سرودن شعرهای اجتماعی و اعتراضی شجاعت میخواهد
- شناسه خبر: 21114
- تاریخ و زمان ارسال: 1 اردیبهشت 1405 ساعت 11:39
- منتشرکننده: مدیریت
فرید مختاری، نوازنده و مدرس موسیقی :
یفرید مختاری، نوازنده و مدرس موسیقی، معتقد است: شعر کلاسیک به دلیل ساختار وزنی منظم، زبان فخیم و ادبیات خاص و کهن خود، معمولاً با موسیقی دستگاهی، ارکسترال یا فرمهای آوازی سنتی پیوندی عمیق و دیرینه برقرار میکند. اگر دقت کرده باشید، بسیاری از شعرهای کلاسیک ما در قالب آثار موسیقی دستگاهی یا آوازی اجرا شدهاند که گاه تا دوازده دقیقه نیز ادامه مییابند و این نشاندهنده ظرفیت بالای این نوع شعر برای همراهی با موسیقیهای بلند و پیچیده است.
به گزارش ایلنا، شعر و ترانه در دنیای امروز نیز همچنان یکی از مولفههای مهم است. با اینکه طی دهه گذشته موسیقی و نوع صدابرداری و بهرهگیری از سازهای الکترونیک محبوبیت بسیار یافته، اما آمیختگی شعر و موسیقی در فرهنگ ایرانی همچنان پابرجاست. این دو مولفه مهم، همچنان نیز به عنوان ارکان اصلی خلق آثار ماندگار تلقی میشوند.
با توجه به تغییر ذائقه مخاطبان و افزایش چشمگیر تولیدات موسیقایی در سالهای اخیر، پرسش درباره کیفیت این پیوند، و جایگاه واقعی شعر در موسیقی امروز، به ضرورتی انکارناپذیر تبدیل شده است.
فرید مختاری؛ دانش آموخته کنسرواتوار موسیقى است و زیر نظر کلارا بوکوچاوا آموزش دیده است. وی نزد اساتید موسیقى ایرانى، نوازندگى سنتور و تمبک آموخته است. مختاری همچنین برای خوانندگانی چون محسن یگانه، رضا صادقى و روزبه بمانى کنسرت برگزار کرده است.
برگزارى کارگاههایی پیرامون شعر، ترانه، موسیقى و آواز ایرانی بخشی دیگر از فعالیتهای اوست. با او گفتگویی کردیم که در ادامه می آید.
با توجه به اینکه در زمینههای تولید، تهیه و اجرا مشغول به کار هستید، کمی از فعالیتهایتان بگویید.
سالهاست که به قول معروف از اهالی موسیقی به شمار میروم. هم موسیقی خواندهام و در مقاطع مختلف تحصیلات مرتبط با این هنر را دنبال کردهام و مدتی نیز کار خبرنگاری و سردبیری در رسانههای حوزه موسیقی انجام دادهام. اکنون بیشتر بهعنوان تهیهکننده، برنامهریز، مدیر اجرایی و طراح پروژههای موسیقی فعالیت میکنم.
آنچه طی این مسیر برایتان اهمیت دارد، چیست؟
مسیر کاری من هرگز محدود به تولید یک قطعه یا برگزاری یک اجرا نبوده است؛ بلکه همواره بیشتر درگیر جهانبینی حاکم بر یک اثر هستم. از انتخاب شعر و ترانه گرفته تا نوع اجرا و چگونگی ارتباط با مخاطب، همه و همه برای من در اولویت قرار دارند.
چرا در موسیقی شعر اهمیت دارد؟
به باور من، شعر همیشه و در همه حال هسته مرکزی موسیقی ایرانی بوده و من عمیقاً بر این باورم که بدون کلمه درست و مناسب، موسیقی ناقص و ناتمام باقی میماند. این دیدگاه شخصی من است که برآمده از سالها تجربه عملی و نظری در این عرصه میباشد.
به نظرتان چه ویژگیهایی، شعر را برای تبدیل شدن به ترانه مناسب میکند؟
نخستین و مهمترین ویژگی، موسیقایی بودن ذات شعر است. به این معنا که کلمات از ریتم درونی برخوردار باشند، وزن زنده و پویایی داشته باشند و قابلیت همراهی طبیعی با ملودی در آنها وجود داشته باشد. مهمتر از آن، بحث تصویرسازی روشن مطرح میشود. ترانه در واقع شعری است که به تنهایی قادر به تصویرسازی باشد و این تصویرسازی قوی است که به آهنگساز جهت میدهد تا ملودی مناسبی برای آن بیافریند. پس از این دو ویژگی، باید به صداقت عاطفی اشاره کنم که جایگاه ویژهای در ترانهپردازی دارد.
