«هرمز» اهرم راهبردی ایران در کش و قوس جنگ وآتشبس شکننده
- شناسه خبر: 22649
- تاریخ و زمان ارسال: 24 تیر 1405 ساعت 12:20
- منتشرکننده: مدیریت

«بشارت نو» تداوم تنشها در خلیج فارس را بررسی میکند:
فیروزه نعیمی/آتشبس در هر منازعهای زمانی معنا پیدا میکند که طرفهای درگیر به تعهدات خود پایبند بمانند و از هرگونه اقدام تحریکآمیز که زمینه بازگشت درگیری را فراهم میکند، پرهیز کنند. با این حال، تحولات اخیر منطقه نشان میدهد آتشبس موجود همچنان شکننده است و بیاعتمادی میان بازیگران اصلی نهتنها کاهش نیافته، بلکه با استمرار تنشهای سیاسی و نظامی، ابعاد تازهای نیز پیدا کرده است. در چنین فضایی، موضوع امنیت ملی، بازدارندگی دفاعی و استفاده از ظرفیتهای ژئوپلیتیکی بیش از گذشته در دستور کار کشورها قرار گرفته است.
در این میان، ایران به واسطه موقعیت جغرافیایی ویژه خود، از مهمترین بازیگران معادلات امنیتی خلیج فارس محسوب میشود. قرار گرفتن در شمال خلیج فارس و تسلط بر بخش مهمی از تنگه هرمز، جایگاهی کمنظیر برای ایران ایجاد کرده است؛ جایگاهی که نه تنها در امنیت منطقه، بلکه در اقتصاد جهانی نیز تأثیر مستقیم دارد.
تجربه دهههای گذشته نشان داده هر زمان سطح تنش میان ایران و آمریکا یا متحدان منطقهای واشنگتن افزایش یافته، اهمیت تنگه هرمز نیز بیش از پیش مورد توجه قرار گرفته است. دلیل این موضوع روشن است؛ بخش قابل توجهی از صادرات نفت و گاز جهان از این آبراه عبور میکند و هرگونه اختلال در امنیت آن، میتواند بازار جهانی انرژی را با شوکهای سنگین روبهرو سازد.
از همین رو، تنگه هرمز تنها یک مسیر دریایی نیست، بلکه یک مؤلفه راهبردی در معادلات ژئوپلیتیکی جهان به شمار میرود. کنترل امنیت این گذرگاه، بر قیمت انرژی، تجارت جهانی، حملونقل دریایی و حتی سیاست خارجی قدرتهای بزرگ اثرگذار است.
در روزها و ماههای اخیر، با افزایش تنشهای منطقهای، بار دیگر بحث درباره نقش تنگه هرمز در رسانههای بینالمللی و محافل کارشناسی مطرح شده است. هرگونه تشدید بحران در این منطقه میتواند اقتصاد جهانی را با پیامدهای گسترده مواجه کند؛ از افزایش قیمت نفت گرفته تا رشد هزینه حملونقل دریایی، افزایش نرخ بیمه کشتیها و اختلال در زنجیره تأمین کالا.
در مقابل، ایران همواره تأکید کرده است که امنیت خلیج فارس باید توسط کشورهای منطقه تأمین شود و حضور نیروهای فرامنطقهای نه تنها امنیت ایجاد نمیکند، بلکه خود به عاملی برای افزایش تنش تبدیل شده است. مقامات جمهوری اسلامی بارها اعلام کردهاند که حفظ امنیت کشتیرانی و تجارت دریایی برای ایران نیز اهمیت اساسی دارد، زیرا اقتصاد منطقه به ثبات این مسیر وابسته است.
با وجود این، ادامه فشارهای سیاسی، تحریمهای اقتصادی و تهدیدهای نظامی سبب شده است مفهوم بازدارندگی در سیاست امنیتی ایران جایگاه ویژهای پیدا کند. در شرایطی که یک کشور با تهدیدهای مداوم روبهرو است، حفظ ابزارهای دفاعی و ظرفیتهای ژئوپلیتیکی بخشی از الزامات امنیت ملی محسوب میشود.
