یارانهها و خطای نگاه هزینهای
- شناسه خبر: 17027
- تاریخ و زمان ارسال: 27 شهریور 1404 ساعت 9:27
- منتشرکننده: مدیریت

افسانه طاهرنژاد/در نزدیکی ما خانوادهای زندگی میکند که نمونهای روشن از واقعیت امروز بسیاری از اقشار جامعه است: پدری کارگر با درآمدی محدود، مادری که گرفتار سرطان شده و دیگر توان کار ندارد، و پسری دانشجو که از بیماری خاصی رنج میبرد و هر هفته هزینههای سنگین درمان را بدون پوشش بیمه بر دوش خانواده میگذارد. این خانه سالها با تلاش و قناعت سرپا مانده، اما اکنون هزینهها چنان از درآمد پیشی گرفتهاند که هر ماه بدهی و قرض بخشی از زندگی روزمره آنان شده است.
با این همه، خبرهای اخیر حاکی از آن است که در دهکبندی جدید یارانهها، «میزان هزینه خانوار» ملاک اصلی قرار گرفته است؛ هزینههایی که شامل درمان و تحصیل نیز میشود. بدینترتیب، خانوادههایی که ناگزیرند برای بقا و آینده فرزندان خود هزینه کنند، ممکن است در آمارهای رسمی «بینیاز» قلمداد شوند و از همان حمایت اندک یارانهای نیز محروم گردند.
این رویکرد پرسشی اساسی پیش میکشد: آیا پرداخت پول دارو، شیمیدرمانی یا شهریه دانشگاه نشان از رفاه دارد یا نشانهای از ناچاری و مسئولیت؟ خطای آشکار در این نگاه، خلط میان «هزینههای ضروری» و «هزینههای تجملی» است. درمان و تحصیل نه بار اضافی بر دوش دولت که حق مسلم هر شهروند است و حذف یارانه بر پایه چنین محاسباتی، بیعدالتی مضاعفی را رقم خواهد زد.

عدالت اجتماعی اقتضا میکند که سیاستگذاران میان اجبار و انتخاب تفاوت بگذارند. خانوادهای که برای جان بیمار و آینده فرزند خود هزینه میکند، سزاوار حمایت بیشتر است نه محرومیت. اگر هدف، رساندن یارانه به نیازمندترینهاست، بیتردید باید درمان و تحصیل از محاسبات دهکبندی مستثنا گردد و سازوکاری شفاف برای اعتراض و بازنگری در نظر گرفته شود.
یارانهها در نگاه مردم لطف دولت نیست، بلکه حقی حداقلی برای گذران زندگی است. اعتماد عمومی زمانی تقویت خواهد شد که سیاستهای حمایتی بر اساس واقعیت زندگی روزمره تدوین شود، نه بر مبنای جدولهای خشک آماری. تنها در این صورت است که میتوان از «هدفمندی یارانهها» سخن گفت و از نگرانیهای عمیق خانوادههای بیپناه کاست.