ترانه خوب چیست؟
ترانه خوب در واقع شعری است که گویی از پیش منتظر صدا و ملودی بوده است. به همین دلیل است که بسیاری از آثار را وقتی میخوانیم یا میشنویم، احساس میکنیم این ملودی باید بر این ترانه بنشیند و ترکیب آنها اجتنابناپذیر و ضروری مینماید. این همدلی و همسویی عمیق است که یک ترانه ماندگار را پدید میآورد.
آیا مخاطب امروز همچنان به شعر در موسیقی توجه دارد؟ خودتان میدانید که هنر و موسیقی امروز مولفههای مهم دیگری هم دارد که مخاطب به آنها اهمیت میدهد؛ مثل سازبندیهای الکترونیک، ریتم و حتی باس!
برخلاف تصور عمومی و رایج، من با قاطعیت معتقدم که صددرصد بله، مخاطب امروز همچنان به شعر در موسیقی توجه میکند. مخاطب امروز شاید حوصله شعارهای تکراری یا پیچیدگیهای بیدلیل و پرطمطراق را نداشته باشد و این واقعیت را در نسل جوان به وضوح میبینیم که زبان فخیم و ادبیات کهن را چندان دنبال نمیکنند، اما نکته مهم اینجاست که همین مخاطب نسبت به شعر بیهویت، بیمحتوا و سطحی نیز واکنش منفی شدیدی نشان میدهد.
آیا زبان شعر در موسیقی باید ساده باشد؟ یا پیچیده؟
به نظر من، زبان شعر در موسیقی باید اساساً شفاف و روشن باشد. شعر موسیقایی قرار نیست معمایی برای حل کردن پیش روی مخاطب بگذارد، اما در عین حال نباید آنقدر سطحی، ابتدایی و زودگذر باشد که در همان لحظه شنیدن تمام شود و هیچ اثری از خود بر جای نگذارد. شفافیت یعنی مخاطب بتواند معنای کلی و اصلی را در همان نگاه اول درک کند، حتی اگر عمق این معنا و لایههای پنهان آن نیاز به زمان داشته باشد و سالها بعد کشف شود. برای نمونه، زندهیاد حسین پناهی را در نظر بگیرید. پس از رفتن او بود که مردم به تدریج توانستند عمق کلام و اندیشههای نابش را درک کنند.
آیا موسیقی میتواند ضعف شعر را بپوشاند یا بالعکس؟
در کوتاه مدت و در نگاه اول، شاید چنین امکانی وجود داشته باشد. یک ملودی جذاب و گیرا ممکن است بتواند شعر ضعیف را به طور موقت پنهان کند، یا برعکس، یک شعر قدرتمند و تأثیرگذار میتواند نقصهای فنی موجود در موسیقی را کمرنگ جلوه دهد، هرچند این نقصها هرگز از چشم کارشناسان و اهل فن دور نخواهد ماند. اما آنچه امروز موضوع بحث ماست، نظر عموم مردم و تأثیرگذاری کلی اثر است. اثر ماندگار، اثری است که هر دو مؤلفه اصلی یعنی شعر و موسیقی در بالاترین سطح ممکن قرار داشته باشند؛ هم ملودی در اوج باشد و هم شعر. این دو عنصر زمانی که در کنار هم قرار میگیرند و به تعامل میرسند، میتوانند یک اثر فاخر و ماندگار را پدید آورند.
چه چالشهایی در تلفیق شعر و موسیقی وجود دارد؟
به باور من، بزرگترین و اساسیترین چالش در این زمینه، پدیده عجله و شتابزدگی است؛ عجله برای تولید هرچه سریعتر آثار، عجله برای انتشار فوری و دیده شدن در فضای پررقابت امروز. امروزه شاهدیم که بسیاری از تولیدکنندگان موسیقی در بازههای زمانی بسیار کوتاه، حتی یک یا دو ساعت، اقدام به تولید آثار موسیقایی میکنند، غافل از اینکه تلفیق عمیق و هنرمندانه شعر و موسیقی زمان کافی میطلبد، به استراحت و فرصت تفکر نیاز دارد و به حال و هوای مناسب و خلاقانه وابسته است. نمیتوان در مدت یکی دو ساعت یک ملودی سرسری روی ترانهای گذاشت و سپس انتظار داشت که اثر نهایی، اثری فاخر، عمیق و ماندگار از آب در آید. چالش مهم دیگر، نشنیدن حرفهای طرف مقابل و عدم انعطافپذیری است. گاهی مشاهده میکنیم که شاعر و آهنگساز حاضر نیستند از موضع خود ذرهای عقبنشینی کنند و این تعصب بیجا به آثارشان آسیب میزند. اگر بتوانیم این روحیه را در خود کمرنگ کنیم و به این باور برسیم که یک تیم هستیم و دستدردست هم میتوانیم اتفاقی بزرگ و ماندگار را رقم بزنیم، مطمئناً چالشهای پیش رو کاهش یافته و آثارمان به مراتب فاخرتر و ماندگارتر خواهند شد.