بازدارندگی به معنای آغاز جنگ نیست، بلکه هدف آن جلوگیری از وقوع جنگ از طریق افزایش هزینه هرگونه اقدام نظامی احتمالی است. به همین دلیل، موقعیت راهبردی ایران در تنگه هرمز یکی از مهمترین عناصر قدرت بازدارندگی کشور به شمار میآید.
تنگه هرمز تنها برای ایران اهمیت ندارد. کشورهای صادرکننده نفت در حاشیه خلیج فارس نیز اقتصاد خود را به این آبراه گره زدهاند. روزانه میلیونها بشکه نفت و حجم قابل توجهی از گاز طبیعی مایع از این مسیر به بازارهای آسیایی، اروپایی و دیگر نقاط جهان صادر میشود. از این رو، هرگونه ناامنی در این منطقه، تنها یک مسئله دوجانبه یا منطقهای نیست، بلکه پیامدهای جهانی خواهد داشت.
بازارهای جهانی نیز نسبت به تحولات این منطقه حساسیت بالایی دارند. تجربه نشان داده است که حتی انتشار اخبار مربوط به افزایش تنش در خلیج فارس میتواند قیمت نفت را در مدت کوتاهی افزایش دهد. سرمایهگذاران نیز در چنین شرایطی با احتیاط بیشتری عمل میکنند و بازارهای مالی دچار نوسان میشوند.

از سوی دیگر، امنیت پایدار تنها از مسیر گفتوگو، احترام متقابل و اجرای تعهدات بینالمللی به دست میآید. صلحی که بر پایه فشار اقتصادی، تحریم یا تهدید نظامی شکل بگیرد، معمولاً دوام چندانی ندارد و با نخستین بحران، دوباره فرو میریزد.
در چنین شرایطی، نقش دیپلماسی بیش از گذشته اهمیت پیدا میکند. کاهش سوءبرداشتها، ایجاد کانالهای ارتباطی میان بازیگران منطقه و تلاش برای حل اختلافات از مسیر گفتوگو، میتواند احتمال وقوع بحرانهای جدید را کاهش دهد. هیچیک از طرفهای منطقه از گسترش درگیری سود نخواهند برد و ادامه تنش تنها هزینههای اقتصادی و امنیتی را افزایش میدهد.
در کنار دیپلماسی، حفظ آمادگی دفاعی نیز یکی از اصول پذیرفتهشده در سیاست امنیتی کشورهاست. ایران نیز بارها اعلام کرده است که دفاع از تمامیت ارضی، امنیت ملی و منافع راهبردی خود را حق مسلم میداند و در برابر هرگونه تهدید، از ظرفیتهای قانونی و دفاعی خود استفاده خواهد کرد.
از منظر ژئوپلیتیکی، تنگه هرمز فراتر از یک گذرگاه دریایی است. این منطقه نقطه اتصال خلیج فارس به آبهای آزاد، حلقه ارتباطی تولیدکنندگان انرژی با بازارهای جهانی و یکی از حساسترین گلوگاههای اقتصادی جهان محسوب میشود. به همین دلیل، قدرتهای بزرگ همواره تحولات این منطقه را با دقت دنبال میکنند.
آینده ثبات منطقه تا حد زیادی به رفتار بازیگران اصلی وابسته است. اگر سیاست گفتوگو جایگزین فشار و تقابل شود، امکان کاهش تنشها و تقویت امنیت جمعی افزایش خواهد یافت. اما اگر بیاعتمادی، تهدید و اقدامات نظامی ادامه پیدا کند، احتمال بروز بحرانهای تازه همچنان وجود خواهد داشت.
در نهایت، آنچه امروز بیش از هر چیز اهمیت دارد، حفظ موازنه میان قدرت بازدارندگی و دیپلماسی فعال است. ایران با تکیه بر موقعیت ژئوپلیتیکی خود و ظرفیتهای راهبردی مانند تنگه هرمز، تلاش میکند ضمن صیانت از امنیت ملی و تمامیت ارضی، نقش مؤثری در حفظ ثبات منطقه نیز ایفا کند. امنیت پایدار نه از مسیر تقابل، بلکه از راه احترام متقابل، پایبندی به تعهدات و درک واقعیتهای ژئوپلیتیکی منطقه به دست خواهد آمد؛ واقعیتهایی که تنگه هرمز یکی از مهمترین نمادهای آن است.








