گفتگوهای نفسگیر اسلامآباد در سایه اختلافات راهبردی
- شناسه خبر: 20948
- تاریخ و زمان ارسال: 24 فروردین 1405 ساعت 13:31
- منتشرکننده: مدیریت

گره «هرمز» و «هسته ای» نخستین مذاکرات رو در روی تهران و واشنگتن را زمین گیر کرد:
فیروزه نعیمی/اسلامآباد در روزهایی که نگاهها به آن دوخته شده، به صحنه یکی از پیچیدهترین و حساسترین تلاشهای دیپلماتیک سالهای اخیر تبدیل شده است؛ جایی که نخستین گفتگوهای مستقیم ایران و و آمریکا، پس از ساعتها مذاکره فشرده، بدون دستیابی به توافقی مشخص به پایان رسیده و به دور بعدی موکول شده است. این مذاکرات که بیش از ۲۱ ساعت به طول انجامید، اگرچه نشانهای از تمایل طرفین به حفظ کانال دیپلماسی است، اما همزمان از عمق اختلافاتی پرده برمیدارد که همچنان مسیر رسیدن به توافق را دشوار کرده است.
در مرکز این گفتوگوها، دو محور اصلی قرار دارد؛ مسائلی که نهتنها جنبه فنی دارند، بلکه بهطور مستقیم با موازنه قدرت، امنیت منطقهای و منافع راهبردی دو طرف گره خوردهاند. نخست، موضوع تنگه هرمز است؛ گذرگاهی که یکی از حیاتیترین شریانهای انتقال انرژی جهان محسوب میشود و کنترل و امنیت آن، تأثیری مستقیم بر جریان انرژی جهان دارد. ایران بر حفظ نقش خود در مدیریت این مسیر تأکید دارد و آن را بخشی از معادله امنیتی منطقه میداند. در مقابل، آمریکا تلاش میکند چارچوبی متفاوت برای این منطقه تعریف کند؛ چارچوبی که با برداشت تهران از نقش و جایگاهش در تضاد قرار میگیرد. همین اختلاف، به یکی از گرههای اصلی مذاکرات تبدیل شده است.
محور دوم، به پرونده هستهای و بهویژه سرنوشت ذخایر اورانیوم غنیشده مربوط میشود. اختلاف بر سر سطح غنیسازی، میزان ذخایر و نحوه نظارت بر آنها، همچنان پابرجاست. در حالی که واشینگتن بهدنبال محدودیتهای گستردهتر و کاهش ذخایر موجود حتی خروج بخشی از مواد غنیشده از ایران است، تهران این مطالبات را مغایر با چارچوب حقوقی خود دانسته و رد کرده است. این تقابل، نشان میدهد که مسئله هستهای هنوز هم یکی از پیچیدهترین ابعاد روابط دو کشور باقی مانده و هرگونه توافق در این حوزه، نیازمند عبور از موانع جدی است.
فضای حاکم بر مذاکرات، فضایی آمیخته به احتیاط و بیاعتمادی بوده و سخنگوی وزارت امور خارجه ایران این دور از مذاکرات را «طولانیترین گفتوگو در یک سال اخیر» توصیف کرده و تأکید کرده که این رایزنیها در شرایطی از بیاعتمادی عمیق و تنها چند روز پس از درگیریهای نظامی انجام شده است.

ورود موضوعاتی فراتر از پرونده هستهای، از جمله امنیت انرژی، مسائل منطقهای و ابعاد اقتصادی شامل غرامت جنگ و رفع تحریمها باعث شده مذاکرات از یک چارچوب محدود خارج شده و به فرآیندی چندلایه تبدیل شود. این گستردگی، اگرچه میتواند زمینهساز توافقی جامعتر باشد، اما در عین حال پیچیدگی مسیر را نیز افزایش داده است.
تهران با «ابتکارات و پیشنهادهای معقول» وارد گفتوگو شده، اما پیشرفت مذاکرات به میزان واقعگرایی طرف آمریکایی بستگی داشتهاست.
رفتار هیئتها در این دور از مذاکرات، نشاندهنده تلاش برای حفظ تعادل میان فشار و دیپلماسی بوده است. گفتوگوها بدون تنش آشکار پیش رفته، اما در لایههای زیرین، اختلافات جدی بر سر مطالبات و خطوط قرمز ادامه داشته است. آنچه در فضای مذاکرات قابل مشاهده بوده، نوعی چانهزنی فشرده بر سر امتیازاتی است که هر طرف تلاش میکند در چارچوب منافع خود تثبیت کند. در این میان، شکاف میان خواستهها به اندازهای بوده که رسیدن به جمعبندی نهایی را در کوتاهمدت دشوار میکند.
