پول مردم بر باد رفت!
- شناسه خبر: 18255
- تاریخ و زمان ارسال: 18 آبان 1404 ساعت 11:50
- منتشرکننده: مدیریت

گزارش «بشارت نو» از سرمایه گذاری خصوصی مدیرعامل :
مونا ربیعیان/پروژههای عظیمی چون ایرانمال، بانک آینده و گروه اقتصادی انصاری زمانی نمادی از سرمایهگذاری خصوصی در ایران محسوب میشدند، اما امروز با زیان انباشته صدها هزار میلیارد تومانی، ابهام در سرنوشت داراییها و ادعاهای خروج سرمایه به خارج از کشور، تبدیل به یکی از جنجالیترین پروندههای اقتصاد ایران شدهاند. کارشناسان میگویند پول مردم که در قالب سپرده بانکی به جریان افتاده، در نهایت به پروژههایی رفت که اکنون خودشان در وضعیت بحرانیاند.
مسیر پر سر و صدای ورود به اقتصاد بانکی و املاک
علی انصاری سالهاست بهعنوان یکی از چهرههای شاخص اقتصاد ایران شناخته میشود؛ مالک پروژه عظیمی مثل ایرانمال و صاحب سهام عمده در بانک آینده.
اما مسیر ورود او به صنعت بانکی دقیقاً چگونه بود؟ بر اساس گزارشها، خانواده انصاری پیش از تأسیس بانک آینده، با بانک «تات» فعالیت داشتند که بعدها با ادغام برخی موسسات مالی، بانک آینده شکل گرفت.
در ادامه، بانک آینده متهم است که منابع سپردهگذاران را صرف پروژههایی کرد که تحت مالکیت یا کنترل خود مجموعه انصاری قرار داشتند. برای نمونه، گزارشی از رسانه «ایندپِندنت فارسی» مینویسد: بانک آینده به پروژه ایرانمال از محل اعتبار بانک مرکزی و سپردههای مردم تسهیلات پرداخت کرد. … در صورتی که قرار باشد ۱۲ میلیارد دلار تسهیلات دریافتی برادران انصاری از بانک آینده به دلار بازپرداخت شود، ارزش آن حدود ۵۰۰ هزار میلیارد تومان خواهد بود.»
این پرسش را مطرح میکند که چگونه سرمایههای بانکی اینچنین به جریان پروژههای املاکی راه یافتهاند و چه کسانی ناظر بر این مسیر بودهاند.
بحران زیان و ناترازی بانک آینده
بر پایه گزارشها، بانک آینده در وضعیت مالی بسیار بحرانی قرار دارد. گزارش «ایندپِندنت فارسی» میآورد:بانک آینده، زیان انباشته ۴۲۶ هزار میلیارد تومانی دارد؛ رقمی حیرتانگیز که ۹۹ هزار میلیارد تومان آن تنها در ۹ ماهه اول سال ۱۴۰۳ ایجاد شده است.
این وضعیت نشان میدهد موضوع فراتر از یک بانک متضرر است؛ بلکه بحران نظام بانکی و تأمین مالی عمومی را هدف گرفته است. کارشناسی میگوید:بانک آینده برای ساخت ایرانمال، تأسیس شد تا از سپردهها و سرمایههای مردم برای هزینه کردن در ساخت چنین پروژهای استفاده شود. به عبارت دیگر، منابعی که برای تأمین مالی اقتصاد یا حمایت از کسبوکار طراحی شده بودند، صرف پروژه بزرگی شدند که اکنون ناتوان از بازپرداخت به سپردهگذاران و بانک مرکزی است.

ادعای خروج دارایی و پول مردم
یکی از جنجالیترین ادعاها، مربوط به خروج داراییها از کشور و انتقال سرمایههای کلان به خارج است. در گزارشهای رسانهای آمده:از دیگر اتهامات علی انصاری، خروج گسترده سرمایه از ایران تحت پوشش دریافت تسهیلات بانکی است.»
اگر این ادعاها حقیقت داشته باشند، معنایش این است که نه تنها پول مردم به پروژهای رفته که نتوانسته بازدهی دهد، بلکه بخشی از آن حتی خارج از کشور منتقل شده است. این موضوع، اعتماد عمومی به نظام بانکی را تضعیف میکند.
پیامد برای مردم و سپردهگذاران
وقتی بانکی با زیان چندصد هزار میلیارد تومانی روبرو میشود، اولین گروهی که آسیب میبینند، سپردهگذاران و کسانی هستند که به نرخ سود بانکی اعتماد کردهاند. کارشناسان میگویند:وقتی سیستم بانکی ناترازی دارد و منابع در پروژههای با ریسک بالا هزینه شده باشد، نهایتاً هزینه آن را مردم خواهند داد.
