سعه صدر و تکریم مردم؛ سلاح پنهان مدیران در روزهای جنگ
- شناسه خبر: 21747
- تاریخ و زمان ارسال: 4 خرداد 1405 ساعت 13:59
- منتشرکننده: مدیریت

میثم درستی/در روزگاری که کشور با فشارهای پیچیده اقتصادی، جنگ رسانهای، تهدیدهای امنیتی و اضطرابهای اجتماعی روبهروست، مدیریت دیگر تنها به معنای اداره یک سازمان یا امضای چند بخشنامه نیست. امروز مدیریت، هنر آرامسازی جامعه و امیدآفرینی در دل تلاطمهاست. در چنین شرایطی، سعه صدر، حُسن خلق و تکریم ارباب رجوع نه یک فضیلت فردی، بلکه یک ضرورت ملی و راهبردی است؛ ضرورتی که میتواند کشور را از گردنههای سخت عبور دهد.
شرایط جنگی، پیش از آنکه زیرساختها را هدف بگیرد، روان جامعه را نشانه میرود. جنگ ترکیبی، اقتصادی و رسانهای تلاش میکند اعتماد عمومی را تضعیف کند و فاصله میان مردم و مسئولان را افزایش دهد. در چنین فضایی، هر رفتار نسنجیده، هر پاسخ تند و هر بیتوجهی اداری میتواند به عاملی برای نارضایتی و دلزدگی تبدیل شود. اما در مقابل، یک برخورد محترمانه، یک توضیح شفاف و یک رفتار صبورانه میتواند دلگرمی بیافریند و امید را زنده نگه دارد.
سعه صدر یعنی تحمل نقد، شنیدن گلایهها و درک فشارهایی که مردم متحمل میشوند. مدیری که با آرامش و متانت به سخنان شهروندان گوش میدهد، حتی اگر نتواند همه مشکلات را فوراً حل کند، اعتماد میسازد. او میداند که بسیاری از تندیها ریشه در نگرانی و دغدغه دارد، نه بیاحترامی. در روزهای سخت، مردم بیش از هر چیز نیازمند شنیدهشدناند. این شنیدهشدن، نخستین گام در مسیر همدلی و همبستگی است.
حُسن خلق نیز سرمایهای است که آثار آن فراتر از دیوارهای یک اداره میرود. اخلاق خوش، چهره انسانی حاکمیت را نمایان میکند. در شرایطی که دشمنان تلاش میکنند تصویری خشن یا بیتفاوت از مدیریت کشور ارائه دهند، رفتار کریمانه و متواضعانه مسئولان بهترین پاسخ عملی به این تصویرسازیهاست. مردم وقتی ببینند مسئولانشان با آنان همدلاند، سختیها را نه به عنوان بیعدالتی، بلکه به عنوان بخشی از یک مسیر مشترک برای عبور از بحران تحمل میکنند.
تکریم ارباب رجوع نیز باید از شعار به فرهنگ تبدیل شود. تکریم یعنی احترام به وقت مردم، شفافیت در پاسخگویی، کاهش بروکراسیهای فرساینده و پرهیز از سرگردانی مراجعان. در شرایط فعلی، هر مراجعهکننده ممکن است با دغدغه معیشت، اشتغال یا مشکلات خانوادگی وارد یک اداره شود. اگر در همان بدو ورود با بیحوصلگی مواجه شود، این تجربه تلخ به سرعت در جامعه بازتاب مییابد. اما اگر کرامتش حفظ شود، همان تجربه مثبت به سرمایه اجتماعی بدل خواهد شد.
در کنار این اصول مدیریتی، نباید از نقش بیبدیل جوانان متعهد و پای کار نظام غافل شد. در میدانهای علمی، فرهنگی، جهادی و حتی عرصههای سخت امنیتی، این جواناناند که بیادعا و پرتلاش ایستادهاند. در چنین شرایطی، باید دست این نسل مؤمن و مسئولیتپذیر را بوسید. این تعبیر، اغراقآمیز نیست؛ بلکه بیانگر عمق قدردانی از سرمایهای است که آینده کشور بر دوش اوست.
جوان متعهد اگر احساس کند دیده نمیشود، اگر میان او و فرصتهای پیشرفت دیوار بیاعتمادی یا تبعیض وجود داشته باشد، بهتدریج دلسرد میشود. و دلسردی نیروهای کارآمد، خسارتی سنگین برای کشور است. مدیران امروز وظیفه دارند میدان را برای حضور مؤثر جوانان باز کنند؛ به آنان مسئولیت واقعی بسپارند، ایدههایشان را بشنوند و از خطاهای طبیعی مسیر رشد با نگاه تربیتی عبور کنند. قدردانی عملی، مهمترین عامل حفظ انگیزه است.
جلوگیری از دلسردی تنها با سخنرانی و شعار ممکن نیست. عدالت در انتصابها، شفافیت در تصمیمگیریها و مبارزه با رانت و تبعیض، پیام روشن اعتماد به نسل جوان است. وقتی معیار پیشرفت شایستگی باشد، جوان با همه توان در میدان میماند و حتی در سختترین شرایط جنگی نیز امید خود را از دست نمیدهد.
امروز کشور بیش از هر زمان دیگری به اخلاق مدیریتی نیاز دارد. سعه صدر، حُسن خلق و تکریم مردم، سه ستون اصلی اعتماد عمومیاند. اگر این اصول در رفتار مدیران نهادینه شود و جوانان مؤمن و پرتلاش مورد تکریم واقعی قرار گیرند، نهتنها از شرایط دشوار عبور خواهیم کرد، بلکه انسجام ملی و سرمایه اجتماعی ما نیز تقویت خواهد شد.
در روزهای جنگ، سلاح پنهان ما اخلاق و کرامت انسانی است؛ و مدیرانی که این سلاح را بهدرستی به کار گیرند، بزرگترین خدمت را به کشور و مردم انجام دادهاند.






