گشایش در سیاست خارجی با شجاعت عقلانی
- شناسه خبر: 19120
- تاریخ و زمان ارسال: 1 دی 1404 ساعت 10:42
- منتشرکننده: مدیریت

میثم درستی/سیاست خارجی ایران در سالهای اخیر در شرایطی پیچیده، پرهزینه و فرساینده قرار گرفته است؛ شرایطی که بیش از آنکه صرفاً محصول فشارهای بیرونی باشد، نتیجه انباشت تصمیمهای هیجانی، تقلیل سیاست به شعار و بیاعتمادی به عقلانیت اجرایی است. در چنین فضایی، سخنان حسن روحانی درباره امکان گشایش و رد تعبیر مطلقِ بنبست، بار دیگر توجهها را به یک پرسش اساسی بازگردانده است: آیا سیاست خارجی هنوز میتواند راهی برای کاهش هزینهها و افزایش قدرت انتخاب کشور بگشاید یا محکوم به تداوم انسداد است؟
دکترروحانی از معدود سیاستمدارانی است که سیاست خارجی را نه عرصه نمایش وفاداری، بلکه میدان تصمیمسازی سخت میداند. تجربه هشت سال مسئولیت اجرایی، او را به این جمعبندی رسانده که انکار دشواریها، نه تنها مشکلی را حل نمیکند، بلکه امکان حل را نیز از بین میبرد. پذیرش فشار، تحریم و محدودیت، در نگاه او به معنای تسلیم نیست؛ بلکه پیششرط عقلانیِ اصلاح مسیر است. هیچ روزنهای بدون دیدن دیوارها گشوده نمیشود.
سالهاست که هر صدایی از تعامل و گفتوگو، با اتهاماتی چون سازشکاری، وسطبازی یا فقدان شجاعت مواجه میشود. در مقابل، رادیکالیسم زبانی به شاخص انقلابیگری تبدیل شده است. حال آنکه تجربه تاریخی ایران نشان میدهد تندگویی لزوماً به قدرت منجر نمیشود و مقاومتِ بدون محاسبه، اغلب منابع ملی را پیش از رقیب فرسوده میکند. دکترروحانی دقیقاً در نقطه مقابل این منطق ایستاده است؛ جایی که شجاعت، نه در فریاد، بلکه در تصمیمگیری سنجیده تعریف میشود.
رویکرد عقلانیت مورد نظر دکترروحانی، بهمعنای نفی اصول یا عقبنشینی از منافع ملی نیست. عقلانیت یعنی تشخیص درست زمانها، انتخاب هوشمندانه ابزارها و تفکیک هدف از روش. آرمانها ثابتاند، اما مسیر تحقق آنها باید متناسب با شرایط تغییر کند. اصرار بر یک راه بسته، حتی اگر با نیت دفاع از اصول باشد، نشانه پایداری نیست؛ نشانه ناتوانی در بازنگری است.
از منظر عقلانیت سیاست خارجی زمانی معنا دارد که به زندگی مردم پیوند بخورد. تحریم و انزوا، مفاهیمی انتزاعی نیستند؛ مستقیماً بر معیشت، اشتغال و امید اجتماعی اثر میگذارند. دکترروحانی بارها تأکید کرده که سیاست خارجی برای مردم است، نه برای تریبونها. همین نگاه، او را به هدف اصلی حملات جریانهایی تبدیل کرده که سیاست را بیش از آنکه ابزار حل مسئله بدانند، صحنه هویتسازی میخواهند.
تجربه توافق هستهای، فارغ از سرنوشت بعدی آن، نشان داد که حتی در شرایط پیچیده نیز میتوان مسیر گفتوگو را گشود و از شدت فشار کاست. این تجربه، نه معجزه بود و نه بیهزینه، اما نشان داد که عقلانیت میتواند انسداد را بشکند. نادیده گرفتن این تجربه، به معنای پاک کردن صورتمسئله است، نه نقد منصفانه آن.
جهان امروز، جهان قطع ارتباط نیست. حتی بازیگران متخاصم نیز کانالهای گفتوگو را حفظ میکنند، زیرا میدانند انسداد کامل، مدیریت بحران را ناممکن میسازد. روحانی با شناخت این واقعیت، از امکان گشایش سخن میگوید؛ گشایشی که نه وعده آسانی است و نه انکار چالشها، بلکه نتیجه تدبیر، صبر و مذاکره است.
شجاعت واقعی در سیاست، دیدن واقعیت و پذیرش هزینه اصلاح است. شجاعت یعنی ترجیح منافع بلندمدت ملت بر هیجان کوتاهمدت جناحی. اگر قرار است سیاست خارجی ایران از وضعیت انسداد خارج شود، بازگشت به عقلانیتی از جنس رویکرد دکترحسن روحانی، نه یک انتخاب جناحی، بلکه ضرورتی ملی است؛ ضرورتی برای کاهش هزینهها، افزایش قدرت انتخاب و بازگرداندن سیاست خارجی به کارکرد اصلی خود: حل مسئله، نه بازتولید بحران.







