دولتی که فرصت عادیبودن پیدا نکرد
- شناسه خبر: 23197
- تاریخ و زمان ارسال: 26 مرداد 1405 ساعت 11:46
- منتشرکننده: مدیریت

گزارش «بشارت نو» از کارنامه دولت چهاردهم در آغاز سومین سال:
سیدرضا هاشمیزاده/روزنامه نگار
قضاوت درباره کارنامه دولت مسعود پزشکیان در آستانه ورود به سومین سال فعالیت، اگر بخواهد منصفانه و به دور از حبوبغضهای سیاسی باشد، نمیتواند تنها بر پایه چند شاخص اقتصادی، میزان تحقق وعدههای انتخاباتی یا کشمکشهای رایج میان دولت و منتقدانش انجام شود.
دولت چهاردهم از همان لحظه تولد، دولتی معمولی نبود.
این دولت در شرایطی شکل گرفت که کشور پیش از آن، یکی از غیرعادیترین دورههای سیاسی خود را پشت سر گذاشته بود. شهادت رئیسجمهور پیشین و همراهانش در سانحه سقوط بالگرد، انتخابات زودهنگام ریاستجمهوری را به کشور تحمیل کرد؛ انتخاباتی که در شرایطی خاص، با فضای اجتماعی و سیاسی ویژه و با میزان مشارکتی که خود محل بحث و تحلیل بود، برگزار شد.
مسعود پزشکیان در واقع دولتی را تحویل نگرفت که چهار سال فرصت پیش روی خود ببیند و بتواند مطابق یک برنامه عادی، دولتش را از نقطه “الف” به نقطه”ب” برساند. او از همان آغاز با انبوهی از بحرانهای انباشته روبهرو شد؛ بحرانهایی که بخشی از آن میراث گذشته بود و بخش دیگری در طول عمر دولت، یکی پس از دیگری بر سر کشور فرود آمد.
به همین دلیل، شاید مهمترین ویژگی دولت چهاردهم تا امروز این باشد که دولت پزشکیان هنوز فرصت نکرده در شرایط عادی ،مدیریت کند.
از انتخابات زودهنگام تا بازگشت ترامپ
اولین موضوع ، خود نحوه شکلگیری دولت بود. دولت چهاردهم نه در پایان طبیعی یک دوره ریاستجمهوری، بلکه در نتیجه یک حادثه ناگهانی و انتخابات زودهنگام روی کار آمد. این وضعیت از همان ابتدا، شرایط متفاوتی را برای دولت پیش آورد.
دولت جدید علاوه بر مشکلات معمول اقتصادی و مدیریتی، باید با فضای سیاسی پس از انتخابات، شکافهای اجتماعی، بیاعتمادی بخشی از جامعه و رقابتهای شدید جناحی نیز مواجه میشد.
اما هنوز دولت فرصت چندانی برای تثبیت خود پیدا نکرده بود که تحولات بینالمللی و منطقهای نیز وارد مرحله تازهای شد.
بازگشت دونالد ترامپ به قدرت در آمریکا، بهمعنای بازگشت یکی از سختگیرانهترین و تهاجمیترین رویکردها در قبال ایران بود. سیاستی که در دوره جو بایدن، هرچند فشار تحریمها و محدودیتها را از میان نبرده بود، اما در مقایسه با دوره نخست ترامپ، از شدت پیشبینیناپذیری و تنش مستقیم کمتری برخوردار بود.
دولت پزشکیان در چنین فضایی ناچار بود همزمان دو مسیر دشوار را طی کند .از یکسو تلاش برای مدیریت سیاست خارجی و کاهش فشارهای بینالمللی و از سوی دیگر، اداره اقتصادی که سالهاست با تحریم، محدودیتهای بانکی، مشکلات فروش نفت، کاهش سرمایهگذاری، کسری بودجه و تورم دستوپنجه نرم میکند.
این البته مسئلهای نیست که بتوان آن را به طور کامل به دولت چهاردهم نسبت داد. اما مردم نیز حق دارند از دولت مستقر بپرسند که در برابر این وضعیت چه کرده است.
اینجاست که مرز میان “توضیح شرایط” و “توجیه ناکارآمدی” اهمیت پیدا میکند.
شرایط دشوار، دولت را از پاسخگویی معاف نمیکند؛ اما در عین حال، منتقد منصف نیز نمیتواند این شرایط را نادیده بگیرد.
