فساد و رانتخواری؛ سرطان جامعه، مانع توسعه
- شناسه خبر: 19646
- تاریخ و زمان ارسال: 6 بهمن 1404 ساعت 20:30
- منتشرکننده: ariyanpv

سیدرضا هاشمی زاده _روزنامه نگار:
امروز مبارزه جدی، شفاف و بیامان با فساد و رانتخواری از خواستههای اصلی عموم مردم از نهادها و دستگاههای مسئول درکشور است. این تنها یک شعار و یا احساس زودگذر نیست؛ این فریاد بلند مردمی است که میبیند ثروت ملیاش به جیب عدهای خاص سرازیر میشود، عدالت اجتماعی نقض میشود وتاریکی فساد ممکن است روشنایی آفتاب حقیقت را محو کند .
فساد، بلای چندوجهی است که در اشکال مختلف خود را نشان میدهد. فساد مالی به معنای غارت منابع ملی از طریق اختلاسهای کلان، قراردادهای غیرشفاف با شرکتهای داخلی و خارجی، و تبانی در پروژههای بزرگ ملی است که به حیف و میل بودجه عمومی میانجامد. فساد اداری و رانتخواری نیز به استفاده از موقعیتهای دولتی برای منافع شخصی و خانوادگی، ایجاد انحصار برای بستگان و نزدیکان در مناقصات و مزایدات، و اعطای امتیازات ویژه به اطرافیان در عرصههای اقتصادی اشاره دارد. حتی دستگاه مجری عدالت نیز گاهی از تأثیرپذیری از قدرت و ثروت در احکام، دسترسی ترجیحی برخی افراد به عدالت و تبعیض در اجرای قانون بین افراد عادی و صاحبان نفوذ در امان نمانده است.پیامدهای این فساد گسترده، ویرانگر و چندسطحی است. در سطح اعتماد عمومی، شاهد از بین رفتن اعتماد مردم به حاکمیت و نهادهای دولتی، بیاعتمادی به سیستم قضایی به عنوان آخرین پناهگاه مردم، و کاهش مشروعیت در میان آحاد جامعه هستیم. در بعد اقتصادی، فساد به شکاف طبقاتی عمیقتر دامن میزند؛ ثروتمندان از طریق رانت و فساد غنیتر میشوند، در حالی که طبقات متوسط و ضعیف فقیرتر میگردند و شکافی غیرقابل تحمل بین اقلیت مرفه و اکثریت محروم ایجاد میشود. این امر به نوبه خود منجر به تخریب اقتصاد ملی میشود. سرمایهها به دلیل ناامنی ناشی از فساد فرار میکنند، سرمایهگذاران داخلی و خارجی تمایلی به فعالیت ندارند و اقتصاد زیرزمینی و نامولد رشد میکند. ناامیدی در میان جوانان، به ویژه قشر تحصیلکرده، به بیاعتمادی به آینده، احساس تبعیض و بیعدالتی در فرصتهای شغلی و اقتصادی و انگیزه مهاجرت در بهترین استعدادهای کشور منجر می گردد . در نهایت، امنیت ملی نیز تضعیف میشود؛ زیرا عوامل فاسد ممکن است برای حفظ منافع نامشروع خود به بیگانگان وابسته شوند، آسیبپذیری در برابر فشارهای خارجی افزایش یابد و همبستگی ملی در نتیجه احساس بیعدالتی تخریب گردد.اما چرا مبارزه با فساد تاکنون به موفقیت چشمگیری نینجامیده است؟ دلایل متعددی در این زمینه وجود دارد. مقاومت شبکههای فساد که لابیهای قدرتمندی از منتفعان فساد تشکیل دادهاند، حمایت متقابل فاسدان از یکدیگر و توسل به روابط و نفوذ برای فرار از مجازات، از جمله این موانع است. نبود اراده سیاسی قاطع نیز به صورت ترس از عواقب مبارزه با افراد پرنفوذ، مصلحتاندیشیهای سیاسی به جای قاطعیت قضایی و فقدان برنامهای مدون و پیگیر برای ریشهکنی فساد خود را نشان میدهد. ضعف نهادی و قانونی شامل قوانین ناقص و دارای خلأ، نبود نهادهای مستقل ضدفساد، و عدم شفافیت کافی در عملکرد نهادها نیز مزید بر علت شده است. از همه مهمتر، فرهنگ سکوت و تساهل در جامعه، عادیسازی فسادهای کوچک، ترس از افشاگری به دلیل عدم حمایت کافی و حاکمیت فرهنگ روابط بر ضوابط، بستری برای تداوم فساد فراهم کرده است.راه برونرفت از این بحران، هرچند دشوار، اما ممکن است و نیازمند اقدامات عملی و جدی در چند محور است. اقدامات فوری شامل تشکیل دادگاههای ویژه ضدفساد با قضات مستقل و بیطرف، افشای عمومی داراییهای مسئولان در تمام سطوح، و اختصاص بودجه و اختیارات کافی به نهادهای ناظر است. در بلندمدت، اصلاحات ساختاری مانند بازنگری اساسی در قوانین مربوط به مبارزه با فساد، ایجاد سامانههای الکترونیک شفاف برای کلیه معاملات دولتی، و استقلال واقعی سیستم قضایی از نفوذ سیاسی و اقتصادی ضروری است. مشارکت مردمی نیز نقشی کلیدی دارد که میتواند از طریق تشکیل نهادهای مردمی نظارت بر عملکرد دستگاهها، ایجاد سامانههای ایمن گزارشدهی فساد توسط مردم، و حمایت قانونی از افشاگران فساد محقق شود. شفافسازی، به ویژه انتشار آنلاین کلیه قراردادهای دولتی، افشای منظم داراییهای انتخابشوندگان و انتصابشدگان، و گزارشدهی دورهای عملکرد دستگاههای اجرایی، میتواند به کاهش فرصتهای فساد کمک کند. در نهایت، مجازات قاطع و بدون تبعیض قانون برای تمامی متخلفان، عدم مصونیت برای هیچ مقامی در صورت تخلف، و بازگرداندن اموال عمومی به بیتالمال، پیام روشنی مبنی بر پایان عصر مصونیت خواهد داد.این مبارزه تنها با تحول فرهنگی و اجتماعی به ثمر خواهد نشست. تغییر نگرش اجتماعی از فرهنگ روابط به فرهنگ ضوابط، تقدیس شفافیت و صداقت در جامعه، و مقابله با عادیسازی فسادهای کوچک، زیربنای این تحول است. آموزش و فرهنگسازی از طریق گنجاندن مباحث اخلاقی و ضدفساد در نظام آموزشی، آموزش مهارتهای شهروندی از سنین پایین و تولید محتوای فرهنگی ضدفساد در رسانهها نسل آینده را آگاهتر خواهد کرد. الگوسازی با معرفی چهرههای شریف و ضدفساد به عنوان الگو، تقدیر از افشاگران و مبارزان راه حق، و نهادینه کردن فرهنگ پاداش به درستکاری، ارزشهای مثبت را تقویت میکند.مبارزه با فساد امروز تنها یک انتخاب سیاسی نیست؛ یک ضرورت حیاتی برای بقای کشور است. جامعهای که فساد در آن نهادینه شود، محکوم به زوال است. تاریخ نشان داده است که سقوط تمدنها نه توسط دشمنان خارجی، که توسط فساد داخلی بوده است. ملت ایران با هوشیاری کامل میداند که فساد بزرگترین مانع توسعه کشور است، رانتخواری ناقض عدالت اجتماعی است و مبارزه با فساد نیازمند ارادهای ملی است.مبارزه واقعی، شفاف و بیامان با فساد و رانتخواری. تنها مسیربازگرداندن اعتماد عمومی و ساختن آیندهای روشن برای نسلهای آینده است.







