مدیریت مصرف و تاب آوری اقتصادی در شرایط بحران
- شناسه خبر: 21609
- تاریخ و زمان ارسال: 28 اردیبهشت 1405 ساعت 15:21
- منتشرکننده: مدیریت

سیدرضا هاشمی زاده/در روزهایی که کشور ما از یک سو تحت فشار حداکثری تحریمها و محاصره دریایی و از سوی دیگر درمعرض تهدید مجدد حملات نظامی دشمن به زیرساختهای حیاتی انرژی قرار دارد، دیگر نمیتوان “صرفهجویی” را صرفاً یک توص یه اخلاقی یا یک شعار زیستمحیطی دانست. اینک صرفهجویی در تمام ابعاد آن از برق و آب و گاز و بنزین گرفته تا مصرف پلاستیک و کاغذ به یک ضرورت راهبردی و امنیتی برای بقا و تاب آوری کشور تبدیل شده است.متأسفانه در سالهای گذشته، فرهنگ استفاده بیرویه از کیسهها و ظروف پلاستیکی در جامعه ما چنان گسترش یافته که پیامدهای آن را هر روز در طبیعت آلوده، معابر پر از نایلون و زبالههای تجزیهناپذیر میبینیم. این در حالی است که بسیاری از ما به یاد داریم در گذشته، مردم برای حمل میوه، نان و خرید روزانه از پاکتهای کاغذی یا پارچهای استفاده میکردند. اما با ارزانتر شدن پلاستیک و در دسترس بودن آن، به تدریج از آن فرهنگ فاصله گرفتیم و اکنون انباشت میلیاردها کیسه پلاستیکی در طبیعت و شهرها، بلایی زیستمحیطی شده که جبران آن سالها طول خواهد کشید. اما در وضعیت امروز دو چالش تازه به این معضل کهنه افزوده است. نخست، حملات دشمن به خطوط تولید و توزیع مواد پلیمری و پتروشیمی که بخش قابل توجهی از توان تولید داخلی پلاستیک را کاهش داده است؛ دوم، تحریمهای فلجکننده که تأمین مواد اولیه برای صنایع پلاستیکسازی را با مشکل مواجه کرده است. در چنین شرایطی، ادامه الگوی مصرفِ “دستودلبازانه” نه تنها از نظر اقتصادی به صلاح نیست، بلکه به نوعی تقویت فشارهای دشمن محسوب میشود.
اما راهکار چیست؟ راهکار، تغییر فرهنگ مصرف و حرکت به سمت جایگزینهای ماندگار و سالم است. به جای کیسههای پلاستیکی یکبارمصرف، استفاده از کیسههای پارچهای، نخی، برزنتی و حتی سفرههای پارچهای قدیمی که در هر خانهای یافت میشود. است . این جایگزینها نه تنها ماندگاری بالایی دارند، بلکه از نظر بهداشتی نیز بسیار سلامتتر هستند و هنگام حمل مواد غذایی، هیچ ماده مضری به خوراکیها منتقل نمیکنند. ترویج استفاده از کیسههای پارچهای برای خرید میوه، سبزی، نان و مواد غذایی باید به یک عادت روزمره تبدیل شود.تجربه کشورهای پیشرفته در این زمینه به ویژه آلمان که خود الگوی بازیافت و صرفهجویی در اروپاست، میتواند الهامبخش باشد. در آلمان، برای هر بطری پلاستیکی یا قوطی فلزی هنگام خرید، ۲۵ سنت به عنوان “گرو” دریافت میشود و مشتری تنها با برگرداندن بطری به فروشگاه، آن مبلغ را پس میگیرد. در بسیاری از فروشگاهها، کیسههای کوچک پلاستیکی برای میوه با قیمت ۱ سنت محاسبه میشود تا مصرفکننده ترغیب شود از کیسه شخصی خود استفاده کند. برای نان و شیرینی، اکثراً پاکتهای کاغذی به کار میرود. هر خانواده آلمانی چندین ساک پارچهای در خانه دارد و هنگام خرید همواره آنها را به همراه میبرد. شهرداریها کیسههای مخصوص زرد رنگی به شهروندان میدهند تا زبالههای قابل بازیافت را در آنها بریزند. هر خانه دو سطل زباله دارد. یکی مخصوص کاغذ و دیگری مخصوص زباله تر (خیس). در نقاط مختلف شهرها سطلهایی برای زباله ارگانیک تعبیه شده که از آنها بیوگاز و کمپوست تولید میشود. حتی سطلهای جداگانهای برای بطریهای شیشهای در سطح شهر نصب شده است. جالب آنکه برای حمل زباله تر از شهروندان هزینه دریافت میشود، بنابراین مردم انگیزه مستقیم اقتصادی برای کاهش زباله تر و تفکیک صحیح دارند.این الگوها نشان میدهد که صرفهجویی و بازیافت، زمانی به فرهنگ نهادینه شده تبدیل میشود که هم آموزش ببیند، هم ابزار آن در اختیار مردم قرار گیرد، هم مشوقهای اقتصادی (و گاهی جریمهها) پشت آن باشد. در کشور ما نیز میتوان با همکاری شهرداریها، رسانه ملی، وزارت آموزش و پرورش و سازمان حفاظت محیط زیست، گامهای مؤثری برداشت. از توزیع رایگان کیسههای پارچهای در فروشگاههای بزرگ گرفته تا اعمال تخفیف برای مشتریانی که کیسه شخصی میآورند، از آموزش بازیافت در مدارس تا راهاندازی سامانههای تشویقی نقدی و غیرنقدی برای شهروندانی که در تفکیک زباله پیشقدم هستند.این روزها که در اثر حملات دشمن، برخی نیروگاهها و خطوط انتقال انرژی با اختلال مواجه شده و قطعی برق و گاز زندگی مردم را تحت تأثیر قرار داده است، هر کس میتواند با یک اقدام کوچک مانندخاموش کردن یک لامپ اضافه، بستن شیر آب هنگام مسواک، همراه بردن کیسه پارچهای برای خرید، یا تفکیک یک بطری پلاستیکی هم به کشورش در عبور از بحران کمک کند و هم میراثی ارزشمند به نام “فرهنگ صرفهجویی” را برای نسل بعد به یادگار بگذارد.وقت آن رسیده که از خود بپرسیم آیا واقعاً به آن همه کیسه پلاستیکی نیاز داریم؟ آیا نمیتوان با همان پارچههای بیاستفاده در خانه، کیسههای زیبا و ماندگار دوخت؟ آیا نمیشود سفره نان را از پارچه و حولههای کهنهای که دور میاندازیم، بازسازی کرد؟پاسخ روشن است، میشود. مشروط بر آنکه ما ، هم مردم و هم مسئولان ، اراده کنیم. در شرایط جنگ تحمیلی و اقتصادی، هر کیسه پارچهای که جای یک کیسه پلاستیکی مینشیند، یک “ذخیره” است. هر بطری که به چرخه بازیافت برمیگردد، یک “صرفهجویی” است. هر خانواری که مصرف خود را مدیریت میکند، یک “سنگر” است.اینک وقت عمل است. بیایید از فردا، با یک تصمیم ساده شروع کنیم.”من دیگر کیسه پلاستیکی نمیگیرم، مگر ناچار. من یک کیسه پارچهای همیشه در کیفم دارم.” این کوچکترین کاری است که از دست هر یک از ما برمیآید. و همین کارهای کوچک، جمع شده، طوفان تغییر را به راه خواهند انداخت.






