فیش حقوقی بازنشستگان در سایه ابهام افزایش ۶۰ درصدی
- شناسه خبر: 23205
- تاریخ و زمان ارسال: 26 مرداد 1405 ساعت 11:52
- منتشرکننده: مدیریت

فیروزه نعیمی/بازنشستگان، آخرین حلقه زنجیره تولید ثروت در اقتصاد کشور نیستند؛ آنان سرمایههای انسانی هستند که سالها با پرداخت حق بیمه، پشتوانه یکی از بزرگترین صندوقهای بیمهای کشور را شکل دادهاند. از همین رو، هر تصمیمی که به حقوق و مستمری آنان مربوط میشود، صرفاً یک اقدام اداری یا حسابداری نیست، بلکه مستقیماً با اعتماد عمومی، امنیت معیشتی و اعتبار نظام تأمین اجتماعی گره خورده است. به همین دلیل نیز هرگاه میان آنچه در اطلاعرسانی رسمی اعلام میشود و آنچه در فیشهای حقوقی دیده میشود فاصلهای ایجاد شود، نخستین پیامد آن نه صرفاً اعتراض به یک رقم، بلکه تردید نسبت به شفافیت و عدالت در اجرای قانون خواهد بود.
در هفتههای اخیر، انتشار احکام جدید و فیشهای حقوقی بازنشستگان تأمین اجتماعی، بار دیگر این شکاف را نمایان کرد. در حالی که طی ماههای گذشته بارها از افزایش ۶۰ درصدی حقوق برخی بازنشستگان سخن گفته شده بود، بسیاری از مستمریبگیران پس از مشاهده احکام خود اعلام کردند که دریافتی نهایی آنان با چنین افزایشی همخوانی ندارد. همزمان، گزارشهایی درباره کاهش یا حذف حق عائلهمندی برخی بازنشستگان نیز منتشر شد و بر دامنه پرسشها افزود. اکنون مطالبه اصلی بسیاری از بازنشستگان نه صرفاً افزایش حقوق، بلکه دریافت پاسخی روشن درباره نحوه محاسبه احکام و مبنای تغییرات اعمالشده است.
البته واقعیت این است که محاسبه مستمری در سازمان تأمین اجتماعی، فرایندی ساده و یکسان برای همه افراد نیست. مستمری پایه، متناسبسازی، مزایای جانبی، حق عائلهمندی، کمکهزینههای قانونی و سوابق بیمهای هر فرد، همگی در تعیین مبلغ نهایی نقش دارند. بنابراین طبیعی است که درصد افزایش دریافتی برای همه بازنشستگان یکسان نباشد. اما همین پیچیدگی، مسئولیت سازمانهای متولی را برای اطلاعرسانی دقیق و شفاف چند برابر میکند. هرچه فرمولهای محاسباتی پیچیدهتر باشند، ضرورت توضیح آنها به زبان ساده نیز بیشتر خواهد بود.
مسئله اصلی امروز، شاید نه خود میزان افزایش حقوق، بلکه کیفیت اطلاعرسانی درباره آن باشد. در دنیای امروز، شفافیت بخشی از حکمرانی مطلوب است. شهروندان انتظار دارند بدانند تصمیمات چگونه گرفته شده، محاسبات بر چه اساسی انجام شده و هر عدد درجشده در فیش حقوقی چه مبنایی دارد. وقتی چنین توضیحی ارائه نشود، حتی اگر همه محاسبات مطابق قانون انجام شده باشد، فضای ابهام شکل میگیرد و جای خود را به گمانهزنی، شایعه و بیاعتمادی میدهد.
بازنشستگان بیش از هر گروه دیگری به ثبات و اطمینان نیاز دارند. اغلب آنان درآمدی جز مستمری ماهانه ندارند و برنامهریزی زندگیشان بر پایه همان مبلغ انجام میشود. در شرایطی که تورم، افزایش هزینههای درمان، رشد قیمت مسکن، خوراک و خدمات، قدرت خرید خانوارها را کاهش داده است، هر تغییر در دریافتی ماهانه میتواند آثار مستقیمی بر کیفیت زندگی آنان بگذارد. از این منظر، اعتراض به فیش حقوقی را نباید صرفاً واکنشی به یک عدد تلقی کرد؛ بلکه این اعتراض، بازتاب نگرانی از آینده معیشت و احساس کاهش امنیت اقتصادی است.
از سوی دیگر، حذف یا تغییر در برخی مزایا، از جمله حق عائلهمندی، بدون ارائه توضیح شفاف، زمینه برداشتهای متفاوت را فراهم میکند. اگر این تغییرات بر اساس قوانین و مقررات انجام شده است، انتظار منطقی آن است که مستندات قانونی، شیوه اجرا و شرایط شمول به صورت رسمی و قابل فهم در اختیار ذینفعان قرار گیرد. شفافیت، نه لطف به بازنشستگان، بلکه بخشی از حقوق آنان به عنوان بیمهشدگان و صاحبان اصلی منابع سازمان تأمین اجتماعی است.
تجربه نشان داده است که سرمایه اجتماعی، بیش از آنکه از تصمیمات اقتصادی آسیب ببیند، از ضعف در اطلاعرسانی و پاسخگویی لطمه میخورد. مردم ممکن است با بسیاری از تصمیمات دشوار اقتصادی کنار بیایند، اما ابهام و سکوت را به سختی میپذیرند. اعتماد عمومی زمانی تقویت میشود که نهادهای مسئول، خود را موظف به ارائه توضیح، انتشار جزئیات و پاسخگویی مستمر بدانند.
سازمان تأمین اجتماعی میتواند با انتشار جداول دقیق محاسبات، ارائه نمونههای آموزشی از نحوه تعیین مستمری، تشریح سهم هر یک از مؤلفههای حقوق و ایجاد سامانههای پاسخگویی مؤثر، بخش مهمی از نگرانیهای موجود را برطرف کند. چنین اقدامی نه تنها از حجم اعتراضها میکاهد، بلکه نشان میدهد این سازمان، شفافیت را بخشی از مأموریت خود میداند.
در نهایت، مطالبه بازنشستگان را نباید صرفاً در قالب افزایش حقوق خلاصه کرد. آنچه آنان مطالبه میکنند، اجرای دقیق قانون، عدالت در پرداختها، ثبات در تصمیمگیری و دسترسی به اطلاعات روشن درباره حقوق قانونیشان است. این مطالبه، نه سیاسی است و نه صنفی صرف؛ بلکه مطالبهای برای حکمرانی شفاف و پاسخگوست.
اعتماد، بزرگترین سرمایه هر نهاد عمومی است و این سرمایه با ارقام بودجه یا وعدههای رسانهای حفظ نمیشود. اعتماد زمانی شکل میگیرد که بازنشسته، هنگام مشاهده فیش حقوقی خود، بداند هر رقم چگونه محاسبه شده و اگر پرسشی دارد، پاسخی روشن، مستند و قابل اتکا دریافت خواهد کرد. در روزگاری که معیشت به مهمترین دغدغه جامعه تبدیل شده است، شفافیت در احکام حقوقی بازنشستگان دیگر یک انتخاب مدیریتی نیست؛ ضرورتی برای حفظ سرمایه اجتماعی و تقویت رابطه اعتماد میان مردم و نهادهای مسئول است. تنها در چنین شرایطی است که فاصله میان وعده و واقعیت کاهش مییابد و احساس عدالت، جایگزین ابهام و نگرانی خواهد شد.







