رسانه ها بر سر دوراهی اخبار جنگ
- شناسه خبر: 15280
- تاریخ و زمان ارسال: 2 تیر 1404 ساعت 12:39
- منتشرکننده: مدیریت


مونا ربیعیان/ وقتی آسمان یک کشور درگیر غرش جنگ میشود، نقش رسانهها از روایتگر صرف به یک کنشگر مؤثر تغییر پیدا میکند. دیگر بحث بر سر «چه خبر است؟» نیست، بلکه «چطور گفتن» و «چقدر گفتن» هم به اندازهی خودِ خبر، اهمیت پیدا میکند. اینجاست که پرسشهایی اساسی مطرح میشود؛ رسانه در شرایط جنگی باید همه واقعیتها را بگوید؟ آیا گفتن واقعیتها به قیمت ایجاد رعب و وحشت در جامعه تمام نمیشود؟ اگر بخشی از اطلاعات را سانسور کند، آیا به آزادی بیان خیانت نکرده است؟
رسانه، چه رسمی و چه مستقل، در شرایط جنگی روی مرز باریکی حرکت میکند؛ مرزی میان «آگاهسازی عمومی» و «حفظ امنیت روانی جامعه». در روزهای بحران، انتشار برخی اطلاعات ممکن است به آشوب و هجوم به پمپ بنزینها، صفهای خرید مواد غذایی، مهاجرتهای بیدلیل یا حتی بروز شایعههای مهلک منجر شود. از سوی دیگر، مخفی کردن واقعیتها نیز دیر یا زود اعتماد عمومی را از بین میبرد و زمینه را برای دروغسازی رسانههای خارجی یا شبکههای غیررسمی مهیا میکند.
دولت آمریکا در جنگ خلیج فارس با اعمال محدودیتهایی بر خبرنگاران، تنها اجازه دسترسی کنترلشده به جبههها را میداد. رسانهها ملزم بودند اخبار حساس نظامی را با هماهنگی پنتاگون منتشر کنند، اما همزمان گزارشهای انسانی از تأثیر جنگ بر غیرنظامیان نیز منتشر میشد تا توازن حفظ شود.
در جنگ جهانی دوم، «بیبیسی» به عنوان رسانه عمومی، در عین اطلاعرسانی دقیق از حملات هوایی و وضعیت جبههها، همواره بر حفظ روحیه عمومی تأکید داشت. بخشهایی از واقعیتها بهویژه در شکستهای اولیه با تأخیر منتشر میشد تا اعتماد عمومی دچار فروپاشی نشود.
رسانههای داخلی اوکراین با همکاری دولت، سیاست «نیمهشفاف» را در پیش گرفتند؛ یعنی انتشار اطلاعات دقیق از حملات روسیه، اما با تأکید بر مقاومت، امید، و تابآوری مردم. آنها به جای انتشار آمار صرف تلفات، روایتهایی انسانی از امدادگران، معلمان و شهروندان درگیر جنگ را منتشر کردند.
آزادی بیان در جنگ نیز یک ارزش مهم باقی میماند، اما به معنای آزادی مطلق برای ایجاد ترس یا پمپاژ اطلاعات خام و ناهماهنگ نیست. رسانه باید مسئولانه عمل کند و حقیقت را بگوید، اما در قالبی که امنیت روانی جامعه حفظ شود. در حقیقت، سانسور کامل یکجانبه، مردم را به سمت منابع غیررسمی سوق میدهد، اما صداقت بدون درک شرایط نیز ممکن است به بیثباتی دامن بزند. راه میانه، همانی است که حرفهایترین رسانههای جهان به آن پایبند بودهاند؛ شفافیت تدریجی، روایت هوشمندانه و وفاداری به مخاطب.
بهجای تمرکز افراطی روی اعداد و آمار، باید صدای شهروندان، امدادگران، هنرمندان و زندگی روزمره مردم را بازتاب داد تا احساس ادامه زندگی باقی بماند. رسانه باید مرجع قابل اتکا برای رد یا تأیید اطلاعات باشد، نه بلندگوی شایعات فضای مجازی. ایجاد فضای روحی مثبت بدون دروغ گفتن، هنری است که رسانه حرفهای باید بلد باشد. رسانه باید به وظیفه اطلاعرسانی بپردازد، اما بخشهایی که محرمانه است یا موجب هراس عمومی میشود را با تأخیر یا از زبان منابع رسمی بازگو کند.
در شرایط جنگی، رسانه نه تنها «راوی جنگ» که «کنترلگر روان جامعه» نیز هست. صداقت بیپرده و سانسور کور، هر دو به یک اندازه میتوانند به جامعه آسیب بزنند. آنچه اهمیت دارد، توان رسانه برای مدیریت روایت، تشخیص اولویتها و اعتمادسازی در تاریکترین لحظات است. هنر رسانه، نه در گفتن همه چیز، بلکه در گفتن درستِ چیزهاست.
رسانه فقط ابزار اطلاعرسانی نیست، بلکه در شرایط جنگی، نقشی مشابه هنر پیدا میکند؛ تابآوری را تقویت کرده، امید میسازد و ذهن جمعی را سازمان میدهد. همانطور که نقاشیهای مقاومت در فرانسه اشغالی یا موسیقی اعتراضی دهه ۷۰ ویتنام بخشی از پدافند فرهنگی بودند، رسانه نیز میتواند به سلاحی نرم برای حفظ انسجام جامعه تبدیل شود. در اینجاست که حوزه «فرهنگ و هنر» باید بیش از همیشه به رسانه یاری برساند. هنرمندان، نویسندگان، مستندسازان و روزنامهنگاران میتوانند به بازآفرینی امید، بازنمایی واقعیت و ساختن نگاهی انسانی و خردمندانه از جنگ کمک کنند.
روزنامهنگاران میتوانند روایتگر چهرههای گمشده جنگ باشند؛ از پرستارانی که شبانه شیفت میدهند تا خانوادههایی که با ترس و عشق کنار هم ماندهاند. برنامهسازان هنری میتوانند از ظرفیت نمایش، موسیقی و شعر برای تقویت حس جمعی استفاده کنند، همانطور که در اوج کرونا، تئاترهای آنلاین و کنسرتهای زنده به مردم جان تازه دادند. روزنامهنگاران باید پرسشهای اخلاقی جنگ را مطرح کنند؛ آیا رنج انسانی باید سانسور شود؟ هنر چه واکنشی به خشونت دارد؟ مسئولیت خلاقانه چیست؟
در چنین بزنگاههایی، آزادی بیان نه یک مطالبه سیاسی که ضرورتی اجتماعی است، اما آزادی بدون مسئولیت میتواند به ابزاری برای رواج ترس و آشفتگی تبدیل شود. برعکس؛ مسئولیت بدون آزادی هم به معنای سکوتی مرگبار خواهد بود. در شرایط جنگی، رسانه میتواند پل باشد یا پرتگاه. اگر حقیقت را درست روایت کند، امید را حفظ کرده و به مردم احترام بگذارد، به پُلی برای عبور از بحران تبدیل میشود، اما اگر درگیر هیجان، سانسور کور یا دروغپردازی شود، به پرتگاهی برای جامعه بدل خواهد شد. رسانه مسئول در دل تاریکی هم شمعی روشن میکند؛ بیآنکه چشمها را کور کند.




