پشت پرده آخرین لحظات سقوط «خاندان اسد»
- شناسه خبر: 18903
- تاریخ و زمان ارسال: 19 آذر 1404 ساعت 11:33
- منتشرکننده: مدیریت

یک سال پس از سقوط اسد بر سوریه چه گذشت؟
پیمان جهانیان/ احمد الشرع، رئیسجمهور سوریه در گفتوگویی با شبکه الجزیره پشتپرده ساعات پایانی پیش از فروپاشی نظام بشار اسد و تسلط نیروهای معارض مسلح بر پایتخت دمشق را فاش کرد؛ رخدادی که به پنج دهه حکومت خاندان اسد بر سوریه پایان داد.
الشرع در این مصاحبه که در چارچوب مستند «کلیدهای دمشق» گفت که در خلال عملیات «ردع العدوان» عملیاتی که توسط نیروهای معارض سوری آغاز شد و یک سال پیش با سقوط بشار اسد پایان یافت مکاتباتی میان اتاق عملیات این نیروها و طرف روسی انجام شده بود. او تأکید کرد که از محتوای این مکاتبات احساس کرده بود سقوط نظام نزدیک است.او افزود که سرعت پیشروی عملیات «ردع العدوان» اسرائیل را غافلگیر کرد؛ اسرائیلی که قصد داشت پس از پایان جنگ لبنان به سوریه حمله کند.الشرع توضیح داد که طرف روسی پس از آنکه نیروهای «ردع العدوان» بر ریف غربی حلب مسلط شدند، پیامی برای او ارسال کرد با این مضمون: «در همینجا متوقف شوید و هرچه گرفتهاید، همان را نگه دارید؛ در غیر این صورت اوضاع تشدید خواهد شد.» به گفته الشرع، او از این پیام روسیه فهمیده بود که نظام اسد در حال فروپاشی است.
وزیر خارجه سوریه، اسعد الشیبانی، نیز گفت که ساعاتی پیش از سقوط اسد، نشستی با روسها در گذرگاه بابالهوی برگزار شد. او در آن نشست، مقامات روس را در جریان متغیرات میدانی و چشمانداز آینده روابط با دولت جدید قرار داده بود.
وی در مستند توضیح داد که یک روز پس از سقوط نظام اسد، با سفرای عرب و خارجی مقیم دمشق دیدار کرده و تغییرات جدید و تمایل دولت تازه برای همکاری با همه کشورها را برای آنان تشریح کرده است. او گفت که سفرا ترجیح دادند در دمشق بمانند.
وزیر دفاع، مرهف أبو قصره، نیز گفت که دلیل نامگذاری عملیات برای سرنگونی نظام اسد به «ردع العدوان» این بود که نظام ساقطشده طی پنج سال مناطق آزادشده را هدف حملات مداوم قرار داده بود.
اوضاع سوریه یک سال پس از سقوط بشار اسد چگونه است؟
اسد یک سال پیش به روسیه فرار کرد، در حالی که شورشیان به ریاست رئیسجمهور جدید سوریه، احمد الشرع، دمشق را تصرف کرده و او را سرنگون کردند، پایانبخش بیش از ۱۳ سال جنگ که از یک قیام علیه حکومت او آغاز شده بود.
روایت سقوط اسد بدون بازگشت به شخصیت او ناتمام است. بشار، برخلاف پدرش «حافظ»، سیاستمداری ساخته شده در آتش نبود؛ فردی بود که ناگهانی و بدون آمادگی جایگزین برادر مقتولش شد. بسیاری از دیپلماتهای اروپایی، سالهای نخست ریاستجمهوری او را اینگونه توصیف میکنند که بشار فردی آرام، مؤدب، کمتجربه و بهشدت وابسته به مشاورانی بود که بیش از آنکه قدرت را هدایت کند توسط آنها هدایت میشد. همین ویژگی بود که نقطه آغاز بسیاری از خطاهای او شد. او نه اهل اصلاح شد و نه صادقانه به سمت مصالحه حرکت کرد؛ نه قاطعیت حسابشده داشت و نه انعطاف بهموقع. تصمیمهایش معمولاً دیر گرفته میشد یا غلط و این تأخیرهای پیدرپی و ارزیابیهای اشتباه، روند بحران را تشدید کرد.
سالهای بعد از ۲۰۱۱ خسارتهای جنگ و مداخله بازیگران متعدد، سوریه را وارد چرخهای پیچیده کرد. اما آنچه کمتر دیده شد، «فروپاشی روانی» مشروعیت اسد بود. مردم شاید در ظاهر کنترل دمشق را میدیدند اما در ذهنشان چیزی دیگر جریان داشت. این حکومت دیگر قادر به بازسازی رابطه با جامعه نبود. خطاهای ارتباطی اسد شدت این فروپاشی را دوچندان کرد. سخنرانیهایش سرد، سطحی و فاقد درک اجتماعی بود. او هرگز نتوانست لحنی بیابد که مردم را قانع کند که او درد آنان را میفهمد یا حداقل به آن توجه دارد. از نگاه بسیاری از سوریها، او در کاخی دورافتاده و جدا از واقعیت زندگی میکرد؛ این احساس بیگانگی، اگرچه آهسته اما مستمر، ستون مشروعیت را خورد.