اقتصاد؛ بیماری که پیش از دولت چهاردهم وجود داشت
دولت پزشکیان اقتصادی را تحویل گرفت که پیش از آن نیز با مشکلات ساختاری و مزمن مواجه بود؛ تورم بالا، کاهش قدرت خرید مردم، بحران ناترازی در بخشهای مختلف، وضعیت دشوار بانکها، کسری بودجه، مشکلات ارزی، تحریمهای مالی و بانکی و کاهش سرمایهگذاری.
اینها بیماریهایی نبودند که در چند ماه یا حتی یک سال ایجاد شده باشند و طبیعتاً انتظار حل همه آنها در یک یا دو سال نیز واقعبینانه نیست.
اما این واقعیت نباید باعث شود که دولت از زیر بار مسئولیت شانه خالی کند.
مردم زندگی خود را با نمودارهای بلندمدت اقتصاد نمیسنجند. برای خانوادهای که اجاره خانهاش افزایش پیدا کرده، سفرهاش کوچکتر شده یا هزینه درمان و آموزش فرزندانش سنگینتر شده است، اینکه ریشه تورم به کدام دولت بازمیگردد، تفاوت چندانی ایجاد نمیکند،مردم نتیجه را می بینند .
در این زمینه، کارنامه دولت چهاردهم را نمیتوان کاملاً موفق دانست. تورم، گرانی، نگرانی از آینده، فشار بر طبقات متوسط و ضعیف و دشواری تأمین هزینههای زندگی، همچنان از مهمترین واقعیتهای جامعه ایران است.
اما در عین حال، باید پرسید اگر دولت در همین دوره کوتاه با بحرانهای امنیتی و نظامی تازه نیز مواجه نمیشد، آیا امکان بیشتری برای تمرکز بر اصلاحات اقتصادی داشت؟
پاسخ به این سؤال ساده نیست.
اقتصاد ایران در شرایط عادی هم با دشواریهای فراوان مواجه است؛ اما جنگ و ناامنی، هر اقتصاد شکنندهای را شکنندهتر میکند. سرمایهگذاری عقب مینشیند، هزینههای دولت افزایش مییابد، فضای روانی جامعه متشنج میشود و بازارها نسبت به هر خبر و حادثهای واکنش نشان میدهند.
از این منظر، بخش مهمی از عملکرد دولت چهاردهم را باید در چارچوب اقتصادِ تحت فشار بحران بررسی کرد.

وقتی دولت از میز مذاکره به اتاق بحران رفت
یکی از مهمترین نقاط عطف دوران دولت پزشکیان، تشدید تنش نظامی و امنیتی در منطقه و ورود ایران به مرحلهای تازه از تقابل مستقیم بود.
حوادث و حملات نظامی، شهادت رهبری و فرماندهان و…، حمله به نقاط و زیرساختهای کشور و سپس گسترش تنشها، فضای اداره کشور را بهطور جدی تغییر داد.
اگر پیش از این، دولت پزشکیان عمدتاً با مسئله اقتصاد، تحریم و تلاش برای کاهش تنش خارجی مواجه بود، از این مرحله به بعد، “امنیت” و “مدیریت شرایط جنگی” نیز به مرکز ثقل اداره کشور تبدیل شد.
در چنین وضعیتی، دولت دیگر تنها دولتِ بودجه، اقتصاد و سیاست داخلی نیست.
دولت باید همزمان زنجیره تأمین کالاهای اساسی را حفظ کند، نظام اداری را سرپا نگه دارد، منابع مالی را مدیریت کند، به مردم اطمینان دهد، آثار روانی بحران را کنترل کند و در عین حال، از آسیبپذیری بیشتر زیرساختهای اقتصادی و اجتماعی جلوگیری کند.
به زبان سادهتر، دولت باید کشور را در حالی اداره کند که بخش بزرگی از انرژی و ظرفیتش صرف جلوگیری از بزرگتر شدن بحران میشود.
این شاید یکی از مهمترین واقعیتهایی باشد که در ارزیابی کارنامه پزشکیان کمتر دیده میشود.
هنر دولت در شرایط بحران چیست؟
ممکن است در یک وضعیت عادی، معیار موفقیت یک دولت ساختن پروژههای بزرگ، اجرای اصلاحات اقتصادی یا تحقق برنامههای توسعه باشد.
اما در وضعیت بحرانی، گاهی نخستین وظیفه دولت چیز دیگری است:
جلوگیری از سقوط.
این گزاره ممکن است در نگاه اول ستایش از حداقلها به نظر برسد، اما در شرایط غیرعادی، “سرپا نگه داشتن کشور” خود یک وظیفه پیچیده و مهم است.
