۲۸ مرداد هنوز تمام نشده است.
- شناسه خبر: 23290
- تاریخ و زمان ارسال: 31 مرداد 1405 ساعت 14:20
- منتشرکننده: مدیریت

چگونه یک واقعه تاریخی به بخشی از حافظه سیاست خارجی ایران تبدیل شد؟
احسان مهرابی/بعضی وقایع تاریخی، با پایان یافتن روز و سال وقوعشان به گذشته نمی پیوندند. بلکه در حافظه سیاسی یک ملت باقی می مانند و بر برداشت آن از جهان اثر می گذارند. ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ یکی از همین وقایع است. سرنگونی دولت محمد مصدق، صرفا پایان یک بحران سیاسی بر سر نفت نبود. حادثه ای بود که تجربه مداخله قدرت های خارجی را در حافظه سیاسی ایرانیان تثبیت کرد و در دهه های بعد، به یکی از عوامل شکل دهنده به نگاه ایران نسبت به آمریکا و قدرت های بزرگ تبدیل شد.
برای فهم دقیق ۲۸ مرداد، اما نباید به تبیین های تک عاملی بسنده کرد. این واقعه حاصل تعامل مجموعه ای از عوامل داخلی و خارجی بود. در سطح داخلی، دولت مصدق در ماه های پایانی با افزایش اختلافات سیاسی، تشدید بحران اقتصادی، کاهش انسجام نیروهای حامی دولت و منازعات فزاینده با دربار مواجه بود. شکاف میان نیروهای سیاسی نیز به تدریج ظرفیت دولت برای مدیریت بحران را کاهش داد. اسناد و پژوهش های تاریخی همچنین نشان می دهند که مخالفان داخلی مصدق، از برخی نیروهای سیاسی و نظامی تا بخشی از روحانیون و شبکه های اجتماعی، در روند تحولات نقش داشتند.
با این حال، نقش قدرت های خارجی در سرنگونی دولت مصدق نیز بر اساس اسناد منتشرشده قابل انکار نیست. بریتانیا پس از ملی شدن صنعت نفت، از ابتدا برای تضعیف و برکناری دولت مصدق تلاش کرد و پس از روی کار آمدن دولت آیزنهاور، آمریکا نیز به این روند پیوست. اسناد رسمی وزارت خارجه آمریکا نشان می دهند که در سال ۱۹۵۳ طرحی برای سقوط دولت مصدق و تشکیل دولتی طرفدار غرب تحت رهبری شاه و نخست وزیری فضل الله زاهدی تصویب و اجرا شد. در همین اسناد، نقش CIA در هماهنگ کردن نیروهای مخالف، حمایت از اقدامات سیاسی و فراهم کردن زمینه برای اقدام نظامی نیز تشریح شده است.
بنابراین، تصویر دقیق تر آن است که ۲۸ مرداد را نتیجه برهم کنش فشار خارجی و آسیب پذیری داخلی بدانیم. این نکته از نظر تاریخی اهمیت زیادی دارد. زیرا نه نقش مداخله آمریکا و بریتانیا را کم رنگ می کند و نه واقعیت وجود اختلافات و نیروهای مخالف در داخل ایران را نادیده می گیرد. پژوهش های دانشگاهی نیز بر سر وزن دقیق هر یک از این عوامل بحث کرده اند، اما درباره اصل نقش آمریکا و بریتانیا در طراحی و اجرای عملیات اختلاف اساسی وجود ندارد.
در میان عوامل خارجی، نفت و فضای جنگ سرد دو عنصر مهم بودند. ملی شدن صنعت نفت ایران، منافع بریتانیا را به طور مستقیم به چالش کشیده بود. همزمان، در فضای دو قطبی جنگ سرد، افزایش قدرت حزب توده و نگرانی از گسترش نفوذ شوروی، در محاسبات سیاستگذاران آمریکایی اهمیت پیدا کرد. البته پژوهش های جدیدتر هشدار می دهند که نباید کودتا را صرفا با یک عامل توضیح داد؛ مناقشه نفت، ملی گرایی، ضدیت با استعمار و رقابت جنگ سرد در این بحران به یکدیگر پیوند خورده بودند.
