مردم حضور در میدان را همانند «نماز» میدانند
- شناسه خبر: 21199
- تاریخ و زمان ارسال: 6 اردیبهشت 1405 ساعت 14:30
- منتشرکننده: مدیریت

محسن صیفیکار؛ نویسنده کتاب «کولههایی پر از لیمو»:
نویسنده کتاب «کولههایی پر از لیمو» با بیان اینکه مردم حضور در میدان را همانند «نماز» میدانند، گفت: مردم ایران امروز سیاسیترین مردم در جهاناند، این سطح از حضور، شعور و حماسه در حقیقت عجیب است و نمیتوان آن را محدود به تحلیل مادی کرد، بلکه میتوان گفت خداوند در قلبهای مردم حلول کرده است.
محسن صیفیکار در گفتوگو با ایرنا با اشاره به اینکه حدود یک ماه پس از جنگ تحمیلی سوم، توانی برای نوشتن نداشته است، ادامه داد: شرایط روحی من حدود یک ماه به شکلی نبود که بتوانم چیزی بنویسم، اما دوستان به سهم خود و با تکیه بر تجربه خود در این زمان اقداماتی انجام دادند و درباره اتفاقهایی که رخ داده قلمفرسایی کردند و به موضوعهای مختلف که هر روز رخ میداد، پرداختند. به همین دلیل شاهد انتشار نگاه تخصصی در حوزهها و گزارش جنگ هستیم که در رسانهها و روزنامههای مختلف منتشر شدند. امروز رسالت اهل قلم و اهل هنر است تا بتوانند گوشههایی از این انقلاب را به نمایش بگذارند.
نویسنده کتاب «کولههایی پر از لیمو» با بیان اینکه گروهی از نویسندگان در حوزه ادبیات جنگ و گروهی در حوزه تاریخ شفاهی ورود کردند، افزود: نویسندگان در قالبهای مختلف خاطرات را ثبت میکنند و این سهم و وظیفهای است که نویسندگان میتوانند در روزهای جنگ ادا کنند. اهالیِ بیان کار را انجام میدهند؛ مصاحبهها و روایتهای دیگران را بازنویسی میکنند و تحویل مخاطب میدهند اینها میتواند جزیی و خرد باشد یا آرامآرام تجمیع و به شکل کتاب منتشر شود. نگارش و کتابت رویدادهای جنگ در روزهای مختلف و به قلمهای مختلف رسالت مهم و تخصصی است و اگر افراد غیرمتخصص وارد این حوزه شوند ممکن است به مخاطب آسیب بزنند.
او افزود: نشر ۲۷ از همه برای ارسال نوشتههای کوتاه درخواست کرده بود، این ابتکاری بود که مسئولان هوافضا انجام دادند و روی موشکهایی که به طرف دشمن شلیک میشود، نوشتههای کوچکی به مناسبات و شان نزول نوشتند که موجب میشد، موشکهایی را که به طرف قلب دشمن میفرستند بسیار تاثیرگذار باشد. همین کار کوچک که به نظرم بزرگ است؛ بازخورد جهانی دارد و میتوانست ملتها و قلبها را به هم متصل کند. حرکت فرهنگی-نظامی توامان با هم تاثیرگذارتر از اقدام در هر حوزه به تنهایی بود. در نتیجه این اقدامات حقوق قهرمانان ملی در کشورهای مختلف، مستضعفان دنیا، کسانی که تحت سیطره امریکا و اسرائیل قرار داشتند و به نوعی به آنها ظلم شده است، احیا میشود. این نتایج نشان دهنده این است که فکری خلاق، پویا و تاریخدان پشت این موضوع نشسته است، هر کدام از این گونههای نوشتاری تاثیر خود را دارد.
بعثتِ انسانی و الهی مردم در این شبها وروزها حیرتانگیز است
صیفیکار با اشاره به همزمانی جنگ تحمیلی سوم با ماه مبارک رمضان، گفت: جنگ بعد از ماه رمضان هم ادامه داشت. روز نخست جنگ تحمیلی سوم همه مردم ایران داغ سنگینی دیده بودیم، هنوز هم داغداریم و این داغ به این زودیها التیام نخواهد یافت. داغ شهادت آقا قلبهای ما را جریحهدار کرد. افرادی که سن بیشتری داریم به یاد داریم که آقا گفته بودند« داغ امام خمینی (ره) همیشگی است»، آن داغ بر داغ ما اضافه شد ما هم داغ امام و هم داغ آقا را دیدیدم. داغ مضاعف و سنگین برای شهادت آقا برای ما مانند کربلایی بود که التیام پیدا نکرده است تا زمانی که انتقام رزمندگان ایران این داغ را برای ما مقداری سبک کند.