تا این مقطع، با وجود همه فشارها، کشور با فروپاشی زنجیره تأمین کالاهای اساسی مواجه نشده است. سازوکار اداری کشور همچنان فعال است. پرداخت حقوقها و فعالیت دستگاههای اجرایی ادامه دارد. نظام مالی، هرچند با مشکلات جدی مواجه است، متوقف نشده و زندگی روزمره کشور، با وجود تمام اختلالات و فشارها، ادامه پیدا کرده است.
اینها شاید برای یک دولت در شرایط عادی، افتخار بزرگی نباشد؛ اما برای کشوری که همزمان با تحریم، بحران اقتصادی، تنش سیاسی و خطر جنگ روبهرو است، نباید کماهمیت تلقی شود.
این به معنای موفقیت کامل دولت نیست.
بلکه به معنای آن است که دولت چهاردهم، تا اینجا در مهمترین آزمون خود، یعنی جلوگیری از تبدیل بحرانهای متعدد به بحران فروپاشنده، کاملاً ناموفق نبوده است.
دولت زیر فشار از بیرون و درون
اما فشارهای دولت پزشکیان تنها از خارج از مرزها نمیآید.
دولت چهاردهم در داخل نیز با مخالفتها و فشارهای سیاسی روبهرو بوده است. بخشی از این مخالفتها طبیعی و حتی ضروری است. هیچ دولتی نباید از نقد مصون باشد و مجلس، رسانهها و جریانهای سیاسی حق دارند از دولت سؤال کنند.
اما میان “نقد” و “زمینگیر کردن دولت” تفاوت وجود دارد.
وقتی کشور در شرایط امنیتی و اقتصادی حساس قرار دارد، تبدیل هر تصمیم دولت به یک نبرد جناحی، میتواند هزینه آن را از سطح یک دولت فراتر ببرد و به خود کشور تحمیل کند.
در ماههای گذشته، بارها برخی جریانهای سیاسی، دولت را نه بهعنوان دولت مستقر جمهوری اسلامی، بلکه بهعنوان رقیبی سیاسی دیده اند و عامدانه یا ناعامدانه آن را تضعیف کرده اند .
این نگاه، در شرایط عادی نیز محل نقد است؛ اما در شرایط بحرانی میتواند خطرناکتر باشد.
دولت پزشکیان البته نمیتواند همه مشکلات خود را به “تندروها” یا “مخالفان” نسبت دهد. ضعفهای مدیریتی، کندی برخی تصمیمات، ناتوانی در کنترل انتظارات اقتصادی و نارضایتی عمومی، مسائلی واقعی هستند و باید مورد نقد قرار گیرند.
اما انصاف حکم میکند که گفته شود دولت در فضایی بسیار پیچیدهتر از رقابتهای معمول سیاسی فعالیت میکند.
دولتِ وعدهها یا دولتِ بقا؟
شاید پزشکیان با تصور دولتی متفاوت وارد انتخابات شد؛ دولتی که بتواند بر وفاق ملی، کاهش تنش، گفتوگو و بهبود شرایط اقتصادی تمرکز کند.
اما واقعیت، چیز دیگری شد.
دولت چهاردهم در بخش بزرگی از عمر خود، به جای اجرای کامل برنامههای انتخاباتی، مشغول مدیریت بحرانهایی شد که بسیاری از آنها در زمان انتخابات قابل پیشبینی نبودند.
اینجاست که شاید لازم باشد درباره مفهوم “موفقیت” در کارنامه پزشکیان تجدیدنظر کرد.
آیا موفقیت فقط به معنای کاهش تورم، رشد اقتصادی و تحقق وعدههاست؟ بدون شک اینها مهماند.
اما آیا دولتی که در میانه مجموعهای از بحرانهای داخلی و خارجی، بتواند کشور را از ورود به وضعیت آشفتگی فراگیر دور نگه دارد، هیچ دستاوردی ندارد؟
پاسخ منفی است.
دولت پزشکیان را نمیتوان دولتی کاملاً موفق نامید. مشکلات اقتصادی مردم بسیار جدی است. فاصله میان وعدهها و واقعیت همچنان وجود دارد. بسیاری از اصلاحات ساختاری
هنوز آغاز نشده یا به نتیجه نرسیدهاند. نارضایتی اجتماعی مسئلهای واقعی است و دولت باید برای آن پاسخ داشته باشد.
اما در طرف دیگر نیز نمیتوان بهسادگی حکم به شکست دولت داد.