پیامد ۲۸ مرداد نیز تنها به تغییر دولت محدود نماند. پس از کودتا، ساختار سیاسی کشور به سمت تمرکز بیشتر قدرت در سلطنت حرکت کرد و فعالیت سیاسی مخالفان محدودتر شد. برخی پژوهشگران، این تحول را یکی از عوامل مهم در شکل گیری شرایط سیاسی و اجتماعی منتهی به انقلاب ۱۳۵۷ دانسته اند. هرچند میان کودتا و انقلاب ۲۵ سال بعد نمی توان رابطه ای خطی و تک علتی برقرار کرد.
اما شاید مهم ترین میراث ۲۸ مرداد را باید در سطحی دیگر جست وجو کرد: در حافظه تاریخی سیاست خارجی ایران.
برای بسیاری از ایرانیان، ۲۸ مرداد به نمونه ای تاریخی از امکان مداخله قدرت های بزرگ در تحولات داخلی کشور تبدیل شد. همین تجربه بعدها در شکل گیری نوعی بدبینی نسبت به نیت قدرت های خارجی، به ویژه آمریکا، نقش داشت. پس از انقلاب ۱۳۵۷ نیز این خاطره در کنار مجموعه ای از تحولات دیگر، از روابط نزدیک حکومت پهلوی با آمریکا تا بحران گروگان گیری و مناقشات بعدی، به یکی از لایه های تاریخی روابط پرتنش تهران و واشنگتن تبدیل شد.
از این منظر، ۲۸ مرداد را می توان یکی از متغیرهای تاریخی در فهم سیاست خارجی جمهوری اسلامی دانست. نه به این معنا که رفتار خارجی ایران را بتوان صرفا با این واقعه توضیح داد، بلکه از این جهت که حافظه تاریخی، بخشی از ادراک یک کشور از محیط بین المللی را شکل می دهد. تصمیم گیران و افکار عمومی ایران، رابطه با قدرت های بزرگ را در خلا تاریخی ارزیابی نمی کنند و تجربه های گذشته در برداشت آنان از مفهوم استقلال، مداخله خارجی، تضمین های بین المللی و اعتماد به قدرت های بزرگ اثر می گذارد.
از همین رو، فهم ۲۸ مرداد برای سیاست خارجی امروز ایران اهمیت دارد. شناخت این واقعه می تواند توضیح دهد که چرا مسئله استقلال و حساسیت نسبت به مداخله خارجی، در ادبیات سیاسی ایران جایگاهی فراتر از یک موضوع مقطعی پیدا کرده است. در مقابل، فهم دقیق تر تاریخ نیز می تواند از تقلیل همه تحولات به یک روایت ساده جلوگیری کند. روایتی که در آن یا همه چیز به توطئه خارجی فروکاسته می شود یا نقش مداخله خارجی نادیده گرفته می شود.
هفتاد و سه سال پس از ۲۸ مرداد، این واقعه همچنان بخشی از حافظه تاریخی ایران و یکی از عوامل شکل دهنده به نگاه تهران به قدرت های بزرگ است. فهم این تجربه نه برای ماندن در گذشته، بلکه برای درک بهتر رفتار ایران در عرصه بین المللی اهمیت دارد. سیاست خارجی امروز ایران را نمی توان بدون توجه به این حافظه تاریخی فهم کرد. همان گونه که آینده روابط ایران با قدرت های بزرگ نیز نیازمند شناخت دقیق همین گذشته است.
۲۸ مرداد در تقویم تاریخی ایران به پایان رسیده است. اما آثار و برداشت های شکل گرفته از آن همچنان در محاسبات سیاست خارجی ایران حضور دارند.