سقوط اقتصادی، موتور اصلی سرعت گرفتن فروپاشی بود. در دهه آخر حکومت، ارزش پول ملی کم و کمتر میشد. انفجار تورم، فروپاشی زیرساختها، فساد در سطوح بالا و شبکهای از رانتهای خانوادگی، کشور را به نقطهای رساند که مردم در دمشق، حمص و لاذقیه بهویژه مناطق سنتاً طرفدار حکومت به صف معترضان اقتصادی پیوستند. این لحظات برای حکومت اسد، هشدارهای جدی بود. اما باز هم هیچ اصلاح واقعی رخ نداد. او نه تیم اقتصادی شایسته داشت، نه برنامه بلندمدت، نه توان مبارزه با فساد داخلی. این روند، طبقه متوسط سوریه را نابود کرد؛ طبقهای که ستون ثبات هر کشور است. وقتی این طبقه سقوط کرد، ستون اصلی حکومت هم شکست.
یکی از عوامل کمتر دیده شده در سقوط اسد، ریزش درونی حلقه قدرت بود. طی سالهای پایانی، شکاف بین فرماندهان نظامی، خاندانهای اقتصادی و حتی برخی مدیران اجرایی عمیق شد. بسیاری از آنان یا کنار کشیدند، یا بیصدا از کشور خارج شدند، یا بهطور پنهان به فکر دوره پسا اسد افتادند. این شکاف سبب شد که حکومت از درون فلج شود. در ماههای آخر، حتی برخی مدیران او در برابر اجرای دستورات تردید داشتند؛ نه از سر نافرمانی سیاسی بلکه از سردرگمی و بیاعتمادی. لحظهبهلحظه بر حکومت آشکار شد که «توان اجرایی» در حال ذوب شدن است.

وضعیت اقتصادی سوریه پس از اسد
بشار اسد و پدرش حافظ اسد در مجموع قریب به نیم قرن بر سوریه حکومت کردند و در نهایت هشتم دسامبر 2024 این خاندان سقوط کرد.سوریه در یک دهه پایانی حکومت بشار اسد، به لحاظ اقتصادی وضعیتی وخیم داشت، جنگ داخلی همهچیز را نابود کرده بود و تداوم آن بیش از 13 سال، بسیاری از سوریها را از سرزمین خود به بیرون رانده بود.همزمان با رفتن اسد و به قدرت رسیدن احمد الشرع، وضعیت در این کشور از بسیاری از جهات تغییر کرد، هرچند آمار و ارقام دقیقی در رابطه با وضعیت اقتصادی وجود ندارد اما با مروری بر کلیات هم میتوان پی به تغییرات در این کشور برد.بسیاری از افراد در زمان رژیم اسد، خاک خود را ترک کردند. با سقوط این رژیم، برخی از آنها به سوریه بازگشتند. آمار و ارقام نشان میدهد که 1 میلیون و 500 هزار نفر دوباره به وطن و خانه خود بازگشتند تا آن را آباد کنند.حضور این افراد بیتردید میتواند بهبودی برای اقتصاد باشد. آنها که بازگشتهاند، پولشان را در وطن خرج میکنند و چرخ اقتصاد را به گردش در میآورند. به همین دلیل، بازگشت آنها از نشانههای مثبت برای اقتصاد به شمار میآید.
الشرع چهره جدیدی از خودش و سوریه به نمایش گذاشته و از این مسیر توانسته توافقهایی با غرب داشته باشد. او حتی با دونالد ترامپ، رئیسجمهوری آمریکا دیدار کرده و بسیاری از تحریمهای بینالمللی علیه سوریه، برداشته شده است. این اتفاق بیتردید میتواند تجارت را برای سوریها تسهیل کند و مسیری برای کمکرسانی به مردم سوریه فراهم آورد. به همین دلیل جزو نشانههای مثبت تلقی میشود.براساس آخرین آمار از سال 2025، بیش از 16 میلیون و 500 هزار سوری در کشور خود به کمکهای بشردوستانه نیاز دارند که جمعیتی در قیاس با جمعیت کل سوریه به شمار میآید.اقتصاد در دوران جنگ داخلی به شدت آسیب دیده و زیرساختها ویران شدهاند. بسیاری از مردم سوریه هنوز نمیتوانند به شغل باثبات دسترسی پیدا کنند و به همین دلیل همچنان باید با فقر دست به گریبان باشند.خشونت علیه اقلیتها در سوریه به چالش تازهای تبدیل شده که جان بسیاری از افراد را میگیرد و دولت هنوز نتوانسته با آن بهدرستی مقابله کند.به صورت کلی هنوز شاهد نوعی بیثباتی و کندی در فرایند بهبود در اقتصاد و سیاست سوریه هستیم که همچنان میتواند به بسیاری از مردم این کشور آسیب برساند.دولت سوریه باید به دنبال ثبات واقعی باشد، نهادهای مختلف در این کشور را تقویت کند و به دنبال دفاع از حقوق انسانها باشد تا بتواند اوضاع را بهبود ببخشد.





