سه میلیون کارتسوخت اضافی دست چه کسانی است؟
- شناسه خبر: 21600
- تاریخ و زمان ارسال: 28 اردیبهشت 1405 ساعت 15:14
- منتشرکننده: مدیریت

گزارش «بشارت نو» از سیمکارت سفید تا کارتسوخت سفید:
مونا ربیعیان/بازار «سفیدها» در ایران ظاهراً تمامی ندارد؛ از سیمکارت سفید و حساب بانکی اجارهای گرفته تا کدملیهای اجارهای و حالا کارتسوختهایی که معلوم نیست دقیقاً در اختیار چه کسانی قرار دارد. آمارها نشان میدهد در حالی که تعداد خودروهای کشور حدود ۲۲ میلیون دستگاه اعلام میشود، تعداد کارتسوخت فعال به حدود ۲۵ میلیون کارت رسیده است؛ یعنی دستکم سه میلیون کارت اضافه که یا صاحبان واقعی ندارند، یا در چرخهای خارج از نظارت رسمی مورد استفاده قرار میگیرند.
همین اختلاف آماری کافی بود تا دوباره بحث قاچاق سوخت، رانت پنهان و شبکههای غیررسمی توزیع بنزین به صدر تحلیلهای اقتصادی بازگردد؛ شبکهای که بسیاری از کارشناسان معتقدند سالهاست زیر پوست اقتصاد ایران فعالیت میکند و هر بار تنها بخشی از آن آشکار میشود.
در شرایطی که دولت از کمبود منابع، رشد مصرف بنزین و فشار سنگین یارانه انرژی سخن میگوید، وجود میلیونها کارتسوخت مازاد این پرسش جدی را ایجاد کرده که این کارتها دقیقاً کجا و چگونه مصرف میشوند؟
اختلافی که نمیتوان ساده از کنار آن گذشت
اگر مبنا را آمار رسمی قرار دهیم، ایران حدود ۲۲ میلیون خودروی فعال دارد. در یک سیستم طبیعی، تعداد کارتسوخت نیز باید تقریباً معادل تعداد خودروها باشد؛ حتی اگر چند صد هزار اختلاف به دلیل خودروهای فرسوده، کارتهای المثنی یا خطاهای سیستمی وجود داشته باشد، باز هم فاصله سه میلیونی عدد کوچکی نیست.
مهدی مهدوی ، یک کارشناس حوزه انرژی در گفتوگو با خبرنگار ما میگوید: «وقتی اختلاف از چند صد هزار عبور میکند و به چند میلیون میرسد، دیگر نمیتوان آن را خطای اداری دانست. این یعنی بخشی از کارتها در چرخهای غیرشفاف قرار گرفتهاند؛ چرخهای که احتمالاً به قاچاق سوخت، فروش سهمیه و شبکههای واسطهای متصل است.»
او معتقد است بخش مهمی از اقتصاد پنهان سوخت در ایران دقیقاً از همین نقطه آغاز میشود؛ جایی که یک کارتسوخت به ابزاری برای کسب درآمد تبدیل میشود.
کارتسوخت؛ از ابزار مدیریت تا کالای اقتصادی
زمانی که کارتسوخت برای نخستین بار وارد چرخه توزیع بنزین شد، هدف اصلی آن کنترل مصرف و جلوگیری از قاچاق بود. در سالهای ابتدایی نیز این سیستم تا حدی موفق عمل کرد و حتی باعث کاهش رشد مصرف شد.
اما به مرور، اختلاف قیمت بنزین ایران با کشورهای همسایه آنقدر زیاد شد که کارتسوخت عملاً از یک ابزار کنترلی به یک «دارایی اقتصادی» تبدیل شد.
وقتی بنزین در ایران لیتری چند هزار تومان و در کشورهای همسایه چندین برابر قیمت دارد، طبیعی است که هر لیتر سهمیه یارانهای ارزش پیدا کند. حالا تصور کنید فردی به دهها یا صدها کارت دسترسی داشته باشد؛ اینجاست که اقتصاد زیرزمینی شکل میگیرد.

بازار پنهان خرید و فروش سهمیه
در سالهای اخیر بارها گزارشهایی درباره خرید و فروش سهمیه بنزین منتشر شده است. برخی افراد سهمیه خود را به دیگران میفروشند، برخی کارت خودروهای بلااستفاده را اجاره میدهند و برخی نیز به گفته فعالان بازار، مجموعهای از کارتها را تجمیع میکنند.
