چهره بدون روتوش تبعیض
- شناسه خبر: 14935
- تاریخ و زمان ارسال: 11 خرداد 1404 ساعت 11:50
- منتشرکننده: مدیریت

رامین قربانپور/صحبت های دروازه بان تیم ملی در خصوص مدرک دکتری درتلویزیون تنها یک استثنا نبود بلکه نماد یک واقعیت ریشه دوانده در دل جامعه و سیاست کشور بود نوک کوه یخی که البته وجودش بر کسی پوشیده نیست. اما نشان دادن چنین بی پروا و شاید بتوان گفت بی حیاگونه آن کم سابقه بود.
گفتگوی علیرضا بیرانوند دردر برنامه ورزشی شبکه سه با امیر میثاقی دقیقا چهره بدون روتوش ساختار معیوب و ناسالمی از سیستمی بود که بر پایه رانت، ویژه خواری و همچنین مدرک گرایی بنا شده است. سیستمی که در آن افرادی رشد میکنند که باز تولید کننده همین وضعیت غلط و آسیب زا و بعبارتی نیرو دهنده به این چرخه معیوب میباشند که زمینه ساز تلنبار شدن مشکلات بزرگی هستند که بر گُرده مردم بار شده اند.
خروجی این دستگاه تبدیل به چرخ دنده ای می شود که در ساختار فساد خیز، منافع عده ای تامین شود و باندی، از آن سود جوید. از این روست که سلبریتی ها و تریبون های رسمی نیز همواره در خدمت عوامل منتفع از این سیستم فساد می گردند که در آن افراد ِنوکیسه و سلبرتی های یک شبه ستاره شده با رسانه عشق بازی می کند تا کودک نابخردی از زهدان فساد زای آن متولد شود.

وقتی حواله واردات خودرو گران قیمت به سلبریتی ها قانونی می شود افرادی مانند بیرانوند و بیرانوندها با روتوش نخبهگی ، پخمه گی تراوش می کنند و حق مسلم خود می دانند که بدون داشتن کمترین تخصص و زحمت ِ درس خواندن خود را دانشجوی دکتری فلان رشته دانشگاهی معرفی نموده و حق پرسش از چند و چون آن را نیز سلب نمایند و اینگونه گستاخانه برای فرار از خدمت سربازی، با اسمی قلابی و رسمی جعلی قانون را دور بزنند و تازه خود را طلبکار سیستم و جامعه ای بدانند که نخبگان واقعی اش کنج گوشه ای عزلت گزیده شده اند.
وقتی حرف های آقای دکترای فیزیولوژی را می شنویم چقدر دل آدمی به درد می آید از سرشکستگی بی شماران دانشجوی و فترغ التحصیل زحمت کشیده و صد البته انبانی از بیخردی و کم هوشی ِ گوینده ی صحبتهایی که در شناسایی اقوام سببی و نسبی خویش عاجز است و بهتر است بگوییم از فهم تفاوت آنها بی خبر.
دانشجوی واقعی برای جمله به جمله پایان نامه و مقاله و درس و مشق خود ساعت ها خود را غرق در منابع نموده و دانشجو نمای دیگری از فهم کلمات عادی زبان مادری اش عاجز و از شناختن قوم و خویش پدری اش بی اطلاع.
در چنین شرایطی ست که نخبگان ما قربانی نامیده می شوند و قربانی هستند. قربانی نادانان نادانی گستر در یک سیستم نادانی پرور .
اکنون بهتر می توان دلیل رشد آگهی های رنگارنگ پایان نامه فروشی ، مقاله نویسی را در کوچه پس کوچه های انقلاب و اطراف دانشگاه تهران رادرک کرد. مدرکهای فروشی مدارج دانایی ترجمه می شوند.
شوربختانه فرایند نابسامان ِ نابرابری ، تبعیض، رانت و تب مدرک گرایی و هزار کوفت و زهرماری از این دست، از طریق نظامی کارآمد در فساد گستری، تولید می شود که اتفاقا در درون دولت است، قاعده است نه استثنا.
سلبریتی های بی سواد و بی خرد ِ دکتر، شده، کوتولههای قد برافراشته و پخمگان در ردای نخبه گی در نهایت فقر آگاهی و دانش دراین رودخانه ماهی شکارمی کنند چون برای این ساختار همیشه ظاهر بر باطن، ریا بر ایمان و اراستن بر دانستن، حاشیه بر محتوا و جعل بر اصل ارجحیت داشته است.
این گونه ویژه خواری نه خدمت به جامعه علمی میکند و نه باری از مشکلات جامعه بر می دارد بلکه بیشتر، نیشتری به قلبهای رنجوری می شود که پمپاژجهالت و جریان پخمگی خود به تنهایی آنها را به سکته انداخته است. رنج ها و زخم هایی وجود دارد که سالیانی بر ستون فقرات جامعه چسبیده و گاها در مصاحبه هایی اینگونه آبسه های متعفنش سرباز می زند.
بی شک رانت، فساد و پخمه پروری پاسخی خواهد یافت و به رویش و زایش اتفاقاتی برملا کننده و هویدا ساز نیز خواهد انجامید تا با رسوا سازی و پاره کردن نقاب دروغین مدرک گرائی، فساد و حق کشی، در اساس، قلب هر چیزی که عامل آن شده را نشانه برود.