نویسنده کتاب «ملازم اول؛ غواص» درباره حضور مردم در میدانها و تاثیر آن در افکار عمومی سایر کشورها توضیح داد: در شرایط روانی نامساعد و غم از دست دادن رهبر، و در ماه مبارک رمضان، همراه همسر و فرزندانم، بودم و هر شب در همدان مشغول هستیم. این کلمه آسمانی را که آقا که فرمودند «انشاالله مردم مبعوث خواهندشد » به چشم دیدیدم. بعثتِ انسانی و الهی مردم در این شبها وروزها حیرتانگیز است. در شب ۱۲ فروردین و روز جمهوری اسلامی ایران هر جایی میرفتیم که امکان تجمع و ایستادن مردم مهیا بود، مردم در آنجا پرچم به دست تجمع کرده بودند.
او افزود: شوقوذوق عجیبی در مردم حاکم است. این روزها عکاسها میتوانند صحنههای بیمانندی را شکار کنند. حضور کودکان کمتر از پنج سال یا حضور افراد مسن در این روزها میتواند یک نمونه باشد برای اتحاد عجیب و بیمانندی که میان مردم شکل گرفته است. من مطالعات دینی زیادی دارم، این یک اتفاق زمینی نیست، امام در زمان جنگ گفته بودند «میبینم که مردم الهی شده اند» این فرمایش امام است، امروز هم میبینیم که مردم الهی شده است. مردم با هزینهها خود، علیرغم موشکباران و بارندگی و سرما به خیابان و میدان میآیند، این رفتار در تاریخ اسلام هم نظیر ندارد.
هرکسی نمیتوانست پرچم را نگه دارد
صیفیکار درباره تجربههایی که از حضور در خیابان همراه مردم در روزهای جنگ تحمیلی سوم داشت، گفت: روزهای گذشته میدیدم که جوانی با پرچمی عاشورایی در ابعاد بزرگ به میدان آمد. دور آرامگاه بوعلی سینا ایستاده بودیم و از او پرسیدم از کجا آمدید؟ گفت که از منطقه سعیدیه همدان آمده است یعنی در آن نزدیکیها نمیزیست، میگفت که حمل پرچم بزرگ با اتومبیل دشوار است، برای همین آن را به دوچرخه میبندد و با آن به میدان بوعلی میآمد، حتی پرچم را چند دقیقه به من داد و متوجه شدم هرکسی نمیتواند آن را نگه دارد.
این نویسنده با بیان اینکه مردم ایران در هر زمانی برای حفاظت از کشور، شجاعت به خرج دادند، توضیح داد: در ماه رمضان سال ۱۳۶۱در روز ۲۴ تیرماه اتفاقی در همدان افتاد، آن روز صدام همدان و چند شهر دیگر را تهدید کرده بود، همدان را بمباران کرد در حالی که مردم راهپیمایی میکردند و به سمت استادیوم آزادی(استادیوم قدس این روزها) میرفتند. در این اتفاق بیش از ۸۰ نفر شهید و بیش از ۱۰۰ نفر مجروح شدند. مردم امروز ما نوادگان آن مردم هستند و این رفتار طولانی مدت و حیرتانگیز است. علیرغم تمام فشارهایی که در نتیجه اوضاع اقتصادی و غیره متحمل میشوند، مردم با این شرایط و وضعیت زیر بمباران و موشکباران پرچم به دست، آمده و در میدان حاضر شده اند.
او افزود: مردم این حضور را همانند نماز میدانند و نماز مردم حضور آنها در میدانهای شهر است. این غیرت را به سختی میتوان نوشت و به تصویر کشید، جز اینکه خداوند در دلهای آنها اشراق ایجاد کرده است، چیز دیگر نمیتواند دلیلش باشد. فلسفه اشراق برای ایران است، ما شیخ شهابالدین سهروردی را داریم که نماینده فلسفه اشراق در ایران است و اشراق الهی در مردم ما بروز پیدا کرد و مردم ما به بلوغی از اندیشه ایمان اجتماعی رسیدند. مردم ایران امروز سیاسیترین مردم در جهان اند. میدانهای شهر با مردم و میدان نبرد با رزمندگان است و این سطح از حضور، شعور و حماسه در حقیقت عجیب است و نمیتوان آن را محدود به تحلیل مادی کرد، بلکه میتوان گفت خداوند در قلبهای مردم حلول کرده است.






