نباید فرش قرمز زیر پای فساد پهن کرد
- شناسه خبر: 23516
- تاریخ و زمان ارسال: 11 شهریور 1405 ساعت 10:17
- منتشرکننده: مدیریت

رامین قربانپور/تاریخ و ادبیات ایران، مردم این سرزمین را به مهماننوازی و کرامت شهره کرده است؛ اما هرگز ندیدهایم مردم نجیب ایران برای غارتگران بیتالمال فرش قرمز پهن کنند. ظاهراً اما در روزگار ما، عدهای در تعریف «مهماننوازی» تجدیدنظر کردهاند؛ تا آنجا که برای کسانی که نامشان با پروندههای جنجالی اقتصادی گره خورده، گل و شیرینی میبرند، عکس یادگاری میگیرند و برایشان اعتبار اجتماعی میسازند.
در هفته گذشته، یک شیرینیفروشی در شهرک غرب تهران با ساز و دهل افتتاح شد. مالک آن، بنا بر گزارشها، همان فردی است که زمانی در ارتباط با پروندههای جنجالی اقتصادی و در کنار «ب.ز» در انتظار اجرای حکم اعدام بود و بعدها مسیر دیگری پیدا کرد و به تعبیر برخی، به «بسیجی اقتصادی» تبدیل شد. حالا عدهای نیز با گل و شیرینی به استقبالش میروند و مقابل دوربینها لبخند میزنند؛ گویی نه گذشتهای وجود داشته، نه پروندهای و نه حافظهای.
اما مسئله فقط یک شیرینیفروشی نیست؛ مسئله، تغییر معیارهای شرافت و موفقیت در جامعه است.
چگونه ممکن است در جامعهای که میلیونها نفر برای اجاره خانه، درمان، تحصیل و تأمین ابتداییترین نیازهای زندگی گرفتارند، ثروتهای افسانهای و زندگیهای اشرافی به جای آنکه موضوع پرسش باشند، به ویترین موفقیت تبدیل شوند؟ چرا به جای اینکه بپرسیم «این ثروت چگونه به دست آمده؟»، فقط میپرسیم «چقدر ثروتمند است؟»
سالهاست بخشی از جامعه با تورم و کاهش قدرت خرید دستوپنجه نرم میکند، اما گاه کسانی که درباره منشأ ثروتشان پرسشهای جدی وجود دارد، نهتنها طرد نمیشوند، بلکه به چهرههایی برخوردار از اعتبار اجتماعی تبدیل میشوند. اینجاست که فساد از یک تخلف اقتصادی فراتر میرود و به فساد معیارهای اجتماعی تبدیل میشود.
نمونه ایرانمال نیز قابل تأمل است؛ جایی که در مقاطعی مردم برای دیدن یک مجموعه عظیم تجاری شتاب کردند و فضای مجازی پر شد از تصاویر آن، در حالی که نحوه تأمین مالی و ارتباط آن با پرونده بانک آینده سالها محل بحث و انتقاد بوده است.
پرسش اصلی این است: چرا آنکه شریف است، منفعل و بیصداست و آنکه متهم به رانت و فساد است، صاحب تریبون، اعتبار و تشویق؟
چرا طبقه متوسط هر روز بیشتر میدود و کمتر میرسد، اما کسی که متهم به بهرهمندی از رانت و منابع عمومی است، در پایان مسیر، جشن و ثروت و شهرت نصیبش میشود؟
اینجا فقط با مسئله اقتصاد مواجه نیستیم؛ با عادیشدن نابرابری و فساد روبهرو هستیم. وقتی جامعه به جای پرسش از منشأ ثروت، برای ثروتمند شدن کف میزند، فساد فقط ثروتمند نمیشود؛ مشروع هم میشود.
مردم نباید فرش قرمز زیر پای فساد پهن کنند. هر خرید، هر عکس، هر تشویق و هر استقبال، یک کنش اجتماعی است. وقتی درباره منشأ ثروت فردی پرسشهای جدی وجود دارد، نمیتوان همزمان برای او مشروعیت اجتماعی تولید کرد و بعد از فساد و تبعیض شکایت داشت.
کنش مدنی فقط اعتراض خیابانی نیست؛ تحریم اجتماعی فساد نیز کنش مدنی است. لازم نیست مردم کسی را محاکمه کنند؛ قانون برای این کار نهادهای خودش را دارد. اما جامعه میتواند تصمیم بگیرد چه کسی را الگوی موفقیت بداند، از چه کسبوکاری حمایت کند و به چه کسی اعتبار اجتماعی بدهد.
فساد زمانی قدرتمند میشود که علاوه بر پول، مقبولیت اجتماعی هم پیدا کند.
بنابراین مسئله فقط این نیست که چه کسی بیتالمال را برده؛ مسئله این است که چه کسانی دارند به غارتگران بیتالمال اعتبار اجتماعی میدهند.
حافظه اجتماعی، نخستین سنگر مبارزه با فساد است. جامعهای که گذشته را فراموش کند، دوباره همان هزینه را خواهد پرداخت.







