چرا جهان در مقابل تخریب آثار فرهنگی ایران سکوت کرده؟
- شناسه خبر: 20678
- تاریخ و زمان ارسال: ۲۷ اسفند ۱۴۰۴ ساعت ۱۲:۱۹
- منتشرکننده: مدیریت

دکتر مجید ابهری/جنگ بهانه ای اسمانی بود تا دوست را از دشمن تمیز دهیم.از جاسوسان داخلی تا حامیان انها و از پشتوانه های چند وجهی شان تا اربابهای نامریی شان. همه اینها زنجیره هایی هستند که متصل به هم بوده وحلقه اصلی شان در دست مافیای ترکیبی می باشد.
اگر ذهن زنگ زده ومغز پوسیده صهیونیسم قراضه مدد نمایند به این مجموعه فکری خود باید تفکرات احیاگر انقلابی را اضافه نمایند تا در سایه اندیشه های پویشگر شیعی زایشگر تصورات نوینی باشند.
در ارزیابی سطح توحش وفرهنگ ستیزی این بظاهر متمدنها همین بس که ویرانگری آثار تاریخی ساختارهای باستانی که توسط این بظاهر متمدنها صورت گرفته وهر روز نیز اجرا میشوند سازمانها ونهادهای موظف به پاسداری از آثارتاریخی در قبال این ویرانگری ها مهر سکوت بر لب زده وسکوت مرگ گرفته اند.
هجوم به اثار تاریخی اصفهان که متعلق به تمام جوامع بشری می باشند نظیر چهلستون وعالی قاپو گویی یونسکو و نهادهای متولی نیز زیر خروارها اوارمانده اند.تاسیسات ابی شوشتر بعنوان تاریخی ترین وباستانی ترین آثار ساخته دست بشر مورد هجوم قرارگرفته و مهر سکوت برلب زده اند.
دهها اثار تاریخی ویران شدند ونهادهای متولی درسکوت مرگبار فرورفته اند.اما در قبال تخریب یک اصطبل در اروپا دهها بیانیه صادرگردیده اند.
در چنین شرایطی بود که گزینش منطقی وانتخاب الهی خلف صالح رهبر شهید مرهمی بر زخمهای سینه های مجروح مقلدان گشته واندکی آراممان نمود.
تفکر اینکه یک نفر از بیرون به ما کمک میکند و ما را نجات میدهد، یک سراب و یک دروغ است؛ در هیچ جای دنیا اتفاق نیفتاده است. مردم ما باید بار دیگر تاریخ را مطالعه کنند و ببینند در عراق و سوریه چه گذشته است.
از منظر علوم اجتماعی، هر جامعهای دارای ساختارهای تاریخی، فرهنگی و سیاسی ویژه خود است. تحلیل این ساختارها نیازمند شناخت عمیق، دادههای معتبر و درک زمینههای بومی است. صدور حکمهای کلی درباره «مشروعیت»، «سرکوب» یا «آینده سیاسی» یک کشور، آن هم از سوی سیاستمداری که خود درگیر یک جنگ پیچیده و وابسته به حمایت گسترده نظامی و مالی قدرتهای خارجی است، بیشتر شبیه موضعگیری تبلیغاتی است تا یک ارزیابی مسئولانه.
تجربه تاریخی نشان داده است که مداخلات کلامی و سیاسی خارجی، نهتنها کمکی به حل مسائل اجتماعی نمیکند، بلکه اغلب به پیچیدهتر شدن فضا و تقویت بیاعتمادیها منجر میشود.تحلیل اجتماعی مسئولانه، بر فهم عمیق، گفتوگو و احترام به حاکمیت ملی استوار است؛ نه بر موضعگیریهای شتابزدهای که بیشتر به کارزارهای سیاسی شباهت دارند تا دغدغههای انسانی. برای شبه سیاستمداران فعال در عرصه های سیاسی باید عنوان کنم که حضور نوشتاری در بخشهای مختلف یک روزنامه یا مجله نباید حجت تایید انها بوده وبرای انها هورا کش تدارک ببیند.
نکته دیگر اینکه نخستین پیامدی که معمولاً افراد از جنگ تجربه میکنند، اضطراب جمعی است. این اضطراب جمعی دلایل متعددی دارد که مهمترین آن احساس ناتوانی در مدیریت زندگی، عدم اطمینان از آینده و نگرانی در مورد پیامدهای جنگ است. پس از جنگ نیز شاهد پیامدهایی در حوزه اقتصادی و اجتماعی خواهیم بود. این دغدغهها میتوانند منجر به نوعی درماندگی و ناتوانی روانی شوند که باید برای آن راه حل پیدا کرد.







