قطعی اینترنت در یک جغرافیای استراتژیک
- شناسه خبر: 19659
- تاریخ و زمان ارسال: 7 بهمن 1404 ساعت 10:44
- منتشرکننده: مدیریت

الهه فابریکی اورنگ/در هفتهها و ماههای اخیر، محدودیتهای گسترده در دسترسی به اینترنت بینالمللی و شبکههای اجتماعی، این نگرانی را در بخشی از جامعه ایجاد کرده که آیا ایران در حال حرکت به سمتی شبیه کره شمالی است یا خیر. این مقایسه اگرچه از نظر ساختاری و تاریخی دقیق نیست، اما بهعنوان یک هشدار اجتماعی نباید نادیده گرفته شود. ایران کره شمالی نیست، اما برخی تصمیمها اگر بدون گفتوگوی عمومی، شفافیت و افق مشخص ادامه پیدا کنند، میتوانند ما را در مسیری قرار دهند که شباهتهای ناخواستهای ایجاد کند.
واقعیت این است که ایران از نظر جمعیت، تاریخ، فرهنگ، ساختار اقتصادی، میزان تعاملات منطقهای و جهانی و حتی سطح مطالبات اجتماعی و موقعیت استراتژیک جغرافیایی تفاوتهای بنیادین با کره شمالی دارد. جامعه ایران جامعهای زنده، متکثر، متصل و آگاه است. بخش بزرگی از اقتصاد، آموزش، رسانه، سلامت، تجارت و حتی حکمرانی روزمره، امروز بدون دسترسی پایدار به اینترنت آزاد و بینالمللی عملاً مختل میشود. این یک گزاره سیاسی نیست؛ یک واقعیت فنی و اقتصادی است.
از سوی دیگر، نمیتوان انکار کرد که حاکمیت هر کشوری حق دارد درباره امنیت ملی، زیرساختهای ارتباطی و مدیریت فضای مجازی تصمیمگیری کند. هیچ کشوری، حتی کشورهای مدعی آزادی مطلق، اینترنت را رهاشده و بدون سیاستگذاری اداره نمیکنند. اما تفاوت اساسی در روش، شفافیت و نسبت تصمیمها با زندگی واقعی مردم است. محدودیتهایی که بدون زمانبندی مشخص، بدون گفتوگوی اجتماعی و بدون ارائه جایگزینهای کارآمد، در روزگاری که دنیای امروز همچون دهکده جهانی در دایره ارتباطات، نهادی شبکه ای و یکپارچه تلقی شده، اعمال میشوند و ناخواسته به بیاعتمادی دامن میزنند.
نکته مهم دیگر این است که استقلال ایران، به همان اندازه که نباید قربانی فشارهای خارجی شود، نباید بهانهای برای نادیده گرفتن خواستههای بهحق داخلی باشد. این دو در تقابل با هم نیستند. میتوان هم مستقل بود و هم پاسخگو. میتوان هم دخالت خارجی را رد کرد و هم صدای شهروندان، کسبوکارها، دانشجویان، پژوهشگران و فعالان فرهنگی را شنید. اتفاقاً کشوری که جامعهاش راضیتر و شنیدهشدهتر باشد، در برابر فشار بیرونی مقاومتر است.
در شرایط کنونی، مسئله اینترنت فقط مسئله سرگرمی یا شبکه اجتماعی نیست؛ مسئله کار، آموزش، امید، مهاجرت، سرمایه اجتماعی و آیندهنگری است. سیاستهایی که بهصورت «دو دو تا چهارتا» و موقت اجرا میشوند، اگر چشمانداز روشنی نداشته باشند، نمیتوانند اعتماد عمومی ایجاد کنند. مردم میخواهند بدانند مسیر چیست، مقصد کجاست و نقش آنها در این مسیر چگونه تعریف میشود.
راهحل، نه در رهاسازی کامل است و نه در انسداد گسترده. راهحل در حکمرانی هوشمند فضای دیجیتال است؛ یعنی:
– شفافیت در تصمیمها و اعلام صریح دلایل و زمانبندیها
– گفتوگوی واقعی با ذینفعان: مردم، کسبوکارها، متخصصان
– تقویت زیرساخت داخلی بدون قطع دسترسی بینالمللی
– پذیرش این اصل که اعتماد، با اجبار ساخته نمیشود
– و پاسخگویی مستمر مسئولان به اثرات تصمیمهایشان بر زندگی روزمره مردم
آینده ایران، نه در قطع ارتباط، بلکه در مدیریت هوشمند ارتباط رقم میخورد. مسیری که هم استقلال را حفظ کند، هم کرامت و نیازهای مردم را.






