پیامدهای داخلی و خارجی فعال شدن مکانیسم ماشه
- شناسه خبر: 17302
- تاریخ و زمان ارسال: ۷ مهر ۱۴۰۴ ساعت ۱۰:۱۸
- منتشرکننده: مدیریت

مرتضی افقه اقتصاددان در گفت وگو با«بشارت نو» تشریح کرد:
احسان انصاری/مکانیسم ماشه در حالی فعال شده که بازتاب گسترده ای در بین افکار عمومی جامعه داشته و امروز چشم انداز آینده برای افکار عمومی مبهم شده است.در چنین شرایطی این سوال مطرح است که آیا روند تصمیم سازی و تصمیم گیری در کشور به شکلی است که بتوان پیامدهای فعال شدن مکانیسم ماشه را مدیریت کرد؟«بشارت نو» برای تحلیل و بررسی این موضوع با مرتضی افقه اقتصاددان گفت وگو کرده که در ادامه می خوانید.
اقتصاد ایران در شرایط پسا ماشه در چه وضعیتی قرار خواهد گرفت؟
من فکر می کنم امروز ما در آستانه مرگ و زندگی قرار داریم و در شرایط مرزی قرار گرفته ایم. در چنین شرایطی کشور نه تنها آمادگی جنگ را ندارد و بلکه دیگر تحمل تداوم تحریم ها را نیز ندارد.من در سال گذشته هم بارها عنوان کردم که اگر حتی کشور وارد جنگ هم نشود در سال1404 اقتصاد ایران به خصوص از نیمه دوم سال به بن بست خواهد رسید.در چنین شرایطی ما وارد یک جنگ هم شدیم و خسارت های زیادی داشت و در شرایط کنونی نیز مکانیسم ماشه فعال شده و در وضعیت نه جنگ و نه صلح هستیم که خود این وضعیت نیز ضربات زیادی به بخش تولید و سرمایه گذاری ما زده است.در شرایط کنونی هیچ راهی به جز این وجود ندارد که در مرحله نخست با فعال کردن دیپلماسی خطر جنگ را از کشور برداریم و در مرحله دوم تلاش کنیم تحریم ها را کاهش بدهیم و در نهایت از بین ببریم.وضعیت کنونی به خوبی نشان می دهد که ما در سه دهه پس از جنگ حکمرانی خوبی در این زمینه نداشته ایم که با چنین وضعیتی مواجه شده ایم.من معتقدم ریشه اصلی بحران های کنونی کشور عدم استفاده از عقل و اندیشه است.متأسفانه نظام انتصابات در همه رده ها مبتنی بر شایسته سالاری توسعه و رفع مشکلات نبوده است.واقعیت این است که معیار انتخاب نیروی انسانی در همه رده ها شایستگی های ایدئولوژیک و سیاسی است که در این پروسه بهترین افراد برای اینکه کشور را در مسیر توسعه قرار بدهند انتخاب نمی شوند.به همین دلیل نیز تاکنون ما خودمان را از ذخائر عقل و اندیشه نیروی انسانی محروم کرده ایم و به همین دلیل نتوانسته ایم از قابلیت ها و منابع عظیم کشور استفاده کنیم.

با توجه به شرایط موجود آیا با ظرفیت های موجود می توان پیامدهای مکانیسم ماشه را مدیریت کرد؟
در شرایط کنونی ایران یا باید مذاکره کند و یا وارد جنگ شود. جنگی که این بار میتواند اجماع جهانی را علیه ما ایجاد کند. در نتیجه مسیر اصلی مذاکره است. اگر برخی منتقدان مذاکره ادعا دارند که ما باید به لحاظ نظامی تقابل کنیم.من با این روش موافق نیستم و معتقدم هنگامی که می توانیم از طریق دیپلماسی و مذاکره به نتیجه رسید چرا مسیر تقابل نظامی را در پیش بگیریم. به نظر میرسد حالا دیگر همه ایرانیان با توجه به تجارب یکی دو دهه گذشته کاملا آگاه هستند که عوامل حوزه سیاست خارجی کاملا بر روی متغیرهای اقتصادی موثر هستند و اکنون نیز قابل انتظار بود که مساله اسنپ بک نیز بتواند چنین تاثیری را داشته باشد. اما باید توجه داشت که اثر این اقدام در کوتاهمدت بیشتر روانی بوده و بخش قابل توجهی از فشارهای آن تاکنون رخ داده است. چنان که مشاهده کردیم که نرخ ارز از ۱۰۰ هزار تومان عبور کرده و سایر متغیرهای اقتصادی نیز به تبع آن افزایش یافتهاند. متاسفانه در این بین بعضی از اقتصاددانان زمانی که میگوییم اثر روانی است آن را جدی نمی گیرند و فکر می کنند گذران است. مساله این است که اثر روانی نیز یک مورد واقعی است و نمیتوان آن را کنار گذاشت مگر این که یک اثر روانی مخالف منجر به بازگشت آن متغیر شود.
با توجه به فعال شدن مکانیسم ماشه تهدیدهای خارجی را جدی تر می دانید و یا داخلی؟
من فکر می کنم هر دو نوع تهدید را باید جدی گرفت.امروز حتی اگر اسنپ بک تأثیر اقتصادی فوری و ملموسی نداشته باشد به دلیل احتمال ایجاد نگرانی درباره خطر حمله نظامی یا الزام برخی کشورها به جلوگیری از صادرات ایران میتواند روند دور زدن تحریمها را مختل کند. همچنین باید توجه داشت که حدود ۶۰ درصد تحریمها توسط آمریکا اعمال میشد و کشورهایی که به لحاظ اقتصادی به آمریکا وابستهاند به دنبال بازگشت قطعنامههای تحریمی از همکاری اقتصادی با ایران منع خواهند شد. در چنین شرایطی مشخص است که سرمایهگذار خارجی تمایلی به سرمایهگذاری ندارد و سرمایهگذاران داخلی نیز ممکن است سرمایههای خود را به خارج منتقل کنند و از سوی دیگر مصرف کنندگان مصرف خود را به دلیل نگرانی از نیازهای آتی و شرایط نه چندان قابل پیش بینی افزایش میدهند و همین امر کشور را با مشکلات بیشتری مواجه میکند. نتیجه عدم سرمایه گذاری و کاهش تولید و افزایش کاذب مصرف، تقاضا را افزایش داده و تورم را بیشتر میکند. بنابراین پیامد این اقدام میتواند فراتر از اقتصاد کوتاه مدت باشد و حتی روند رشد سرمایهگذاری داخلی را نیز تحت تأثیر قرار دهد.







