مـرثـیـه ای بـر آوارهـا
- شناسه خبر: 20867
- تاریخ و زمان ارسال: 20 فروردین 1405 ساعت 17:22
- منتشرکننده: مدیریت

«بشارت نو» از ابعاد انسانی و شهری حملات دشمن به زیر ساخت های غیرنظامی گزارش می دهد
زهرا زارع / در قاموس تمدن بشری، شهرها نهفقط مجموعهای از سنگ و آهن، بلکه تجسم عینی امنیت، آموزش و سلامت هستند. بیمارستانها، مدارس و خانهها، فراتر از دیوارهایی بتنی، پناهگاههایی برای حفاظت از حق حیات و کرامت انسانی به شمار میروند. زمانی که آتش جنگ و حملات نظامی، این کانونهای حیاتی را نشانه میگیرد، تنها سازهها فرو نمیریزند، بلکه ستونهای امنیت روانی و اجتماعی یک ملت متزلزل میشود. آسیب به این زیرساختها در هر کجای جهان، زخمی است عمیق بر پیکره بشریت که پیامدهای آن نه در روزها و ماههای اول، بلکه در دهههای پیش رو و در روح نسلهای آینده خود را نشان خواهد داد.
تخریب ساختمانهای مسکونی
بخش بزرگی از هویت هر فرد در دیوارهای خانهاش شکل میگیرد. زمانی که مناطق مسکونی هدف قرار میگیرند، مفهوم «امنیت خانگی» از میان میرود. آوارگی ناشی از تخریب ساختمانهای مسکونی، تنها یک جابهجایی فیزیکی نیست، بلکه فروپاشی زیستبوم اجتماعی است. خانوادههایی که دارایی یک عمر تلاش خود را در لحظهای از دست میدهند، دچار شوکهای اقتصادی و روانی شدیدی میشوند که بازگشت به زندگی عادی را برای آنها دشوار میکند. ایجاد سکونتگاههای اضطراری، اگرچه چارهای کوتاهمدت است، اما هرگز نمیتواند جایگزین ثبات و آرامشی شود که در کوچهها و محلههای قدیمی جریان داشت.
تخریب بیمارستانهاو مراکز درمانی
بیمارستانها؛ وقتی شفابخشها آسیب میبینند؛بحرانیترین وجه درگیریها، آسیب رسیدن به مراکز درمانی است. بیمارستان در میانه هر جانی، نماد «امید» است. وقتی این مراکز با کمبود تجهیزات مواجه شده یا ساختمانهایشان دچار آسیب میشود، سیستم تابآوری کل جامعه سقوط میکند. فقدان دسترسی به خدمات اورژانس، قطع زنجیره درمان بیماریهای مزمن و ناتوانی در ارائه خدمات به مجروحان، زنجیرهای از تلفات غیر مستقیم را ایجاد میکند که گاهی از تعداد کشتهشدگان مستقیم حملات نیز فراتر میرود. علاوه بر این، کادر درمان که سربازان خط مقدم سلامت هستند، در شرایطی که امنیت شغلی و جانی خود را از دست رفته میبینند، با فشارهای روانی خردکنندهای روبرو میشوند که کارایی کل سیستم بهداشت را در بلندمدت تحتتاشعاع قرار میدهد. از جمله مهّمترین اهداف غیرنظامی در تجاوزات رژیم صهیونیستی و آمریکا علیه مردم ایران می توان حمله عمدی به بیمارستانهای گاندی، خاتم الانبیا (ص)، مطهری، ولی عصر (عج)، شهید رجایی، بیمارستان تروما و سوختگی، مرکز مراقبت از نوزادان آمنه در تهران و چندین بیمارستان در شهرستان های دیگر اشاره کرد.

اگرچه براساس اصل تفکیک میان نظامیان و غیرنظامیان، حمله به بیمارستانها، مدارس، اماکن دینی و مذهبی، نیروها و پایگاه های امدادرسان و منازل مسکونی مطلقاً ممنوع است، اما آمارها نشان می دهد در جریان حملات ائتلاف جنایتکار صهیونی-آمریکایی، بیشتر تلفات مربوط به این اماکن و سهم عمده شهدا، افراد غیرنظامی حاضر در این اماکن، بوده اند.
تخریب مدارس و مراکز علمی
تخریب مدارس، هجوم مستقیم به آینده یک سرزمین است. مدرسه تنها جایی برای یادگیری فرمولها و متون نیست، بلکه محیطی برای رشد اجتماعی و پرورش نسل بعدی است. محرومیت کودکان از تحصیل به دلیل تخریب فضای آموزشی یا استفاده از آنها به عنوان پناهگاه، باعث ایجاد «نسلهای گمشده» میشود. این وقفههای آموزشی، نابرابریهای اجتماعی را تشدید کرده و بستر را برای انواع آسیبهای اجتماعی در آینده فراهم میکند. ترمیم یک ساختمان مدرسه شاید با بودجههای عمرانی میسر باشد، اما ترمیم روحِ کودکی که کلاس درسش را ویران دیده، سالها زمان میبرد.
فرهادی،سخنگوی آموزش و پرورش با اشاره به اینکه تاکنون ۲۴۵ دانش و ۵۸ فرهنگی به شهادت رسیدند،تاکید کرد: امروز شاهد وقایعی هستیم که بشریت در مقابل آن شرمگین است. نهاد های حقوق بشری به حمله عمدی به مدرسه دخترانه شجره طیبه در شهرستان میناب و قتل عام حدود ۱۷۰ دختربچه،با کمال ناباوری در مقابل این جنایت آشکار سکوت کردند اما تاریخ این جنایت را خواهد نوشت.