همچنین پژوهشی نشان داده است که در چنین شرایطی، نرخ رشد بورس، سرمایهگذاری خرد و اعتماد عمومی به موسسات مالی کاهش مییابد. این دقیقاً همان چیزی است که در مورد بانک آینده مشاهده میشود: بخشی از پول مردم به ساخت پروژه بزرگ املاکی رفته، پروژهای که اکنون یا در معرض ورشکستگی است یا ارزش آن بشدت کاهش یافته است.
تحلیل کارشناسان اقتصادی و حقوقی
حسن درودیان، اقتصاددان، در مصاحبهای با رسانهها گفته است:ایرانمال با پولی که از بانک مرکزی قرض گرفته میشد ساخته شد و تورم ناشی از آن را ما تحمل کردیم. حالا فروخته میشود و همان تورم، جیبی پر از پول برای مالک به ارمغان میآورد! بازنده، من و شما هستیم که با خرید گران اجناس، پول ساخت آن را فراهم کردیم و واسطه این شعبده بازی شدیم.»
از دید حقوقی نیز وضعیت پیچیده است: با وجود گزارشهای سازمان بازرسی و نهادهای نظارتی، تاکنون برخورد جدی و قضائی با پرونده بانک آینده و مالک آن انجام نشده است. از سوی دیگر، نهادهایی مانند مجلس و مرکز پژوهشها نیز توصیه به انحلال بانک آینده کردهاند.
نظام بانکی، پروژه املاک و نقش سیاست
رابطه میان پروژههای بزرگ املاکی، بانکها و حمایتهای سیاستمحور در ایران به باور بسیاری از تحلیلگران، یکی از ریشههای بحران بانکی است. بانک آینده و ایرانمال به عنوان نمونهای عملی از این رابطه مطرح شدهاند.
رسانه ایران وایر نوشته است:با وجود اعلام مالکیت قطعی بانک آینده بر ایرانمال، همچنان علی انصاری، مالک اصلی این مال عظیم شناخته میشود… تخلفات بانک تات و بانک آینده به حدی گسترده بود که سازمان بازرسی یک سال بعد از تأسیس بانک تات، خواستار انحلال آن شد.
در این میان، عدم شفافیت مالکیتی، مسیر دشوار پیگیری حقوقی و پیچیدگی شبکه شرکتهای وابسته، امکان فهم و نظارت از سوی عموم را کاهش داده است.
راهکارها و پیشنهاد کارشناسان
برای خروج از این وضعیت بحرانی، کارشناسان چند راهکار را پیشنهاد میکنند:شفافسازی ساختار سهامداری و تسهیلات پرداختشده: بانکها باید موظف شوند گزارش کامل پرداختیها، دریافتکنندگان و ارزیابیهای ریسک را منتشر کنند. تفکیک فعالیت بانکی و املاکی: پروژههای املاکی نباید با منابع بانکی مشتریان تأمین مالی شوند؛ مخصوصاً وقتی بانک مالک یا سهامدار پروژه است. نظارت دقیقتر بانک مرکزی و نهادهای مقرراتی: بانک مرکزی باید نظارت فعال و در لحظه بر بانکها داشته باشد، نه صرفاً دورهای و گزارش محور. حمایت از سپردهگذاران و اعتبار آنها: فکرهایی برای تضمین سپردههای مردم و شفافسازی مسیر بازپرداخت بدهیهای بانکی باید اجرا شود. ماجرای بانک آینده، ایرانمال و علی انصاری فقط داستان یک پروژه عظیم نیست؛ نمادی از بحران عمیقتر در اقتصاد ایران است ـ از رابطه بانک و پروژه املاک تا خروج سرمایه و عدم پاسخگویی.
پول مردم که در قالب سپرده بانکی جذب شد، بخشی از آن به پروژهای رفت که اکنون یا ارزش آن کاهش یافته یا در وضعیت بحرانی است. این نه تنها خسارت مالی است، بلکه خسارت اعتماد است؛ اعتماد مردم به بانکها، به نظام مالی، به مقررات و نهایتاً به آینده.
در پایان، مانند سخنی از یکی از کارشناسان اقتصادی باید گفت:وقتی ناظر، ناظر نباشد، وقتی بانک پول مردم را بدون شفافیت هزینه کند، وقتی پروژهای با منابع عمومی ساخته شود و مالک بخش خصوصی آن سود ببرد، جامعه اینجا زیان میدهد.