موضع ایران در این روند، بر حفظ زمان و پرهیز از شتاب در تصمیمگیری استوار به نظر میرسد. مذاکرات از منظر تهران، مسیری تدریجی تلقی میشود که باید در آن، تضمینهای لازم برای جلوگیری از تکرار تجربههای پیشین در نظر گرفته شود. این نگاه، باعث شده روند گفتوگوها با احتیاط پیش برود و هرگونه توافق احتمالی، به مجموعهای از شروط و ملاحظات گره بخورد. در مقابل، روند مطالبات مطرحشده از سوی آمریکا نشان میدهد که واشینگتن تلاش داشته دامنه مذاکرات را فراتر از موضوعات اولیه گسترش دهد؛ مسئلهای که خود به یکی از عوامل حرکت کند روند دیپلماسی تبدیل شده است.
در این میان، نقش پاکستان بهعنوان میزبان و میانجی، اهمیت ویژهای پیدا کرده است. اسلامآباد تلاش کرده فضای لازم برای تداوم گفتوگوها را فراهم کند و از تبدیل اختلافات به تنشهای جدید جلوگیری کند. ادامه مذاکرات در دور بعدی، تا حد زیادی نتیجه همین تلاشهاست. با این حال، فاصله میان مواضع دو طرف به اندازهای است که نقش میانجیگرانه نیز با محدودیتهایی مواجه شده و هنوز نتوانسته شکافهای اصلی را کاهش دهد.
پایان این دور از مذاکرات، بیش از آنکه نشانه شکست باشد، بیانگر ورود گفتوگوها به مرحلهای پیچیدهتر خواهد بود. ادامه رایزنیها نشان میدهد که هیچیک از طرفین تمایلی به قطع کامل مسیر دیپلماسی ندارند، اما در
امین ستوده, [4/12/2026 6:49 PM]
عین حال، آماده عقبنشینی از مواضع کلیدی خود نیز نیستند. همین وضعیت، مذاکرات آتی را نیز در نقطهای میان پیشرفت و بنبست نگه خواهد داشت.
چشمانداز پیشرو، بیش از آنکه به یک توافق سریع و جامع اشاره داشته باشد، به مسیری تدریجی و مرحلهای، نزدیکتر است. آنچه از روند فعلی برمیآید، شکلگیری الگویی از مذاکرات پیدرپی، توافقهای محدود و تلاش برای مدیریت اختلافات است. در چنین شرایطی، حتی پیشرفتهای کوچک نیز میتواند اهمیت پیدا کند، زیرا از تشدید تنش جلوگیری میکند و مسیر گفتوگو را باز نگه میدارد.
اسلامآباد اکنون در نقطهای قرار گرفته که نتیجه این مذاکرات میتواند پیامدهایی فراتر از روابط دوجانبه ایران و آمریکا داشته باشد. هرگونه تحول در این روند، بر معادلات منطقهای، بازارهای انرژی و حتی ساختارهای امنیتی تأثیر خواهد گذاشت. با این حال، آنچه در حال حاضر بیش از هر چیز قابل مشاهده است، تداوم یک رقابت پیچیده در قالب دیپلماسی است؛ رقابتی که در آن، هر امتیاز، حاصل چانهزنیهای طولانی و دقیق خواهد بود.
در نهایت، مذاکرات اخیر را میتوان نمادی از دیپلماسی در شرایط فرسایشی دانست؛ وضعیتی که در آن، طرفین نه بهدنبال گسست کامل هستند و نه بهسادگی به توافق میرسند. این شرایط دوگانه، اگرچه از تشدید بحران جلوگیری میکند، اما همزمان نشان میدهد که رسیدن به یک نقطه پایدار، نیازمند زمان، تغییر محاسبات و کاهش فاصلههای بنیادین است. اکنون همهچیز به دور بعدی مذاکرات وابسته است؛ جایی که مشخص خواهد شد این مسیر پرپیچوخم، به سمت کاهش تنش حرکت میکند یا در همان چرخه تکرارشونده اختلافات باقی میماند.