آیا شعر در موسیقی امروز قربانی ریتم و ملودی شده است؟
در حوزه موسیقی تجاری و بازاری، پاسخ من قاطعانه مثبت است، صددرصد بله. در این نوع موسیقی، گاهی اوقات شعر صرفاً نقش پرکننده فضاهای خالی و ضربآهنگها را ایفا میکند و تنها برای پر کردن خلاهای ملودی و ریتم نوشته میشود، بدون آنکه محتوای عمیق یا پیام خاصی در نظر گرفته شده باشد. اما خوشبختانه و صدالبته، هنوز جریانهای جدی، مستقل و فکرشدهای در موسیقی ایران وجود دارند که در آنها شعر همچنان محوریت اصلی را حفظ کرده و مخاطبان خاص و فهیم خود را نیز دارند.
از جایگاه واقعی شعرهای اجتماعی یا اعتراضی در موسیقی امروز بگویید.
مطمئناً و بدون تردید، این نوع اشعار همچنان جایگاه ویژهای در موسیقی امروز دارند؛ اما واقعیت این است که مسیر تولید و انتشار آنها نسبت به گذشته سختتر و پیچیدهتر شده است.
چرا؟
سرودن شعرهای اجتماعی و اعتراضی به شجاعت قابلتوجهی نیاز دارند، هم برای سروده شدن، هم برای خلق ملودی مناسب و هم برای انتشار و رسیدن به مخاطب. همچنین ظرافت و هوشمندی خاصی میطلبند تا بتوانند پیام خود را به درستی و بدون ایجاد حساسیتهای نابجا منتقل کنند. وقتی چنین اثری با رعایت تمام این ظرافتها ساخته و سپس به شکل مناسب منتشر شود، مطمئن باشید که بیشترین و عمیقترین تأثیر را بر جامعه و افکار عمومی خواهد گذاشت.
چه تجربهای از همکاری با شاعران یا ترانهسرایان دارید؟
بله، تجربههای من در این زمینه بسیار زیاد و متنوع بوده است. شاید بیش از پانزده سال است که کار من مستقیماً با این مقوله در ارتباط است.
به نظرتان، کدام شاعران بیشترین تأثیر را بر موسیقی ایرانی گذاشتهاند؟
از میان شاعران کلاسیک، بیتردید سعدی، حافظ و مولانا به عنوان ستونهای اصلی و استوار شعر کلاسیک فارسی، بیشترین تأثیر را بر موسیقی ایرانی داشتهاند. در دوره معاصر، نیما یوشیج راه تازهای گشود و پس از او شاعرانی مانند اخوان ثالث، فروغ فرخزاد و شاملو فضایی کاملاً نو و بدیع در شعر فارسی خلق کردند که بازتاب گستردهای در موسیقی نیز یافت. در کنار این بزرگان، شهریار و هوشنگ ابتهاج (سایه) نیز تأثیرات عمیق و ماندگاری بر جای نهادند. در حوزه تخصصی ترانه، ما ستارگان درخشانی مانند شهیار قنبری، ایرج جنتی عطایی و اردلان سرفراز را داریم که در دهه چهل و پنجاه خورشیدی تحولی عظیم در ترانهسرایی ایران ایجاد کردند.
برای نسل جوان چه پیامی دارید؟
امیدوارم نسل جوان و خلاق ما کمی از فضای صرفاً الکترونیک و مکانیکی موسیقی فاصله بگیرند و به عمق و محتوا نیز توجه کنند. باید بدانیم که امکانات پیشرفته و ابزارهای متعدد همیشه به معنی پیشرفت واقعی نیستند؛ گاهی همین امکانات ما را از مسیر اصلی دور کرده و عقب میاندازند. زمانی که شما علم موسیقی را به درستی فرا گرفته باشید و توانایی نتنویسی و ترانهسرایی بر روی کاغذ را داشته باشید، دیگر نیازی به این همه ابزار و سیستمهای پیچیده برای خلق یک اثر احساس نخواهید کرد






