فقر درمانی و فرار از پزشک، در عصر مدرن!
- شناسه خبر: 21964
- تاریخ و زمان ارسال: 18 خرداد 1405 ساعت 10:13
- منتشرکننده: مدیریت

وقتی بیماری ارزان تر از درمان است:
مونا ربیعیان/از درد کشیدن تا مرگ خاموش؛ هزینههای درمان چگونه مردم را از پزشک فراری داده است؟
صدای اعتراض از گرانی کالاها و خدمات سالهاست که در جامعه شنیده میشود اما این روزها صدایی نگرانکنندهتر از دل خانوادهها به گوش میرسد؛ صدای بیمارانی که دیگر توان مراجعه به پزشک را ندارند. اگر تا چند سال پیش هزینه درمان دغدغهای مهم اما قابل مدیریت بود، امروز برای بسیاری از خانوارها به بحرانی تمامعیار تبدیل شده است. بحران زمانی نگرانکنندهتر میشود که گرانی تنها به دارو و ویزیت محدود نیست و هزینههای آزمایش، تصویربرداری، امآرآی، سیتیاسکن، سونوگرافی و خدمات تشخیصی نیز به شکلی بیسابقه افزایش یافته است.
نتیجه چنین شرایطی آن است که بسیاری از مردم نهتنها درمان بلکه حتی تشخیص بیماری را نیز به تعویق میاندازند. برخی با درد زندگی میکنند، برخی داروهای خود را نصف مصرف میکنند و برخی دیگر تنها زمانی به مراکز درمانی مراجعه میکنند که بیماری به مرحلهای خطرناک رسیده است.
گرانی درمان دیگر فقط به دارو و ویزیت محدود نیست؛ آزمایشهای تخصصی، سیتیاسکن، امآرآی و سایر خدمات تشخیصی نیز برای بسیاری از خانوارها به هزینهای سنگین تبدیل شدهاند. گزارش میدانی از داروخانهها و مراکز تصویربرداری نشان میدهد شمار قابل توجهی از بیماران، به دلیل ناتوانی مالی، تشخیص و درمان را به تعویق میاندازند؛ وضعیتی که کارشناسان آن را نشانه گسترش «فقر درمانی» و تهدیدی جدی برای سلامت عمومی میدانند.
کارشناسان هشدار میدهند که کشور با پدیدهای به نام «فقر درمانی» مواجه شده است؛ پدیدهای که میتواند آثار اجتماعی، اقتصادی و انسانی گستردهای به دنبال داشته باشد.
وقتی بیماری منتظر حقوق ماه بعد میماند
سالن انتظار یکی از مراکز تصویربرداری در تهران شلوغتر از همیشه به نظر میرسد. مردی حدوداً ۶۰ ساله مقابل صندوق ایستاده و درباره هزینه امآرآی سؤال میکند. وقتی مبلغ را میشنود چند لحظه سکوت میکند و سپس میگوید: «فعلاً انجام نمیدهم، باید ببینم حقوق این ماه چقدر میشود.»
چند صندلی آنطرفتر زنی جوان نسخهای در دست دارد. پزشک برای او آزمایشهای تخصصی نوشته اما هنوز موفق نشده همه آنها را انجام دهد. میگوید: «هر بار یکی دو مورد را انجام میدهم. هزینهها خیلی زیاد است. میگوید جواب کامل آزمایشها لازم است اما واقعاً از عهده پرداختش برنمیآیم.»
این روایتها تنها چند نمونه از صدها و هزاران داستانی است که این روزها در مراکز درمانی کشور تکرار میشود. در شرایطی که درآمد خانوارها تحت فشار تورم قرار دارد، سلامت به یکی از نخستین قربانیان کاهش قدرت خرید تبدیل شده است.

سلامت در محاصره تورم
افزایش هزینههای درمان پدیدهای تازه نیست اما آنچه امروز رخ میدهد فراتر از یک افزایش معمولی قیمت است. بسیاری از خانوارها معتقدند رشد هزینههای سلامت از رشد درآمد آنها بسیار بیشتر بوده است.
محمد نادری، کارشناس اقتصاد سلامت، در گفتوگو با خبرنگار ما میگوید: «در سالهای اخیر فشار هزینههای سلامت به شکل محسوسی افزایش یافته است. بسیاری از مردم تصور میکنند مشکل فقط گرانی دارو است اما واقعیت این است که هزینههای تشخیصی نیز رشد قابل توجهی داشتهاند. امروزه برای تشخیص بسیاری از بیماریها نیاز به آزمایشهای تخصصی، تصویربرداریهای پیشرفته و مراجعات متعدد پزشکی وجود دارد که مجموع این هزینهها برای خانوارها سنگین شده است.»
