قفل تجرد قطعی بر دروازه خانواده ایرانی
- شناسه خبر: 18394
- تاریخ و زمان ارسال: 25 آبان 1404 ساعت 12:14
- منتشرکننده: مدیریت

«بشارت نو» موانع سه گانه ازدواج را بررسی می کند:
سیدرضا هاشمی زاده/روزنامه نگار
پدیده افزایش سن ازدواج و تجردگرایی در ایران، دیگر صرفاً یک چالش اجتماعی نیست؛ بلکه یک بحران ساختاری چندبُعدی است که امنیت آینده جمعیتی و سلامت اجتماعی کشور را به شدت تهدید میکند. با کاهش حدود ۵۰ درصدی نرخ ازدواج در سالهای اخیر، میانگین سن ازدواج مردان به ۲۸.۳ سال و زنان به ۲۴.۲ سال رسیده و متأسفانه، آمارها حاکی از خروج میلیونها نفر از مدار تشکیل خانواده است. ریشهیابی این بحران، یک درهمتنیدگی سهگانه را نشان میدهد. سد سخت اقتصادی (پول)، تغییرات نرم فرهنگی (فردگرایی) و آسیبهای پنهان روانشناختی (ترس). تا زمانی که این موانع سهگانه به صورت همزمان برداشته نشود، زنگ خطر تجرد قطعی همچنان بر دروازه خانواده ایرانی کوبیده خواهد شد.
زنگ خطر تجرد قطعی و خروج ۱۳ میلیون نفر از مدار ازدواج
• آمارها فراتر از تعویق ازدواج، از قفل شدن دروازه خانواده به روی بخش قابل توجهی از جامعه خبر میدهند و وضعیت را فراتر از حد تحمل هشدارآمیز کردهاند. گزارشها نشان میدهد ۱۴ درصد از زنان و ۴ درصد از مردان بالای ۴۵ سال هرگز ازدواج نکردهاند. این در حالی است که پیشبینی میشود آمار “تجرد قطعی” در کشور تا سال ۱۴۳۰ به ۲.۵ میلیون نفر برسد. وجود ۹.۵ میلیون مرد و ۷.۵ میلیون زن زیر ۴۵ سال که هنوز ازدواج نکردهاند، زنگ خطر را به صدا در میآورد؛ زیرا بخش قابل توجهی از این جمعیت در صورت عدم اقدام، به آمار تجرد قطعی اضافه خواهند شد. در مجموع، حدود ۱۲ تا ۱۳ میلیون نفر در سن ازدواج امکان تشکیل خانواده را ندارند. این وضعیت، تهدید مستقیمی بر آینده جمعیتی کشور است. کاهش ازدواج به معنای کاهش تولد و سقوط نرخ باروری به زیر سطح جانشینی (حدود ۱.۶ فرزند) است که در نهایت منجر به پیرشدگی سریع جمعیت و مشکلات ساختاری در تأمین اجتماعی و بازنشستگی خواهد شد.
موانع سهگانه؛ سد پول، فردگرایی و ترس از تعهد
• دلایل اصلی این بحران، سدی چندلایه در برابر جوانان ایجاد کرده است که مانع از ورود به مسئولیت زندگی مشترک میشود.مسائل اقتصادی، بهویژه برای پسران، همچنان مهمترین دلیل برای به تعویق انداختن ازدواج است. بیکاری ساختاری، عدم ثبات شغلی و فقدان درآمد کافی، همچنان اصلیترین دلیل برای به تعویق انداختن ازدواج تا زمان “ثبات مالی” است. ریشهایتر از بیکاری، عدم قطعیت شدید اقتصادی (تورم و نوسانهای ارزی) است که ریسک شروع زندگی مشترک را چندین برابر میکند. جوانان اطمینانی ندارند که درآمد ثابتشان بتواند هزینههای فردا را پوشش دهد. ناتوانی در تأمین مسکن اولیه و هزینههای ناشی از چشموهمچشمیها و عرفهای غلط (مانند جهیزیه سنگین، مراسم پرهزینه) فشار مالی مضاعفی بر جوانان تحمیل میکند. تغییرات عمیق فرهنگی و رسانهای، زیرساختهای فکری جوانان را متحول کرده است. ارزشهای مادی (ثروت، مدرک) بهجای ایمان و اخلاق، به ملاکهای اصلی انتخاب همسر تبدیل شدهاند. تقویت روحیه فردگرایی و ترجیح آزادیهای مجردی بر مسئولیتهای مشترک، یک مانع ذهنی قوی برای ورود به زندگی زناشویی ایجاد کرده است. افزایش فردگرایی همزمان با ضعف نهادهای سنتی تسهیلگر ازدواج (مثل خانوادههای گسترده و نهادهای محلی) رخ داده است. این امر باعث شده است که فرآیند همسرگزینی از یک مسئله اجتماعی به یک بار سنگین فردی تبدیل شود. افزایش آمار طلاق و مشاهده تجارب ناموفق، باعث بیاعتمادی عمومی و تبدیل ازدواج به یک “امر پرخطر” در ذهن جوانان شده است. تأخیر در ازدواج با پیامدهای روانی و اجتماعی نامطلوبی همراه است که خود، چرخه تجرد را تشدید میکند. عدم دسترسی به کارکرد اصلی خانواده (حمایت عاطفی) میتواند منجر به افزایش احساس تنهایی و علائم افسردگی شود. ازدواج به تثبیت هویت و ایفای نقشهای اجتماعی کمک میکند و تأخیر در آن، سردرگمی و عدم قوام یافتن هویت اجتماعی را طولانیتر میسازد. نمایش تصاویر ایدهآل، لاکچری و غیرواقعی از زندگیها در سریالها و شبکههای اجتماعی، انتظارات را به طور غیرواقعی بالا برده و فرهنگ قناعت و سادهزیستی را تضعیف کرده است.
راهبرد نجات؛ اقدام همزمان برای رفع موانع اقتصادی و ذهنی
حل این بحران ساختاری نیازمند اقدامات همزمان و جدی در حوزههای اقتصادی (تأمین شرایط عینی) و فرهنگی (تغییر زیرساختهای فکری) است.درادامه به عمده ترین راهکارهایی که می تواند کارگشا باشد اشاره می شود .
*تمرکز دولت باید بر اشتغال پایدار و درآمد کافی برای جوانان باشد، نه تمرکز صرف بر وام ازدواج.
* تسهیل دسترسی به مسکن اولیه (از طریق احیای فرهنگ زندگی در کنار والدین یا بهبود وامهای حمایتی) حیاتی است.
* مبارزه جدی با هزینههای گزاف مراسمات و جهیزیه و ترویج قناعت و سادهزیستی از طریق رسانهها و نهادهای ذیربط.
* تبدیل تأهل به یک ارزش اجتماعی والا و ترویج گفتمان “ازدواج بهنگام” در جامعه.
* ارائه مشاوره اجباری و باکیفیت پیش از ازدواج برای افزایش تابآوری زندگی مشترک و کاهش آمار طلاق.
* حمایت از مراکز واسطهگری امن، محلی و دارای هویت بومی برای پر کردن خلاء نهادی در همسرگزینی.
* سیاستگذاریها باید تفکیک گروههای هدف را در نظر بگیرد؛ از جمله تدوین برنامههای حمایتی خاص برای تشویق ازدواج مجدد و همچنین حمایتهای اجتماعی و روانی از جمعیت رو به افزایش تجرد قطعی (بالای ۴۵ سال).






