ناامید از وعدههای مسکن
- شناسه خبر: 15012
- تاریخ و زمان ارسال: 18 خرداد 1404 ساعت 10:08
- منتشرکننده: مدیریت

آرین فضلی
با وجود در اختیار داشتن بیش از ۱.۸ میلیون هکتار زمین دولتی، واگذاری زمین به مردم در سال ۱۴۰۳ به ۱۶ هزار قطعه کاهش یافت، ۷۷ درصد کمتر از سال قبل. این عقبگرد جدی، سیاستهای جمعیتی را با اخلال روبهرو کرده و پرسشی جدی را پیش میکشد: زمین مهمتر است یا خانوادهای که باید روی آن ساخته شود؟
در کشوری که بحران کاهش ازدواج و فرزندآوری به دغدغهای ملی تبدیل شده، یک عامل حیاتی هنوز در عمل نادیده گرفته میشود؛ مسکن، پایهایترین نیاز برای تشکیل خانواده و یکی از ارکان اصلی موفقیت هر سیاست جمعیتی است؛ در شرایطی که قیمت زمین تا ۷۰ درصد از هزینه مسکن را تشکیل میدهد و قانون جوانی جمعیت صراحتاً بر واگذاری زمین تأکید دارد، واگذاری زمین برای ساخت مسکن، تنها یک اقدام اقتصادی نیست، بلکه ابزاری بنیادین برای تقویت خانواده، ایجاد ثبات اجتماعی، و تحقق سیاستهای جوانی جمعیت است.
طبق گزارشهای رسمی، سازمان ملی زمین و مسکن بیش از یک میلیون و ۸۰۰ هزار هکتار زمین دولتی در اختیار دارد؛ اما در سال ۱۴۰۳، تنها ۱۶ هزار قطعه زمین به مردم واگذار شده در حالی که این عدد در سال ۱۴۰۲، ۷۰ هزار قطعه بوده است. این کاهش ۷۷ درصدی، نه فقط یک عقبگرد اجرایی، بلکه یک شکست راهبردی در اجرای سیاستهای کلان جمعیتی است. با اینحال، پروژههای واگذاری زمین به مردم، بهویژه در قالب طرح نهضت ملی مسکن، با موانع جدی مالی و اجرایی مواجه شدهاند. وزارت راه اعلام کرده برای آمادهسازی هر قطعه زمین، حدود ۲۰۰ میلیون تومان هزینه لازم است؛ یعنی اجرای طرح، به ۲ تا ۳ همت اعتبار نیاز دارد. اعتباری که هنوز تأمین نشده است. نتیجه این وضعیت، چیزی جز افزایش بیاعتمادی عمومی، فرسایش امید اجتماعی، و تعمیق شکاف بین دولت و مردم نیست.
در سیاستگذاری عمومی، آنچه مردم را به مشارکت و همراهی ترغیب میکند، نه فقط خود وعدهها، بلکه عملی شدن آنهاست. طرحهایی مثل واگذاری زمین برای ساخت مسکن، مخصوصاً وقتی با عناوینی چون «جوانی جمعیت» یا «نهضت ملی مسکن» همراه میشوند، بهسرعت تبدیل به نماد اعتماد یا بیاعتمادی عمومی خواهند شد. بیاعتمادی فقط در ذهن نمیماند؛ به رفتار اجتماعی تبدیل میشود: جوانانی که از تصمیم به ازدواج منصرف میشوند؛ خانوادههایی که فرزند دوم یا سوم را به تعویق میاندازند؛ مهاجرت معکوس از شهرهای کوچک به کلانشهرها برای یافتن مسکن استیجاری؛ رشد پدیده حاشیهنشینی و خانههای ناپایدار.
وقتی قانون وجود دارد، مردم ثبتنام کردهاند، زمین در اختیار دولت است، و حتی نهاد قانونگذار هم تأیید میکند که حجم اراضی ذخیرهشده فراتر از نیاز کشور است اما واگذاری متوقف مانده، آیا این یعنی سیاست جمعیتی فقط در حد یک شعار باقی مانده است؟
همه مؤلفههای لازم برای موفقیت طرح وجود دارد: میلیونها هکتار زمین در اختیار دولت و نهادهای عمومی؛ مواد قانونی روشن در قانون جهش تولید مسکن و قانون جوانی جمعیت؛ متقاضیان واجد شرایط، آماده و در صف انتظار و تجربههای قبلی مثل مسکن مهر یا بافتهای فرسوده برای الگوبرداری و اصلاح. پس دلیل این گره چیست؟ زمین اگر واگذار نشود، امید واگذار میشود. اگر قرار است سیاست جمعیتی اجرا شود، باید از همینجا شروع کرداز خاک. زمین باید آزاد شود؛ این مطالبه امروز مردم است. اگر باز هم به تعویق بیفتد، دیگر نه خانهای میماند، نه اعتمادی و نه جمعیتی.