فرهادی معتقداست: کلاسها ممکن است از ساختمان مدارس به فضای مجازی منتقل شوند، اما چراغ دانایی خاموش نخواهد شد و دانشآموزان حتی در سختترین شرایط نیز به تحصیل ادامه خواهند داد.
به گفته وی، هر خانه میتواند به یک مدرسه تبدیل شود و هر معلمی که از طریق فضای مجازی تدریس میکند، همچنان نقش خود را ایفا میکند.
به اعتقادسخنگوی وزارت آموزش وپرورش ، آموزش را نمیتوان در ایران کهن متوقف کرد بلکه صدای دانش آموزان ایرانی صدای آیندهای است که هیچ بمبی قدرت و توان خاموش کردن صدای آنان را ندارد. کلاسهای درس موقتا مجازی شده اما دانش آموزان حقیقتا درس میخوانند.
طبق آخرین آمارها به گفته کاظمی،وزیر آموزش و پرورش ،تا کنون ۳۱۰ دانش آموز و معلم در جنگ تحمیلی به شهادت رسیدندو به بیش از ۷۵۰ مدرسه آسیب رسیده است
آسیب به زیرساختها وپیامدهای اقتصادی و زیستمحیطی
خسارتهای وارده تنها محدود به انسانها نیست. تخریب زیرساختهای شهری، بار مالی سنگینی بر دوش اقتصاد ملی میگذارد. منابعی که باید صرف توسعه، تکنولوژی و شکوفایی شود، ناچاراً باید به بازسازی و آواربرداری اختصاص یابد. از سوی دیگر، تخریب ساختمانها باعث تولید حجم عظیمی از پسماندهای جنگی، انتشار مواد آلاینده در هوا و خاک و نابودی فضاهای سبز شهری میشود که سلامت عمومی را در درازمدت با چالشهای جدی مواجه میکند.
ملاحظات حقوقی و بینالمللی
از منظر حقوق بینالملل، حفاظت از غیرنظامیان و زیرساختهای غیرنظامی یک اصل خدشهناپذیر است. کنوانسیونهای چهارگانه ژنو تأکید دارند که بیمارستانها و مراکز آموزشی باید از هرگونه تعرض مصون بمانند. نقض این استانداردها، نظم جهانی را به سوی هرجومرج پیش میبرد و این پیام تلخ را مخابره میکند که اصول اخلاقی و حقوقی در برابر ابزارهای قدرت، کارایی خود را از دست دادهاند. مستندسازی دقیق این آسیبها، نه تنها برای بازسازی، بلکه برای احقاق حقوق تاریخی و حقوقی یک ملت در مجامع بینالمللی ضرورتی حیاتی دارد.
وزارت بهداشت، آخرین آمار مصدومان، شهدا و خسارت وارده به نظام سلامت تا کنون را اینگونه اعلام کرد.
تعداد بستریهای موجود: ۴۴۴نفر/درمان و ترخیص: ۳۱هزار و ۳۲۴ نفر (۳۱۳۲۴ نفر)
شهدای مدافع سلامت: ۲۴ نفر/آمبولانسهای آسیبدیده: ۴۱ دستگاه
تعداد عملهای جراحی انجامشده: ۱۱۷۵ مورد/صدومیت تیم ملی سلامت: ۱۱۶ نفر
شهدای کمتر از ۵ سال: ۱۷ کودک/مصدومان کمتر از ۱۸ سال: ۱۹۰۲ نفر
مصدوم کمتر از دو سال: ۶۸ کودک/شهدای کمتر از ۱۸ سال: ۲۱۶ نفر
پایگاههای اورژانس آسیب دیده: ۵۴ واحد/مراکز درمانی آسیبدیده: ۴۵ واحد
مراکز بهداشت آسیبدیده: ۲۱۶ واحد/بیمارستانهای تخلیه شده: ۷ واحد
شهدای زن: ۲۵۱ نفر/تعداد مصدومان زن: ۴۷۰۲ نفر
بنابر اعلام وزارت بهداشت، از آغاز جنگ تا کنون تهران و هرمزگان، بیشترین تعداد شهدا را به خود اختصاص دادهاند.
نتیجه گیری
در نهایت، باید گفت که ویرانیهای فیزیکی، سختترین اما ملموسترین بخش ماجرا هستند. آنچه زیر آوارها مدفون میشود، خاطرات، آرزوها و احساس امنیت جمعی یک جامعه است. بازسازی ساختمانها امری ممکن است، اما بازسازی روح خسته جامعهای که زیربناهای حیاتیاش را از دست داده، نیازمند همبستگی ملی، برنامهریزی هوشمندانه و حمایتهای همهجانبه است. جهان باید بداند که هر آجری که از دیواره یک مدرسه یا بیمارستان فرو میریزد، گویی سنگی از دیوار تمدن و صلح جهانی کنده شده است. صیانت از این زیرساختها، صیانت از خودِ مفهوم «انسانیت» است و ثبت این وقایع در حافظه تاریخی، ضامن پیشگیری از تکرار چنین تلخیهایی در آینده خواهد بود. پایداری یک ملت، در توانایی آن برای برخاستن از میان این خاکسترها و ساختن فرداهایی است که در آن، هیچ سقفی بر سر هیچ کودکی لرزان نباشد.






