دلار ۲۰۵ هزار تومانی؛ کیفرخواست علیه اقتصاد ریالی است
- شناسه خبر: 23425
- تاریخ و زمان ارسال: 7 شهریور 1405 ساعت 12:11
- منتشرکننده: مدیریت

گزارش «بشارت نو» از سقوط ریال، صعود هزینهها:
دلار آزاد در مرز ۲۰۵ هزار تومان ایستاده است؛ عددی که دیگر نمیتوان آن را صرفاً یک نوسان روزانه در بازار ارز دانست. این رقم، تصویری روشن از انباشت مشکلات اقتصادی و کاهش قدرت خرید مردم است؛ کیفرخواستی علیه سیاستهایی که هزینه بیثباتی خود را سالها از جیب جامعه پرداخت کردهاند.
دلار فقط یک عدد نیست
هر بار که نرخ دلار جهش میکند، معمولاً مجموعهای از واژهها وارد ادبیات رسمی میشود؛ «نوسان»، «هیجان»، «دلالی»، «عوامل روانی» و «انتظارات تورمی». اما تغییر نام یک اتفاق، واقعیت اقتصادی آن را تغییر نمیدهد.
دلار ۲۰۵ هزار تومانی محصول یک روز و یک دلال نیست. این نرخ، نتیجه انباشتهشدن مجموعهای از مشکلات ساختاری اقتصاد ایران است؛ از تورم مزمن، کسری بودجه و رشد نقدینگی گرفته تا تحریم، محدودیت دسترسی به منابع ارزی، کاهش سرمایهگذاری، خروج سرمایه و نااطمینانی سیاسی.
بازار ارز تنها جایی است که بخشی از این مشکلات خود را با یک عدد نشان میدهد؛ عددی که هر روز روی تابلوی صرافیها و در ذهن میلیونها ایرانی دیده میشود.
وقتی ریال پناهگاه نیست
میتوان وضعیت کنونی را «تورم بیپناهی پول ملی» نامید؛ شرایطی که در آن مردم احساس میکنند نگهداری ریال به معنای پذیرفتن کاهش مداوم قدرت خرید است.
در چنین اقتصادی، مردم الزاماً به دنبال سودهای بزرگ نیستند؛ بسیاری فقط میخواهند ارزش دارایی اندک خود را حفظ کنند. بنابراین بخشی از جامعه به سمت ارز، طلا، مسکن، خودرو یا هر دارایی دیگری میرود که تصور میکند در برابر تورم مقاومتر است.
این رفتار را نمیتوان صرفاً به «هیجان مردم» نسبت داد. وقتی تورم برای سالها ادامه پیدا میکند، رفتار مردم نیز متناسب با آن تغییر میکند.
دلار؛ دماسنج اعتماد
دلار در اقتصاد ایران فقط یک ارز خارجی نیست؛ دماسنج اعتماد به آینده اقتصاد نیز هست.
وقتی اعتماد کاهش پیدا میکند، تقاضا برای داراییهای جایگزین ریال افزایش مییابد. افزایش تقاضا، نرخ ارز را بالا میبرد و رشد نرخ ارز نیز انتظارات تورمی را تقویت میکند. در مرحله بعد، مردم بیش از گذشته تلاش میکنند ریال خود را به دارایی دیگری تبدیل کنند.
این همان چرخهای است که میتوان از آن با عنوان «فرار از ریال» یاد کرد.
مشکل اصلی این چرخه آن است که با یک بخشنامه یا تزریق موقت ارز از بین نمیرود. تا زمانی که ریشههای بیاعتمادی و تورم پابرجاست، فشار دوباره به بازار ارز بازخواهد گشت.

هزینه دلار را چه کسی میپردازد؟
افزایش نرخ دلار در نهایت در زندگی روزمره مردم خود را نشان میدهد.
واردکننده کالا و مواد اولیه را گرانتر خریداری میکند. تولیدکننده با افزایش هزینه مواجه میشود. فروشنده قیمت نهایی را بالا میبرد و مصرفکننده ناچار است هزینه بیشتری بپردازد.
حتی کالاهایی که مستقیماً وارداتی نیستند نیز از افزایش نرخ ارز تأثیر میگیرند؛ زیرا هزینه مواد اولیه، ماشینآلات، حملونقل، قطعات و سایر نهادههای تولید افزایش پیدا میکند.
در طرف دیگر، دستمزدها معمولاً با فاصله زمانی و کمتر از سرعت افزایش قیمتها حرکت میکنند.
نتیجه این فرآیند ساده است: درآمد ریالی مردم آهستهتر از هزینه زندگی رشد میکند.
مالیات ارزی بر سفره مردم
دلار ۲۰۵ هزار تومانی را میتوان نوعی «مالیات ارزی» دانست؛ مالیاتی که در مجلس تصویب نشده و برگهای برای پرداخت آن صادر نمیشود، اما اثر آن به شکل افزایش قیمت کالا و خدمات به همه خانوارها منتقل میشود.
این مالیات برای دهکهای پایین سنگینتر است. خانواری که بخش عمده درآمدش صرف خوراک، مسکن، حملونقل و درمان میشود، امکان چندانی برای کاهش هزینهها ندارد.
در چنین شرایطی، نخستین واکنش خانوادهها معمولاً حذف کالاهای غیرضروری است؛ اما با تداوم تورم، کالاهای ضروری نیز یکی پس از دیگری از سبد مصرف خارج میشوند.