یکی از جایگاهداران سوخت میگوید:«شبکه غیررسمی سهمیه مدتهاست فعال است. بعضیها کارت دارند اما خودرو ندارند، بعضی خودرو دارند اما سهمیه نمیخواهند، بعضی هم دهها کارت را جمع میکنند. این بازار زیرزمینی وجود دارد و کسی نمیتواند انکارش کند.»
او تأکید میکند که اختلاف شدید قیمت سوخت میان ایران و کشورهای اطراف، انگیزه قاچاق را به شکل بیسابقهای افزایش داده است.
پای قاچاق در میان است؟
هر جا اختلاف قیمت وجود داشته باشد، قاچاق نیز شکل میگیرد. این یک قاعده اقتصادی است. در ایران اما ماجرا پیچیدهتر است؛ زیرا سوخت نهتنها یارانهای است، بلکه حجم مصرف نیز بسیار بالاست.
برخی کارشناسان معتقدند بخشی از کارتهای اضافی در مناطق مرزی مورد استفاده قرار میگیرند. در این مناطق، قاچاقچیان سوخت از هر روزنهای برای تأمین بنزین ارزان استفاده میکنند.
یک تحلیلگر اقتصادی میگوید:«قاچاقچی حرفهای دنبال یک کارت نیست؛ او دنبال شبکه کارتهاست. وقتی میلیونها کارت اضافی در سیستم وجود دارد، یعنی احتمالاً بخشی از این کارتها وارد زنجیره قاچاق شدهاند.»
او معتقد است نبود شفافیت درباره وضعیت کارتهای غیرفعال، خودروهای اسقاطی و کارتهای المثنی، بستر مناسبی برای سوءاستفاده ایجاد کرده است.
چرا سامانهها به هم متصل نیستند؟
یکی از مهمترین پرسشها این است که چگونه در عصر سامانههای هوشمند هنوز امکان وجود میلیونها کارت مازاد فراهم است؟
در بسیاری از کشورها، اطلاعات خودرو، بیمه، معاینه فنی، مالکیت و سوخت در یک سامانه یکپارچه قرار دارد. اما در ایران همچنان شکاف اطلاعاتی میان دستگاهها وجود دارد.
یک کارشناس فناوری اطلاعات حوزه انرژی میگوید:«اگر سامانه کارتسوخت بهصورت لحظهای به بانک اطلاعات خودروهای فعال متصل باشد، عملاً کارت اضافی معنا ندارد. مشکل اینجاست که سامانهها جزیرهای هستند و نظارت یکپارچه وجود ندارد.»
به گفته او، همین ضعف باعث میشود کارت خودروهای اسقاطی، خودروهای توقیفی یا حتی خودروهای فاقد تردد همچنان فعال باقی بمانند.
کارتهای سرگردان
یکی از واژههایی که این روزها زیاد شنیده میشود «کارتهای سرگردان» است؛ کارتهایی که معلوم نیست دقیقاً دست چه کسی قرار دارند.
برخی از این کارتها متعلق به خودروهای فروختهشدهاند، برخی مربوط به خودروهای از رده خارج و برخی نیز ظاهراً کارتهایی هستند که چندین بار برایشان المثنی صادر شده است.
یک مقام سابق در حوزه حملونقل میگوید:«وقتی فرآیند ابطال و بازیابی کارتها دقیق نباشد، کارتهای سرگردان تولید میشود. این کارتها بعداً وارد بازار غیررسمی میشوند.»
تجربه سیمکارتهای سفید تکرار میشود؟
سالها پیش ماجرای سیمکارتهای سفید خبرساز شد؛ سیمکارتهایی که بدون هویت واقعی یا با اطلاعات افراد دیگر ثبت میشدند و در پروندههای مالی و امنیتی مورد استفاده قرار میگرفتند.
حالا بسیاری معتقدند کارتسوخت سفید نیز نسخه جدید همان پدیده است؛ ابزاری که هویت مصرفکننده واقعی در آن مشخص نیست.
