خطر «سقوط اعتماد» بزرگ تر از ریزش شاخص هاست
- شناسه خبر: 21627
- تاریخ و زمان ارسال: 29 اردیبهشت 1405 ساعت 14:36
- منتشرکننده: مدیریت

گزارش «بشارت نو» از علل بحران بازارهای مالی در آستانه بازگشایی بورس:
فیروزه نعیمی/در روزهایی که اقتصادها زیر فشار بحرانهای سیاسی، امنیتی و جنگی قرار دارند، بازارهای مالی نخستین جایی هستند که واکنش نشان میدهند. بازار سرمایه معمولاً پیش از انتشار آمارهای رسمی یا گزارشهای اقتصادی، ترس، بیثباتی و ریسک منفی را منعکس میکند. حالا در شرایطی که تعطیلی بورس سومین ماه خود را پشت سر میگذارد، این پرسش جدی مطرح میشود که آیا توقف معاملات واقعاً به کنترل بحران کمک کرده یا خود به عاملی برای تشدید بیاعتمادی تبدیل شده است؟
به همین دلیل، مدیریت بورس در شرایط بحران صرفاً یک موضوع اقتصادی نیست؛ بلکه بخشی از مدیریت اعتماد عمومی در سطح کلان محسوب میشود. تجربه بحرانهای بزرگ جهانی نشان داده تصمیمگیریهای عجولانه و هیجانی میتواند خسارتی بهمراتب سنگینتر از خود بحران به بازار سرمایه وارد کند. در چنین شرایطی، آنچه اهمیت دارد تنها جلوگیری از افت شاخصها نیست، بلکه حفظ اعتماد سرمایهگذاران، تداوم نقدشوندگی بازار و جلوگیری از گسترش وحشت عمومی است.
بازارهای مالی بزرگ جهان برای شرایط اضطراری، جنگ، بحرانهای سیاسی و شوکهای اقتصادی، سناریوهای مشخصی دارند. نهادهایی مانند صندوق بینالمللی پول و سازمان بینالمللی کمیسیون اوراق بهادار طی سالهای گذشته مطالعات گستردهای درباره نحوه مدیریت بازار سرمایه در بحران انجام دادهاند. وجه مشترک تمام این توصیهها یک اصل کلیدی است: «در بحران، حفظ بقای بازار مهمتر از کنترل ظاهری آن است.»
جلوگیری از فروپاشی اعتماد
نخستین وظیفه نهاد ناظر در دوران بحران، حفظ عملکرد بازار و جلوگیری از فروپاشی اعتماد عمومی است. اگر سرمایهگذار احساس کند شرایط از کنترل خارج شده یا سیاستگذار برنامه مشخصی برای مدیریت وضعیت ندارد، موج ترس به سرعت در بازار گسترش پیدا میکند. به همین دلیل، نهادهای بینالمللی تأکید میکنند حتی در شدیدترین بحرانها نیز بازار باید قابل اتکا، شفاف و باثبات باقی بماند.
اعتماد، مهمترین سرمایه هر بازار مالی است. بازاری که اعتماد خود را از دست بدهد، حتی پس از پایان بحران نیز بهسختی میتواند به شرایط عادی بازگردد.

تعطیلی بورس، تصمیمی پرهزینه
یکی از جنجالیترین تصمیمها در زمان بحران، تعطیلی بورس است. در نگاه اول، توقف معاملات ممکن است اقدامی منطقی برای جلوگیری از ریزش بازار به نظر برسد، اما تجربه جهانی تصویر متفاوتی ارائه میدهد. تعطیلی ناگهانی بورس این پیام را به سرمایهگذاران منتقل میکند که سیاستگذار دیگر توان مدیریت شرایط را ندارد؛ برداشتی که میتواند بحران اعتماد را عمیقتر کند. در واقع، زمانی که بازار بسته میشود، ترس از بین نمیرود، بلکه فقط امکان مشاهده، تحلیل و مدیریت آن محدود میشود. صندوق بینالمللی پول نیز بارها تأکید کرده که توقف کامل معاملات باید آخرین گزینه سیاستگذار باشد، نه نخستین واکنش. بازارها ذاتاً برای کشف قیمت و انتقال اطلاعات طراحی شدهاند و هرگونه اختلال طولانیمدت در این فرآیند، فضای ابهام و نگرانی را تشدید میکند. از سوی دیگر، بحرانها معمولاً با افزایش شایعات و اخبار غیررسمی همراه هستند. جنگ فقط یک بحران اقتصادی نیست؛ بلکه یک بحران اطلاعاتی نیز محسوب میشود. در چنین فضایی، اخبار جعلی، تحلیلهای غیرواقعی و رفتارهای سازمانیافته برای دستکاری بازار افزایش پیدا میکند و به همین دلیل، نقش نهادهای ناظر در دوران بحران چند برابر میشود.
تقویت نظارت و شفافیت
در چنین شرایطی، نظارت لحظهای بر معاملات باید تقویت شود. شناسایی سریع رفتارها و معاملات مشکوک، مقابله با انتشار اخبار کذب و محدود کردن فعالیت بازیگران مخرب، از جمله اقداماتی است که میتواند از تشدید بحران جلوگیری کند.
در کنار نظارت، شفافیت نیز به یکی از حیاتیترین مؤلفههای مدیریت بازار تبدیل میشود. سرمایهگذار بیش از هر چیز از بیخبری میترسد. زمانی که اطلاعات رسمی بهموقع منتشر نشود، شایعه جای تحلیل را میگیرد و رفتارهای هیجانی بر بازار حاکم میشود.