مسئله در اینجا دیگر فقط «گرانی» نیست؛ مسئله کوچکشدن کیفیت زندگی است.
سیاست خارجی و قیمت ریسک
بازار ارز تنها قیمت کالا و خدمات را محاسبه نمیکند؛ ریسک آینده را نیز قیمتگذاری میکند.
وقتی همزمان با فشار اقتصادی، تنش با آمریکا، تشدید تحریمها، تهدید به تحریمهای ثانویه و احتمال درگیری نظامی افزایش پیدا میکند، فعال اقتصادی فقط به نرخ دلار امروز نگاه نمیکند. او میخواهد بداند فردا دسترسی به ارز چگونه خواهد بود، تجارت خارجی چه وضعیتی پیدا میکند و انتقال پول با چه هزینه و ریسکی انجام خواهد شد.
بنابراین، هرچه نااطمینانی بیشتر شود، تقاضا برای داراییهای امن نیز افزایش پیدا میکند.
در چنین شرایطی، صرفاً اعلام اینکه «ارز کافی برای نیازهای کشور وجود دارد» نمیتواند نگرانی بازار را برطرف کند. سؤال اساسی این است که این منابع با چه هزینهای، با چه میزاندسترسی و برای چه مدتی قابل استفاده هستند؟
تزریق ارز، درمان نیست
بانک مرکزی میتواند با عرضه ارز و مداخله در بازار، در مقاطعی از شدت نوسانات بکاهد؛ اما این اقدام زمانی مؤثر و پایدار خواهد بود که با اصلاح عوامل بنیادی اقتصاد همراه شود.
تزریق ارز میتواند تب بازار را برای مدتی پایین بیاورد، اما اگر کسری بودجه، رشد نقدینگی، تورم، بیثباتی اقتصادی و نااطمینانی سیاسی ادامه داشته باشد، فشار دوباره به بازار ارز بازمیگردد.
ذخایر ارزی نباید صرفاً برای خریدن زمان مصرف شوند؛ باید از این زمان برای اصلاح ساختار اقتصاد استفاده کرد.
قربانی اول؛ قدرت خرید
در این میان، نخستین قربانی جهش ارزی نه واردکننده است و نه حتی تولیدکننده؛ قربانی اول، قدرت خرید مردم است.
کارگری که درآمدش ریالی است اما هزینه زندگیاش با نرخ ارز و تورم حرکت میکند، هر روز بخش بیشتری از قدرت خرید خود را از دست میدهد.
طبقه متوسط نیز از این فشار در امان نیست. افزایش هزینه مسکن، آموزش، درمان، حملونقل و خوراک میتواند خانوارهایی را که زمانی در محدوده ثبات اقتصادی قرار داشتند، به سمت کاهش مصرف، فروش دارایی و حتی بدهی سوق دهد.
هشدار درباره آینده ریال
دلار ۲۰۵ هزار تومانی را نباید صرفاً یک رکورد جدید در بازار ارز تلقی کرد. این عدد، هشدار درباره آینده پول ملی است.
اگر تورم ساختاری ادامه پیدا کند، تحریمها تشدید شوند، سرمایهگذاری کاهش یابد، نااطمینانی سیاسی پابرجا بماند و چشمانداز روشنی برای روابط اقتصادی خارجی شکل نگیرد، مسئله دیگر فقط این نیست که دلار چند هزار تومان دیگر افزایش پیدا خواهد کرد.
مسئله اصلی این است که اعتماد عمومی به ریال تا چه اندازه آسیب دیده و بازگرداندن این اعتماد چقدر دشوار خواهد بود.
اقتصاد بیش از هر چیز به اعتماد نیاز دارد؛ اعتماد به آینده، اعتماد به سیاستگذار و اعتماد به اینکه ارزش پول ملی فردا کمتر از امروز نخواهد بود.
مردم تا کجا باید هزینه بدهند؟
سالهاست هر بار دلار افزایش پیدا میکند، از مردم خواسته میشود کمتر مصرف کنند. هر بار تورم بالا میرود، توصیه به صرفهجویی مطرح میشود. با تشدید تحریمها نیز از جامعه انتظار میرود هزینههای بیشتری را تحمل کند.
اما مسئله اینجاست که ظرفیت تحمل اقتصادی خانوارها نامحدود نیست.
مردمی که سالها با کاهش قدرت خرید، افزایش اجاره، گرانی مواد غذایی و هزینههای درمان دستوپنجه نرم کردهاند، دیگر نمیتوانند هر شوک اقتصادی را با کاهش بیشتر مصرف جبران کنند.
در نهایت، باید پرسید: چرا مردم باید تاوان تصمیمهایی را بپردازند که خودشان نگرفتهاند؟
دلار ۲۰۵ هزار تومانی شاید در ظاهر فقط یک عدد در بازار ارز باشد، اما پشت این عدد، میلیونها خانوار قرار دارند که هر روز برای حفظ سطح زندگی خود مجبورند بیشتر کار کنند، کمتر مصرف کنند و از خواستههای بیشتری بگذرند.
مسئله امروز فقط قیمت دلار نیست؛ مسئله ارزش پول ملی، قدرت خرید مردم و اعتماد به آینده اقتصاد ایران است.