کارنامهای که باید با اگرها سنجیده نشود
شاید بزرگترین اشتباه در ارزیابی دولت چهاردهم این باشد که آن را با شرایط فرضی بسنجیم.
اینکه بگوییم اگر تحریم نبود، اگر جنگ نمیشد، اگر ترامپ بازنمیگشت، اگر بحرانهای امنیتی رخ نمیداد و اگر اقتصاد در این وضعیت نبود، پزشکیان میتوانست چه کند، کمکی به قضاوت درباره کارنامه واقعی او نمیکند.
دولت باید با همان شرایطی سنجیده شود که واقعاً در آن قرار گرفته است.
و واقعیت این است که دولت چهاردهم، از نخستین روزهای فعالیت خود، تقریباً پیوسته در معرض بحران بوده است.
این دولت فرصت نکرد ابتدا اقتصاد را سامان دهد و سپس به سیاست خارجی برسد. فرصت نکرد پس از تشکیل کابینه، مدتی در آرامش به اصلاح ساختارها بپردازد. فرصت نکرد یک دوره طبیعی “ماه عسل سیاسی” را پشت سر بگذارد.
تقریباً از همان ابتدا، هر بحران تازهای، بحران قبلی را تحتالشعاع قرار داد.
از انتخابات زودهنگام تا فشارهای اقتصادی، از تحولات آمریکا تا تنشهای منطقهای، از حملات نظامی تا تهدید زیرساختها و از بحرانهای اجتماعی داخلی تا فشارهای سیاسی و جناحی.
این شاید دقیقترین توصیف از دولت پزشکیان باشد:
دولتی که هنوز فرصت نکرده دولتِ عادی باشد.
ارزیابی کارنامه دولت چهاردهم نباید به ارزیابی های رایج سیاست ایران فروکاسته شود.
نه میتوان گفت پزشکیان با وجود همه مشکلات، دولتی کاملاً موفق بوده است؛ زیرا زندگی مردم، تورم، گرانی، کاهش قدرت خرید و نگرانیهای اجتماعی چنین داوریای را تأیید نمیکند.
و نه میتوان گفت دولت کاملاً شکست خورده است؛ زیرا در یکی از دشوارترین دورههای اداره کشور، هنوز توانسته ساختار اداره عمومی را حفظ کند و مانع از تبدیل بحرانهای متعدد به یک بحران فراگیر شود.
شاید داوری منصفانهتر این باشد.
دولت پزشکیان تا امروز دولت موفقی به معنای تحقق همه اهداف و وعدههایش نبوده، اما دولت ناموفقی هم به معنای فروپاشی مدیریت کشور نیست.
این دولت در میانه طوفان ایستاده است.
اما پرسش اصلی برای سال سوم فعالیت دولت این است که آیا دولت چهاردهم میتواند از مرحله “مدیریت بحران” عبور کند و وارد مرحله “حل مسئله” شود؟
زیرا هیچ دولتی نمیتواند تا پایان عمر خود فقط با منطق جلوگیری از بدتر شدن اوضاع اداره شود.
مردم حق دارند بدانند برنامه دولت برای تورم چیست؛ برای تحریم چیست؛ برای کاهش شکاف اجتماعی چیست؛ برای سرمایهگذاری، اشتغال، نظام بانکی و آینده نسل جوان چیست.
دولت چهاردهم در سال های نخست خود شاید بیش از هر چیز مشغول جلوگیری از فروریختن دیوارها بوده است.
اما سال سوم ، باید زمان ساختن باشد.
و این شاید بزرگترین آزمون مسعود پزشکیان و دولت او باشد.
آیا دولتی که تا امروز در میانه طوفان، کشور را سرپا نگه داشته، از این پس میتواند راهی برای حرکت رو به جلو نیز پیدا کند؟
داوری نهایی درباره دولت چهاردهم هنوز زود است؛ اما یک واقعیت را نمیتوان نادیده گرفت:
پزشکیان دولتی را در شرایط عادی تحویل نگرفت و تا امروز نیز فرصت اداره کشور در شرایط عادی را پیدا نکرده است.
این نه بهانهای برای چشمپوشی از ضعفهاست و نه دلیلی برای تبدیل دولت به قهرمان.
تنها شرط انصاف در قضاوت است.
دولت چهاردهم را باید همانگونه که هست دید؛ دولتی با ضعفها و خطاهای واقعی، اما درگیر شرایطی که اگر هر دولت دیگری نیز با آن روبهرو میشد، بعید بود بتواند بدون آسیب و هزینه از آن عبور کند.