وی ادامه میدهد: «وقتی مردم به دلیل مشکلات اقتصادی از انجام آزمایش یا تصویربرداری صرفنظر میکنند، عملاً بیماری در مراحل اولیه شناسایی نمیشود. این مسئله میتواند هزینههای درمان را در آینده چندین برابر کند.»
حذف تدریجی چکاپ از زندگی مردم
یکی از نخستین قربانیان گرانی خدمات درمانی، معاینات و چکاپهای دورهای هستند. بسیاری از خانوادهها که پیشتر سالانه یا هر چند ماه یک بار برای بررسی وضعیت سلامت خود آزمایش انجام میدادند، اکنون این مراجعات را حذف کردهاند.
پزشکان معتقدند حذف چکاپهای دورهای میتواند باعث افزایش بیماریهای تشخیص داده نشده شود؛ بیماریهایی که در صورت شناسایی زودهنگام قابل کنترل یا درمان هستند.
طبقه متوسط؛ قربانی جدید بحران درمان
در گذشته تصور میشد مشکلات درمانی بیشتر گریبانگیر اقشار کمدرآمد است اما امروز طبقه متوسط نیز به شدت تحت تأثیر قرار گرفته است.
سعید مرادی، اقتصاددان اجتماعی، معتقد است فشار هزینههای درمانی از مرز طبقات فرودست عبور کرده است.
او میگوید: «امروز بسیاری از کارمندان، بازنشستگان و صاحبان مشاغل متوسط نیز برای تأمین هزینههای درمان با مشکل مواجه هستند. این مسئله نشان میدهد که بحران سلامت به یک مسئله فراگیر اجتماعی تبدیل شده است.»
وی میافزاید: «سلامت نباید به کالایی وابسته به قدرت خرید تبدیل شود. اگر افراد صرفاً به دلیل درآمد پایین از دسترسی به خدمات درمانی محروم شوند، مفهوم عدالت اجتماعی زیر سؤال میرود.»
بیماران مزمن در خط مقدم آسیب
بیشترین فشار گرانی درمان بر دوش بیماران مزمن قرار دارد؛ بیمارانی که ناچارند ماهها و سالها تحت درمان باشند.
دیابت، فشار خون، بیماریهای قلبی، سرطان، بیماریهای کلیوی و بسیاری از بیماریهای مزمن دیگر نیازمند آزمایشهای دورهای، مراجعات مکرر پزشکی و مصرف مستمر دارو هستند.
زهرا، مبتلا به دیابت، میگوید: «بعضی وقتها داروها را کمتر مصرف میکنم تا دیرتر تمام شوند. میدانم کار درستی نیست اما چاره دیگری ندارم.»
پزشکان هشدار میدهند که قطع یا کاهش خودسرانه دارو میتواند عوارض جبرانناپذیری برای بیماران ایجاد کند.
روایت تلخ داروخانهها
داروسازان نیز از تغییر رفتار بیماران خبر میدهند. یکی از مسئولان فنی داروخانهای در تهران میگوید: «خیلی از بیماران بعد از شنیدن قیمت داروها بخشی از نسخه را حذف میکنند. بعضیها میگویند فقط داروی ضروری را بدهید و بقیه را بعداً میگیرم.»
به گفته او، در مواردی مشاهده شده که بیماران از خرید داروهای مکمل درمان صرفنظر میکنند یا مصرف دارو را به دلیل هزینه بالا متوقف میکنند.
هزینه تشخیص؛ حلقه فراموششده بحران
در حالی که افکار عمومی بیشتر بر گرانی دارو تمرکز دارد، بسیاری از کارشناسان معتقدند هزینه تشخیص به معضلی بزرگتر تبدیل شده است.
امآرآی، سیتیاسکن، تصویربرداریهای تخصصی، آزمایشهای هورمونی، ژنتیکی و پاتولوژی برای بسیاری از بیماران به هزینههایی سنگین تبدیل شدهاند.
یک پزشک متخصص داخلی میگوید: «بارها شاهد بودهام بیماری که نیاز فوری به تصویربرداری داشته، انجام آن را چند ماه به تعویق انداخته است. این تأخیر گاهی روند درمان را کاملاً تغییر میدهد.»
وقتی مردم درد را تحمل میکنند
تحمل درد به جای درمان، پدیدهای است که پزشکان بیش از گذشته با آن روبهرو هستند.
یک بازنشسته میگوید: «گفت باید جراحی کنم اما حتی هزینه آزمایشهای قبل از عمل را ندارم. فعلاً با زانو درد کار میکنم.» این جمله شاید ساده به نظر برسد اما در واقع بیانگر واقعیتی تلخ است؛ اینکه بسیاری از مردم بیماری را تحمل میکنند زیرا درمان برای آنها گرانتر از توان مالیشان است.
