شاهنامه، ابزار تابآوری فرهنگی ایران، مقابل بیگانگان است
- شناسه خبر: 21570
- تاریخ و زمان ارسال: 26 اردیبهشت 1405 ساعت 14:28
- منتشرکننده: مدیریت

محمود جعفری دهقی، شاهنامهشناس:
محمود جعفری دهقی، شاهنامهشناس، با اشاره به اندرزها و اندیشههای حکمی و فلسفی و ارزشهای تاریخی این اثر، گفت: شاهنامه ابزار مقاومت و تابآوری فرهنگی ایران در مقابل بیگانگان بوده است.
به گزارش ایرنا، محمود جعفری دهقی، استاد فرهنگ و زبانهای باستانی دانشگاه تهران و رییس انجمن ایرانشناسی، به مناسبت ۲۵ اردیبهشت روز پاسداشت زبان و ادب فارسی و بزرگداشت حکیم ابوالقاسم فردوسی، گفت: شاهنامه دریایی است که هر کس در آن غواصی کند حتماً مرواریدی را صید خواهد کرد.
او افزود: گذشتگان ما از دیرباز آنطور که اسناد تاریخی و باستانی و باستانشناسی به ما کمک میکنند، مکتبی را در این سرزمین برپا و ایجاد کردند و مکتب فکری و یک اتاق فکر در این سرزمین ساختند که به واسطه آن توانستند این سرزمین را برای هزاران سال اداره کنند، در این اتاق فکر شخصیتهای حماسی و اسطورهای هستند، اندیشههای فلسفی هست و آثار بسیار متنوعی وجود دارد.
رئیس انجمن ایرانشناسی با بیان نمونهای گفت: به عنوان نمونه در مورد آفرینش دلایلی داشتند که چرا واقعاً این جهان آفریده شد، وقتی ما به سوی آن اسطورهها برمیگردیم، میبینیم که معتقد بودند در مقابل جهان اهورایی یک جهان اهریمنی وجود دارد و این جهان اهریمنی دائم درصدد آزار و تجاوز به این جهان اهورایی است پس اهورامزدا تصمیم میگیرد برای مقابله با جهان اهریمنی از انسان کمک بگیرد با فَرَوَهَر انسان گفتوگو میکند و از او میپرسد که تو میخواهی وارد جهان مادی شوی؟ به زمین بروی و در آن با اهریمن و هر آنچه به شر مربوط است مبارزه کنی؟ فروهر انسان این مبارزه را میپذیرد و به این جهان خاکی میآید.
جعفری دهقی افزود: بنابراین آفرینش انسان، یک آفرینش هدفمند است که بیهوده آفریده نشده، انسان و وظیفهای که به عهده انسان گذاشته شده، مساله بسیار مهمی است که همین اندیشه بعدها در ادبیات ما تاثیر میگذارد و حتی حافظ از این موضوع استفاده میکند و در یکی از غزلهایش میگوید: «دوش دیدم که ملائک در میخانه زدند/ گل آدم بسرشتند و به پیمانه زدند» یعنی آغاز آفرینش را نشان میدهد. «ساکنان حرم ستر و عفاف ملکوت/ با من راه نشین باده مستانه زدند» یعنی وقتی دیدند که من یک موجود متعالی و ارزشمند هستم، همه ساکنان عالم ملکوت با من دوست و همنشین شدند، بعد ادامه میدهد «آسمان بار امانت نتوانست کشید/ قرعه کار به نام من دیوانه زدند».