به همین دلیل، بورس و نهاد ناظر باید در شرایط بحرانی اطلاعرسانی مستمر، دقیق و شفاف داشته باشند. توضیح روشن درباره تصمیمات، انتشار منظم وضعیت شرکتها و ارائه چشماندازی قابل فهم برای فعالان بازار، میتواند تا حد زیادی از شکلگیری ترس عمومی جلوگیری کند. بازارهایی که در بحران سکوت میکنند، معمولاً زودتر اعتماد سرمایهگذاران خود را از دست میدهند.
نقش بانک مرکزی در مدیریت بحران
مدیریت بحران در بورس، صرفاً به عملکرد سازمان بورس محدود نمیشود. تجربه جهانی نشان داده موفقیت بازار سرمایه در شرایط بحرانی، وابستگی مستقیمی به هماهنگی میان نهادهای اقتصادی و پولی دارد. بورس به تنهایی قادر به مدیریت تمام ابعاد بحران نیست و به همین دلیل، تعامل نزدیک با بانک مرکزی و سایر نهادهای اقتصادی ضروری است. در چنین شرایطی، بانک مرکزی نقشی کلیدی در حفظ ثبات مالی ایفا میکند؛ از تأمین نقدینگی و حمایت از شبکه بانکی گرفته تا جلوگیری از سرایت بحران مالی و کنترل بازار ارز. هرچه هماهنگی میان سیاستگذار پولی و نهاد ناظر بازار سرمایه بیشتر باشد، احتمال کنترل بحران نیز افزایش پیدا میکند.
بزرگترین اشتباه سیاستگذار
مهمترین اشتباه سیاستگذار در بحران، تصمیمگیری هیجانی و تغییرات مداوم مقررات است. بازار سرمایه ذاتاً با ریسک کنار میآید، اما آنچه سرمایهگذار را نگران میکند، غیرقابل پیشبینی شدن سیاستهاست. اگر فعالان اقتصادی احساس کنند هر روز ممکن است قانون جدیدی تصویب شود یا تصمیمات ناگهانی گرفته شود، سطح بیثباتی به شدت افزایش پیدا میکند.
بازارها از جنگ آسیب میبینند، اما از بیثباتی تصمیمگیری بیشتر میترسند. تجربه بحرانهای جهانی نشان میدهد ثبات در سیاستگذاری، حتی در شرایط دشوار، تأثیری بهمراتب بیشتر از محدودیتهای معاملاتی یا تزریق منابع مالی دارد.
شبیهسازی بحران و آموزش سرمایهگذاران
توسعه ابزارهای مدیریت ریسک، طراحی سیستمهای هشداردهنده و شبیهسازی سناریوهای مختلف میتواند به سیاستگذاران کمک کند پیش از تبدیل شدن بحران به یک تهدید فراگیر، واکنش مناسب را انتخاب کنند. بازارهایی که برای بحران تمرین نکردهاند، معمولاً هنگام وقوع بحران غافلگیر میشوند.
در این میان، نقش سرمایهگذاران خرد نیز بسیار مهم است. بسیاری از فعالان بازار تجربه حضور در شرایط بحرانی را ندارند و به همین دلیل بیشتر در معرض رفتارهای هیجانی قرار میگیرند. انتشار اخبار منفی و فضای بیثبات میتواند موجب تصمیمات غیرمنطقی و افزایش فشار فروش شود.
به همین دلیل، بورسها باید علاوه بر ارائه اطلاعات دقیق، نقش آموزشی و آرامکننده نیز ایفا کنند تا از گسترش رفتارهای هیجانی جلوگیری شود. تجربه بحرانهای جهانی نشان داده بازارها با اعتماد زنده میمانند، نه صرفاً با دامنه نوسان، توقف معاملات یا محدودیتهای دستوری.
جنگ اطلاعاتی در بازار سرمایه
بحرانها معمولاً فقط اقتصادی نیستند؛ بلکه همزمان به بحران اطلاعاتی نیز تبدیل میشوند. در چنین فضایی، شایعات، اخبار جعلی و تحلیلهای غیرواقعی به سرعت در بازار منتشر میشوند و زمینه برای دستکاری بازار افزایش پیدا میکند.
به همین دلیل، نقش نهادهای ناظر در دوران بحران چند برابر میشود. نظارت لحظهای بر معاملات، شناسایی رفتارهای مشکوک و مقابله با انتشار اخبار کذب، از جمله اقداماتی است که میتواند از تشدید بحران جلوگیری کند.
در نهایت، مهمترین اولویت بازار سرمایه در زمان جنگ و بحران باید حفظ اعتماد عمومی باشد؛ اعتمادی که با شفافیت، ثبات تصمیمگیری، اطلاعرسانی دقیق و حفظ نقدشوندگی بازار به دست میآید. جنگها و بحرانها دیر یا زود پایان مییابند، اما بازارهایی که اعتماد سرمایهگذاران خود را از دست بدهند، ممکن است سالها برای بازسازی اعتبار خود زمان نیاز داشته باشند.
مدیریت بورس در دوران بحران، صرفاً مدیریت شاخصها و معاملات نیست؛ بلکه مدیریت اعتماد عمومی است؛ سرمایهای که اگر از بین برود، بازگرداندن آن بسیار دشوارتر از جبران هر افت اقتصادی خواهد بود.






