ایران دشمن را پشت مرزها متوقف و استقلال خود را تثبیت کرد
- شناسه خبر: 21722
- تاریخ و زمان ارسال: 3 خرداد 1405 ساعت 11:58
- منتشرکننده: مدیریت

سخنگوی دولت:
در دوره استعمار جدید، ایران تنها کشوری است که به رغم تجاوز قویترین نیروی نظامی تاریخ بشر، مقابل این نیروی ویرانگر ایستاد، دشمن را پشت مرزهای کشور متوقف و استقلال خود را تثبیت کرد.
به گزارش مهر، فاطمه مهاجرانی سخنگوی دولت یادداشتی به نقش دولت در ایجاد وفاق ملی آنهم در شرایطی که دشمن کشور را تهدید می کند پرداخت و اظهار کرد : در دوره استعمار جدید که از حمله نظامی به عراق در سال ۲۰۰۱ آغاز شد و با دستگیری غیرقانونی رئیسجمهوری ونزوئلا به اوج خود رسید، ایران تنها کشور و تنها ملتی است که به رغم تجاوز قویترین نیروی نظامی تاریخ بشر، مقابل این نیروی ویرانگر ایستاد، دشمن را پشت مرزهای کشور متوقف کرد و به رغم زخمهای عمیق و از دستدادن جانهای پاک استقلال خود را تثبیت و تضمین کرد. متن یادداشت فاطمه مهاجرانی، سخنگوی دولت به شرح زیر است:
دولت وفاق ملی در بزنگاه خاص تاریخی مسئولیت را برعهده گرفت. این موقعیت را به این دلیل باید «بزنگاه» دانست که انتخابات ریاستجمهوری پس از شهادت رئیس دولت سیزدهم برگزار شد. به یمن درایت رهبر شهید و امانتداری کارگزاران ارشد دولت سیزدهم، فرآیند آرام انتقال قدرت در عالیترین سطح اجرایی کشور درحالی سپری شد که تحولات غرب آسیا به نقطه جوش رسیده بود. ترور میهمان عالیرتبه جمهوری اسلامی ایران در شب تحلیف رئیسجمهوری مسعود پزشکیان نشان میداد عاملان ناامنی و تروریسم دولتی در غرب آسیا میخواهند آتش این تحولات را به درون مرزهای ایران تسری دهند. «وفاق ملی» مهمترین پادزهر این آتشافروزیها در حوزه داخلی بود. کمتر از یک سال بعد از آغاز بهکار دولت چهاردهم جنگ تحمیلی ۱۲ روزه علیه ایران آغاز شد و ۹ ماه بعد در جنگ رمضان، ایران اسلامی با همه توان نظامی، لجستیک، اقتصادی، اداری و اجتماعی مقابل قویترین ارتش و قویترین اقتصاد جهان ایستاد. ایران در هر دو جنگ همه ظرفیت و همه اندوختههای تاریخیاش را برای دفاع و حفظ استقلال خود بکار گرفت. در دوره استعمار جدید که از حمله نظامی به عراق در سال ۲۰۰۱ آغاز شد و با دستگیری غیرقانونی رئیسجمهوری ونزوئلا به اوج خود رسید، ایران تنها کشور و تنها ملتی است که به رغم تجاوز قویترین نیروی نظامی تاریخ بشر، مقابل این نیروی ویرانگر ایستاد، دشمن را پشت مرزهای کشور متوقف کرد و به رغم زخمهای عمیق و از دستدادن جانهای پاک استقلال خود را تثبیت و تضمین کرد. دولت چهاردهم با رویکرد «وفاق ملی» عملاً به حلقه پیوند حوزههای مختلف این ایستادگی بدل شد. این حلقه پیوند، گاه از طریق دوری از مجادلات غیرضرور سیاسی عمل کرد، گاه از طریق پیگیری حقوق مردم بهویژه زنان و گاه از طریق افزایش همکاری میان قوا و کاهش هرچه بیشتر اختلافات غیرلازم که باعث ناهماهنگیهای آسیبزا میشد. نقش تاریخی و جایگاه ملی که دولت چهاردهم از طریق راهبرد «وفاق ملی» دنبال کرد، ناظر بر این بود که این دولت آنتیتز هیچ دولت و هیچ جریان سیاسی و اجتماعی نبوده و نیست. دولت وفاق ملی برای وصلکردن آمد، نه فصلکردن. طبیعتاً اجتناب از قطبیتهای سیاسی و حرکت مابین خطوط، تا حداکثر منافع و امنیت و آرامش را برای اکثریت ملت ایران تأمین کند، کار سادهای نبود و امری نبود که با الگوهای آموخته شده برخی جریانها سازگار باشد. اما ترکیب دولت چهاردهم و حضور چهرهها و نمایندگی از گرایشهای سیاسی مختلف در همه سطوح، نشان داد حرکت در این راه، به رغم سختیاش، نهتنها ناگزیر، که ناشی از یک «باید تاریخی» برای ایران امروز است. اکنون با عبور سرافرازانه از دو جنگ تحمیلی، جنگهایی که میتوانست دولتی را به شکست و ملتی را با تسلیم وا دارد، استقلال، امنیت و آزادگی ایران عزیز تضمین شده است. در این پیروزی همه ایستادگیها نقشآفرین بودهاند و همانطور که اشاره شد، حتی زنان خانهدار نیز با مدیریت توأم با امنیت و آرامش خانه، مدافعان خاموش و نادیده این سرزمین بودهاند.






