابلتوجهی از آنان غیرنظامیان بیدفاع بودهاند، فاجعهای عمیقاً انسانی و نگرانکننده میداند. ابعاد این رویدادها، فراتر از آمار و ارقام، نشانه فروپاشی مکرر اصول بنیادین کرامت انسانی و تهدیدی جدی برای همبستگی اجتماعی و وجدان جمعی است.

از منظر جامعهشناختی، عادیشدن مرگ گسترده انسانها و تداوم چرخه خشونت، پیامدهایی بلندمدت و ویرانگر برای اعتماد اجتماعی، امنیت انسانی و امکان همزیستی مسالمتآمیز در آینده به همراه خواهد داشت. هیچ مصلحت سیاسی یا نظامی نمیتواند توجیهگر چنین سطحی از رنج و ویرانی انسانی باشد. انجمن جامعهشناسی ایران، در چارچوب مسئولیت علمی و اجتماعی خود، بر ضرورت فوری توقف خشونتها، احترام مؤثر به جان غیرنظامیان، و پایبندی عملی به اصول شناختهشده حقوق بشر و حقوق بینالملل انسانی تأکید میکند. بیتفاوتی در برابر این حجم از رنج انسانی، نهتنها از منظر اخلاقی، بلکه از منظر علمی و اجتماعی نیز غیرقابلدفاع است.ما همدردی عمیق خود را با قربانیان و بازماندگان این رویدادهای تلخ اعلام میکنیم و بر این باوریم که تنها از مسیر عقلانیت، مسئولیتپذیری و تلاش جدی برای یافتن راهحلهای غیرخشونتآمیز میتوان مانع تداوم این چرخه مخرب شد.
هشدار آزاد ارمکی و فاضلی و معیدفر
پیش ای این تقی آزاد ارمکی در نامه ای خطاب به پزشکیان نوشت: برای اجتناب از خونریزی و تن به فروپاشی دادن، تن دادن به «تغییرات بنیادین از درون» فرایند عبور از جمهوری اسلامی دوم و تحقق جمهوری اسلامی سوم میتواند ممکن سازد.در بخش هایی از نامه آزادارمکی آمده است:« شرایط به گونهای شده است که ایران با «جامعه بی دولت» به دلیل استیصالهای متعدد و «مداخله گریهای حکومت» به دلیل توهم معنایی، سرگردانی، و بازخوانی مکرر گزارههای ناکارآمد گذشته، همراه شده است. با این وجود، ایران با موقعیتی که انرا «جامعه قوی» در راستای تغییرات ساختاری مینامم، روبهرو شده است. جامعه قوی در صورت فقدان همراه و همگامش که میتواند دولت مدرن باشد، میتواند به جامعه اعتراضی و در نهایت عصیانگر تبدیل شود. تبدیل ظرفیت میل به تغییرات بنیادین با بی حاصلی ساحت نقد و تظاهرات جمعی و حضور دشمنان تاریخی قسم خورده، چون ترامپ و نتانیاهو و غرب وحشی، امکان عصیانگری فراگیر و تحقق فروپاشی را ممکن میسازد. از طرف دیگر، به نظر میرسد با توجه به قدرت و منزلت طبقه متوسط و نیروهای حوزه مدنی هنوز هم تا حدودی میتوان با بازگشت به جامعه و تلاش در همراهی با کنشگران مدنی به «راه سومی» در اینده ایران فکر کرد. زیرا این نیروها که قصدشان اجتناب از فروپاشی و تن ندادن به دیکتاتوری دیگری است، به سازه راه دیگر که همان «جمهوری اسلامی سوم» است، میاندیشند. با بی حاصلی اعتراضهای اجتماعی که در پی اصلاح در شیوهها و روشها و در نهایت ساختار اجتماعی بوده است، میتواند اکثریت نیروهای اجتماعی و کنشگران را به جای جمهوری اسلامی سوم» به اجبار به سمت گرفتن تصمیمی سخت، چون «عبور از جمهوری اسلامی» متمایل کند.»
نعمتالله فاضلی، جامعهشناس نیزدرباره اعتراضات در ایران عنوان کرد: مسئولان بهجای تولید رضایت، همّ و غم و توان خود را بر مدیریت و کنترل نارضایتیها متمرکز کردهاند. این رویکرد، یعنی بیتوجهی به رضایت و تکیه بر کنترل نارضایتی، موجب ثبات و پایداری نشده و نخواهد شد. اگرچه عامل محرک و جرقه اولیه اعتراضات، محرومیتها، نابرابریها و فشارهای مادی و عینی بر زندگی مردم بوده است، اما این اعتراضات در بستری اجتماعی، سیاسی و فرهنگی بسیار بزرگتر امکان ظهور و بروز پیدا کردهاند؛ بستری که در آن نارضایتی ابعادی پیچیده و درهمتنیده دارد. مسئولان بهجای تولید رضایت، همّ و غم و توان خود را بر مدیریت و کنترل نارضایتیها متمرکز کردهاند. این رویکرد، یعنی بیتوجهی به رضایت و تکیه بر کنترل نارضایتی، موجب ثبات و پایداری نشده و نخواهد شد.
سعید معیدفر جامعهشناس و استاد بازنشسته دانشگاه تهران در تحلیل خود از اعتراضات اخیر مردم نیزگفت: ما مسیر دشواری را پشت سر گذاشتیم. کشور که پیش از این در دوره اصلاحات وضعیت نسبتاً قابل قبولی داشت، بهتدریج به سوی تجمع بحرانها در تمامی حوزهها پیش رفت. شرایطی که در اواخر دوره اصلاحات، به ویژه در دولت هشتم، کشور را به سمت تکامل و پیشرفت میکشاند؛ بهطوریکه اگر همان روند ادامه مییافت، امروز میتوانستیم جزو بیست اقتصاد برتر جهان باشیم، ما را به حل مشکلات در سطح بین المللی و تشویق به رشد و توسعه داخلی سوق داد. در این مسیر، جوانان نیز امید خود را به دست میآوردند. اما در نهایت آن مسیر حفظ نشد و از دوره احمدینژاد فقر، بدبختی، بنبست و بحران تجربه کردیم و مسیر پیشرو بهجای بازی برد‑برد، به بازی باخت‑باخت تبدیل شد.