فقر درمانی؛ تهدیدی برای آینده جامعه
جامعهشناسان معتقدند گسترش فقر درمانی تنها یک مسئله پزشکی نیست بلکه پیامدهای گسترده اجتماعی دارد.
الهام رضایی، جامعهشناس، میگوید: «وقتی مردم به دلیل مشکلات مالی از درمان صرفنظر میکنند، احساس ناامنی و بیعدالتی افزایش مییابد. این موضوع بر کیفیت زندگی، امید اجتماعی و حتی روابط خانوادگی اثر میگذارد.»
وی تأکید میکند: «سلامت یکی از مهمترین مؤلفههای رفاه اجتماعی است و هرگونه اختلال در دسترسی مردم به خدمات درمانی میتواند آثار بلندمدتی بر جامعه بر جای بگذارد.»
بیمههایی که دیگر کافی نیستند
بسیاری از بیماران معتقدند بیمهها دیگر نقش سابق را در کاهش هزینههای درمان ندارند.
بازنشستهای که برای انجام سیتیاسکن مراجعه کرده میگوید: «بیمه بخشی از هزینه را کم میکند اما مبلغی که باید از جیب پرداخت کنیم همچنان زیاد است.»
کارشناسان بر این باورند که افزایش پوشش بیمهای برای خدمات تشخیصی و درمانی میتواند بخشی از فشار اقتصادی وارد بر خانوارها را کاهش دهد.
هزینههای فاجعهبار سلامت
در ادبیات اقتصادی اصطلاحی به نام «هزینههای فاجعهبار سلامت» وجود دارد؛ وضعیتی که در آن هزینه درمان بخش بزرگی از درآمد یا دارایی خانوار را مصرف میکند.
مرادی میگوید: «بسیاری از خانوادهها برای تأمین هزینه درمان ناچار به فروش دارایی، دریافت وام یا قرض گرفتن میشوند. این اتفاق میتواند آنها را به زیر خط فقر سوق دهد.»
به گفته کارشناسان، بیماری در چنین شرایطی نه تنها سلامت بلکه امنیت اقتصادی خانواده را نیز تهدید میکند.
مرگهای خاموش در سایه گرانی
پزشکان معتقدند بخشی از مرگومیرهای قابل پیشگیری میتواند ناشی از تأخیر در تشخیص یا درمان باشد. بیماریهایی که اگر به موقع شناسایی شوند قابل کنترل هستند، در اثر تأخیر به مراحل پیشرفته میرسند.
یکی از متخصصان قلب میگوید: «گاهی بیمار زمانی مراجعه میکند که فرصت طلایی درمان از دست رفته است. بسیاری از این بیماران ماهها علائم داشتهاند اما به دلیل مشکلات مالی مراجعه نکردهاند.»
راهکار چیست؟
کارشناسان مجموعهای از راهکارها را برای کاهش فشار درمانی بر مردم پیشنهاد میکنند؛ از جمله افزایش حمایت بیمهای، کنترل هزینههای دارو و خدمات تشخیصی، حمایت هدفمند از بیماران مزمن، توسعه خدمات درمانی ارزانقیمت و افزایش دسترسی اقشار آسیبپذیر به خدمات سلامت.
آنها معتقدند سرمایهگذاری در حوزه سلامت هزینه نیست بلکه نوعی سرمایهگذاری برای حفظ سرمایه انسانی کشور محسوب میشود.
امروز در بسیاری از خانههای ایرانی، بیماری دیگر فقط یک مشکل جسمی نیست؛ یک معضل اقتصادی است. خانوادهها میان پرداخت اجاره خانه، خرید مایحتاج روزانه، انجام آزمایش، تهیه دارو و مراجعه به پزشک ناچار به انتخاب شدهاند. واقعیت تلخ آن است که برای بخشی از جامعه، درد کشیدن ارزانتر از درمان است. وقتی هزینه آزمایش، اسکن، دارو و ویزیت از توان مالی مردم فراتر میرود، سلامت به کالایی دور از دسترس تبدیل میشود. ادامه این روند میتواند پیامدهایی فراتر از حوزه پزشکی داشته باشد؛ پیامدهایی که نه فقط بیماران، بلکه آینده اجتماعی و اقتصادی کشور را تحت تأثیر قرار خواهد داد. مردمی که امروز درمان را به تعویق میاندازند، در واقع هزینههای بزرگتری را به فردا منتقل میکنند؛ هزینههایی که ممکن است نه تنها از جیب، بلکه از جان آنان پرداخت شود.