یک جامعهشناس اقتصادی میگوید:«هر جا رانت وجود داشته باشد، بازار واسطه شکل میگیرد. کارتسوخت هم حالا به بخشی از اقتصاد غیررسمی تبدیل شده؛ همان اتفاقی که برای سیمکارت، حساب بانکی و حتی کدملی رخ داد.»
یارانهای که دود میشود
ایران سالانه میلیاردها دلار یارانه پنهان انرژی پرداخت میکند. بخش بزرگی از این یارانه به بنزین اختصاص دارد.
اما مسئله اینجاست که آیا این یارانه واقعاً به مصرفکننده نهایی میرسد یا بخشی از آن در شبکههای واسطهای و قاچاق هدر میرود؟
کارشناسان معتقدند وجود کارتهای اضافی عملاً یعنی بخشی از یارانه سوخت از مسیر اصلی منحرف شده است.
یک اقتصاددان انرژی میگوید:«یارانهای که باید به مردم برسد، در عمل به جیب شبکههای غیرشفاف میرود. وقتی نظارت دقیق نباشد، یارانه تبدیل به رانت میشود.»
فشار مصرف روی پالایشگاهها
همزمان با این اتفاقات، مصرف بنزین در ایران همچنان در حال افزایش است. آمارهای رسمی بارها از رکوردشکنی مصرف خبر دادهاند.
در روزهای پرتردد، مصرف روزانه بنزین حتی از ۱۴۰ میلیون لیتر نیز عبور کرده؛ عددی که فشار سنگینی به پالایشگاهها وارد میکند.
کارشناسان هشدار میدهند اگر روند فعلی ادامه پیدا کند، ایران دوباره به واردکننده گسترده بنزین تبدیل خواهد شد.
تناقض بزرگ سیاستگذاری
از یک سو دولت مردم را به صرفهجویی دعوت میکند و از سوی دیگر هنوز تکلیف میلیونها کارتسوخت اضافی مشخص نیست.
این تناقض باعث شده بخشی از افکار عمومی نسبت به سیاستهای مدیریت مصرف بیاعتماد شود.
یک تحلیلگر حوزه حکمرانی میگوید:«وقتی مردم میبینند نظارت روی رانتهای بزرگ ضعیف است، دعوت به صرفهجویی اثر اجتماعی خود را از دست میدهد.»
چه کسانی سود میبرند؟
پرسش کلیدی همین است؛ سه میلیون کارت اضافه دقیقاً به نفع چه کسانی کار میکند؟
برخی کارشناسان معتقدند ذینفعان این وضعیت لزوماً افراد خرد نیستند. به گفته آنها، شبکههای بزرگتر از آشفتگی سامانه سوخت سود میبرند.
یک کارشناس مبارزه با فساد میگوید:«قاچاق سازمانیافته بدون دسترسی به شبکه توزیع ممکن نیست. وقتی اختلاف آماری چند میلیونی وجود دارد، یعنی باید دنبال ساختارهای بزرگتر بود.»
ضرورت شفافسازی فوری
اکنون مهمترین مطالبه کارشناسان، شفافسازی کامل وضعیت کارتهاست؛ اینکه چه تعداد کارت فعال وجود دارد، چه تعداد متعلق به خودروهای فعال است و چه تعداد در وضعیت نامشخص قرار دارد.
برخی پیشنهاد میکنند تمام کارتهای قدیمی یک بار بازبینی شوند و اتصال سامانه سوخت به اطلاعات بیمه، معاینه فنی و شمارهگذاری اجباری شود.
آیندهای که نگرانکننده است
اگر وضعیت فعلی ادامه پیدا کند، بازار کارتسوخت میتواند به یکی از بزرگترین گلوگاههای فساد اقتصادی تبدیل شود؛ بازاری که در آن یارانه عمومی به جیب شبکههای خاص میرود.
در شرایطی که اقتصاد ایران زیر فشار تورم، کسری بودجه و کاهش قدرت خرید قرار دارد، هر لیتر بنزینی که خارج از چرخه واقعی مصرف شود، در عمل از جیب مردم پرداخت شده است.
ماجرای سه میلیون کارتسوخت اضافی فقط یک اختلاف آماری ساده نیست؛ این عدد میتواند نشانه وجود یک اقتصاد پنهان بزرگ باشد؛ اقتصادی که سالهاست در سایه حرکت میکند و حالا ردپایش بیش از هر زمان دیگری دیده میشود.






