سپاهان چگونه قهرمان نیم فصل شد؟
- شناسه خبر: 19449
- تاریخ و زمان ارسال: 15 دی 1404 ساعت 14:51
- منتشرکننده: مدیریت

انتخاب محرم نویدکیا یک راه حل اضطراری:
ترانه مقدم/ سپاهان که فصل را با ترس، تردید و فشار سنگین شروع کرد، نیمفصل را با ۳۰ امتیاز، دومین خط دفاع و یک رشته حیرتانگیز از بردهای متوالی به پایان رساند. نخ تسبیح تمام این فراز و فرودها، نامی بود که برای دومین بار در بدترین زمان ممکن روی نیمکت این تیم قرار گرفت؛ محرم نویدکیا.
تابستان ۱۴۰۴ برای سپاهان شبیه هیچ پیش فصلی نبود. جدایی ناگهانی پاتریس کارترون، همزمان با فضای خاص کشور و جنگ ۱۲روزه، عملا پرونده جذب مربی خارجی جدید را هم بست. تیمی که بخش قابلتوجهی از نقل و انتقالاتش بر اساس تفکرات سرمربی قبلی بسته شده بود، ناگهان بدون رهبر فنی ماند.
در چنین شرایطی انتخاب محرم نویدکیا نه یک تصمیم لوکس، بلکه یک راه حل اضطراری بود؛ مربیای که باشگاه میدانست بخشی از هویت آنهاست و در میانه بحران، تیم را رها نمیکند و از مسئولیت شانه خانلی نمیکند.
فلاین اولین بار نبود که نویدکیا در شرایط غیرعادی به سپاهان بله میگفت. در تابستان سال ۹۹ و در اوج همهگیری کرونا، زمانی که لیگ بدون تماشاگر برگزار میشد و فوتبال ایران در بیثباتترین وضعیت ممکن بود، او برای نخستین بار هدایت سپاهان را پذیرفت. دورهای که آمار میگوید یکی از بهترین فصلهای تاریخ سپاهان زیرنظر محرم رقم خورد.
سپاهانِ در این فصل از همان ابتدا با بحران تشکیل شد. جدایی پیام نیازمند و محمد مهدی محبی به عنوان دو ستون مهم در ادامه با مصدومیت زودهنگام محمد کریمی و سپس پارگی رباط صلیبی آریا شفیعدوست همراه شد. اتفاقاتی که ضربات سختی به ترکیب سپاهان وارد کرد. ترکیب نهایی نه کامل بود، نه متوازن و نه مطابق ایدهآلهای یک سرمربی در آغاز فصل.تنها روزنه ترمیم، تعطیلات فیفادی بود. جایی که نویدکیا بهجای تغییرات هیجانی، روی نظم دفاعی، فشردهسازی خطوط و کاهش ریسک تمرکز کرد.
خروجی شروع فصل، چیزی شبیه به کابوس بود: حذف از پلیآف حضور در لیگ نخبگان آسیا با شکست مقابل الدحیل، شکست در نقشجهان مقابل پرسپولیس و شکست بازهم در نقش جهان مقابل تراکتور.

سپاهان آن روزها نه ساختار تیمی مناسبی داشت، نه اعتماد به نفس و نه نشانهای از یک مسیر روشن. فشار رسانهای و هواداری روی نویدکیا و تیمش هم هرروز شدت میگرفت.
در میان این نتایج ضعیف، شکست خانگی مقابل تراکتور نقطهای بود که میتوانست پایان ماجرا باشد. نشست خبری پرتنش، عصبانیت علنی سرمربی و نقد مستقیم مدیریت، فضا را به لبه انفجار رساند:« مقابل پرسپولیس و تراکتور شکست خوردم اما حتی یک نفر از اعضای هیئتمدیره و مدیرعامل برای روحیه دادن به تیم به رختکن نیامدند. من موقع بردها به حمایت نیاز ندارم و موقع باخت باید به من کمک کنند. از بازی بعدی هیچکدام از مدیران سپاهان حق ندارند پایشان را در رختکن تیم بگذارند!»
با اینحال اما یک یک جمله مسیر را عوض کرد:«استعفا نمیدهم.»
جلسهای که ورق را برگرداند؛ از تنش تا صلح نانوشته فردای همان شکست، مدیرعامل باشگاه در تمرین حاضر شد. گفتگوی رودررو، شفاف و بدون واسطه، به نوعی صلحنامه نانوشته تبدیل شد. جلسهای که فاصله سپاهان با فروپاشی را به فاصلهای کوتاه تا قهرمانی نیمفصل تغییر داد.
از آن روز، سپاهان تیم دیگری شد. تیمی که اول بحران را کنترل کردو پس از سراغ سراغ نتیجه رفت. سپاهان در پایان نیم فصل از ۱۵ مسابقه ۹ برد، ۳ مساوی و ۳ شکست به دست آورد و با ۳۰ امتیاز قبل از بازی پایانی نیم فصل مقابل استقلال قهرمانیاش را قطعی کرد.
به این ترتیب تیم نویدکیا وارد باثباتترین فاز فصل شد، حاشیهها به حداقل رسید و تمرکز به زمین برگشت. در این میان مهمترین تغییر در عقب زمین رخ داد؛ آنها نیمفصل را با ۸ گل خورده تمام کردند و اگر شکست مقابل استقلال در بازی معوقه آخر و دو گل خورده آن مسابقه نبود، این تیم بالاتر از پرسپولیس (۷ گل خورده) صاحب بهترین خط دفاعی لیگ میشد.
آنها از هفته هفتم تا سیزدهم فقط یک بار گل خوردند و در حساسترین مقطع فصل با ۴ کلینشیت متوالی سیدحسین، خودشان را به صدر رساندند. سپاهان یاد گرفته بود حتی در روزهایی که عملکردش درخشان هم نیست، همهچیز را کنترل کند و در نهایت بازی را ببرد
خروجی این نیمفصل سپاهان، تصویر یک مربی بالغ است. کسی که تجربه «بهترین آمار بدون جام» را در کارنامهاش دارد و حالا میداند عددها بهتنهایی کافی نیستند.
سپاهان نیمفصل را برده، اما داستان اصلی تازه شروع شده است. حالا دیگر مسئله این نیست که سپاهان چقدر خوب بوده؛ ماجرا این است که آیا اینبار، این مسیر پر پیچ و خم و سخت، بالاخره به همان جامی ختم میشود که دو بار از دست محرم سر خورده یا نه؟
چیزی که استحقاقش را دارد و با DNA زرد قطعا تا روز پایانی برای به دست آوردنش همه تلاش خود را خواهد کرد.