شاهنامه یکی از شاهکارهای اندیشکده کهن ایرانی است
او ادامه داد: آن خویشکاری و وظیفهای که میگوییم خداوند در اندیشههای باستانی بر عهده انسان گذاشت و حافظ به عنوان «بار امانت» از آن نام میبرد که آسمانها و زمین، نتوانستند این بار امانت را بپذیرند و قرعه به نام من افتاد زیرا این وظیفه بسیار وظیفه سنگینی بود اما من حاضر شدم چنین وظیفهای را به عهده بگیرم گویی که من دیوانه بودم. همه این اندیشهها که نمونه کوچکش را بازگو کردم، از دیرباز در آن اندیشکده ایرانی شکل گرفته و استمرار پیدا کرده و ادامه یافته، با این حال با وجود حوادث و مشکلاتی که در طول تاریخ برای ما اتفاق افتاده، این اندیشهها از میان نرفته، از دل همین اندیشهها بود که فردوسی یکی از شاهکارهای جهان بشری را به وجود آورد که انصافاً در جهان به عنوان یکی از مهمترین شاهکارهای حماسی به شمار میرود.
این استاد دانشگاه تهران بیان کرد: فردوسی توانست آثار آن اندیشکدهها را به اثر خود منتقل کند و حلقه واسطی بین فرزانگان کهن و نخبگان در دوران جدید باشد او توانست هویت ملی ما را در شاهنامه با ابعاد مختلفی که دارد حفظ کند، به عنوان نمونه در متون باستانی خودمان مجموعهای از اندرزنامهها داریم و بسیاری از آنها امروز موجود است، بسیاری از این اندرزنامهها در متون پهلوی، در متون فارسی میانه هستند، بخشی از این آثار در شاهنامه منعکس شده و فردوسی به زیبایی و با استادی این کار را انجام میدهد.
جعفری دهقی با بیان مثالی گفت: فردوسی محفلی را توصیف میکند که خسروی اول نشسته است و فلاسفه جمع هستند و در آنجا سوالی مطرح میشود و آن سوال این است که میگویند که ما شنیدیم که دیوی در درون انسان هست و این همواره ما را آزار میدهد، این دیو چیست؟ این نقل عینی از مطلبی است که از آن اندرزها منتقل شده است. پاسخ داده میشود که این، یک دیو نیست، چندین دیو هستند که سعی میکنند بر انسان مسلط باشند، یکی دیو آز (حرص)، یکی دیو خشم، یکی دیو شهوت و… نام انواع دیوها را میگوید، به این ترتیب شاهنامه در قالب یکیک نشست فلسفی، آن اندیشهها را به اثر ارزشمند خودش منتقل میکند.
این شاهنامهپژوه ادامه داد: بنابراین یک ویژگی شاهنامه، اندرزها و اندیشههای حکمی و فلسفی است، یک ویژگی دیگر ارزشهای تاریخی این اثر است، شاهنامه در واقع به نوعی تاریخ ما است، تاریخ به شکل خاصی که در آن زمان مطرح بوده است. البته یک بخش دیگر شاهنامه، اسطورهها و حماسههای ماست که به وسیله حکیم طوس منتقل شده بنابراین دریایی است که واقعاً هرگاه که ما به آن مراجعه کنیم دست خالی برنمیگردیم.
او افزود: ویژگی دیگر این است که شاهنامه در واقع ابزار مقاومت و تابآوری فرهنگی ما در مقابل بیگانگان هم بوده، زمانی که در دوران عباسی، به ویژه در دوران بنیامیه، بحث از برتری نژاد و این حرفها میشد، شاهنامه در قالب پاسخی به آن سالها به میان آمد و ارزشهای معنوی و اخلاقی ایرانیان را در آنجا مطرح کرد تا در واقع قوم غالب بتوانند با ارزشهای این سرزمین آشنا و از آن باخبر شوند و هرگاه که ما خواستیم در برابر هجومها چه فرهنگی یا هرگونه دیگر از بیگانگان تابآوری کنیم، متوسل به شاهنامه شدیم.
به گفته وی، اینکه امروز ما میبینیم که در جای جای ایران، شاهنامهخوانی به راه افتاده به خاطر این است که نگذاریم که ما را خلاف آنچه هستیم معرفی کنند و بیگانگان ما را اشتباه نبینند، این هم یک نوع تابآوری و یک نوع رویارویی با هجوم بیگانگان است.






