«یوسف مجیدزاده» بخشی کمترشناختهشده از تاریخ ایران را بازشناساند
- شناسه خبر: 24651
- تاریخ و زمان ارسال: ۳ آبان ۱۴۰۵ ساعت ۱۳:۴۲
- منتشرکننده: مدیریت

روایت «بشارت نو» از کارنامه کاوشگر رازهای تمدن جیرفت:
سیدرضا هاشمیزاده/روزنامه نگار
در تاریخ باستانشناسی، برخی پژوهشگران با کشف یک محوطه یا اثر شناخته میشوند و برخی دیگر با پرسشهایی که درباره گذشته مطرح میکنند، مسیر شناخت تاریخ را گسترش میدهند. دکتریوسف مجیدزاده از گروه دوم بود؛ باستانشناسی که سالها در محوطههای پیشاتاریخی ایران پژوهش کرد و نامش سرانجام با کاوشهای حوزه هلیلرود و کنارصندل جیرفت پیوند خورد؛ کاوشهایی که جنوبشرق ایران را به یکی از کانونهای مهم پژوهش درباره تمدنهای عصر مفرغ تبدیل کرد.درگذشت او در فرانسه، در مهرماه 1405، فرصتی برای مرور کارنامه پژوهشگری است که میکوشید آثار باستانی را نه بهصورت اشیایی منفرد، بلکه در پیوند با معماری، تولید، مناسبات اجتماعی و ارتباطات فرهنگی جوامع کهن مطالعه کند.
از تبریز تا دانشگاه تهران
یوسف مجیدزاده در سال 1315 در تبریز متولد شد و دوران تحصیلش را در تهران گذراند. او در سال 1337 وارد رشته باستانشناسی دانشگاه تهران شد و چهار سال بعد با رتبه نخست دانش آموخته شد. از استادان او میتوان به عیسی بهنام، سیمین دانشور، منوچهر ستوده، عزتالله نگهبان و بهرام فرهوشی اشاره کرد.مجیدزاده در میانه دهه 1340 برای ادامه تحصیل به دانشگاه شیکاگو در آمریکا رفت و در مؤسسه شرقشناسی آن دانشگاه به پژوهش پرداخت. تحصیلات او بر فرهنگهای پیشاتاریخی ایران و بینالنهرین متمرکز بود؛ موضوعی که بعدها در بررسی شکلگیری جوامع پیچیده، گسترش تولید و پیدایش شهرنشینی در ایران باستان ادامه یافت.او در سال 1355 به ایران بازگشت و تدریس در گروه باستانشناسی و تاریخ هنر دانشگاه تهران را آغاز کرد. یک سال بعد به مرتبه دانشیاری رسید و در ادامه، مدیریت گروه باستانشناسی و تاریخ هنر را نیز بر عهده گرفت.سالهای پس از انقلاب و دوره انقلاب فرهنگی برای رشتههای علوم انسانی دشوار بود. بر اساس روایتهای منتشرشده از همکاران و شاگردانش، مجیدزاده برای حفظ گروه باستانشناسی دانشگاه تهران تلاش کرد؛ اما سرانجام در سال 1367 بازنشسته شد و از سال 1369 در فرانسه اقامت گزید. این جدایی به معنای پایان فعالیت علمی او نبود؛ سالها بعد برای سرپرستی کاوشهای باستانشناختی به ایران بازگشت.
از تپه قبرستان تا جیرفت
پیش از آنکه جیرفت نام مجیدزاده را در سطح گسترده مطرح کند، او در کاوشهای مهمی از جمله چغامیش و چغابنوت در خوزستان، تپه قبرستان در دشت قزوین و تپه ازبکی مشارکت داشت. این محوطهها امکان مطالعه تحول زندگی اجتماعی و اقتصادی جوامع کهن، سفالگری، معماری و سازمان تولید را فراهم میکردند.پژوهشهای او در تپه قبرستان، از جمله در مقاله “تپه قبرستان؛ مرکزی صنعتی در آغاز شهرنشینی در فلات مرکزی ایران”، نشاندهنده توجهش به زمینههای اقتصادی و اجتماعی پیدایش شهرها بود. از نظر او، شهرنشینی را نمیشد فقط با بناهای بزرگ یا اشیای نفیس توضیح داد؛ تحول تولید، تقسیم کار و ارتباط میان سکونتگاهها نیز در این فرایند نقش داشتند.از سال 1377 نیز سرپرستی کاوشهای تپه ازبکی را بر عهده گرفت. این تجربهها، زمینه علمی لازم را برای ورود او به پژوهشهای حوزه هلیلرود فراهم کرد؛ منطقهای که در آغاز دهه 1380، با انتشار خبر کشف آثار باستانی و افزایش نگرانیها درباره حفاری غیرمجاز و قاچاق اشیا، توجه عمومی و علمی را برانگیخت.
هلیلرود؛ بازشناسی تمدنی در جنوبشرق ایران
مجیدزاده از سال 1381 سرپرستی کاوشهای باستانشناختی حوزه هلیلرود را بر عهده گرفت. این کاوشها طی شش فصل تا سال 1386 ادامه یافت و محوطههای کنارصندل شمالی و جنوبی و گورستان محطوطآباد را در بر گرفت. گروهی از پژوهشگران ایرانی و خارجی، از جمله هالی پیتمن، در این پروژه همکاری داشتند.اهمیت این فعالیتها در آن بود که آثار جیرفت از مجموعهای از اشیای پراکنده و گاه خارجشده از بستر اصلی کشف، به موضوع بررسیهای میدانی و علمی تبدیل شدند. بدون شناخت لایههای باستانی، محل کشف و ارتباط آثار با معماری و دیگر یافتهها، تعیین قدمت و کارکرد آنها دشوار بود.در کنارصندل، بقایای سازههای بزرگ خشتی، فضاهای مسکونی و شواهدی از فعالیتهای تولیدی شناسایی شد. سکوی بزرگ و چندمرحلهای کنارصندل شمالی نیز از یافتههای مهم این کاوشها بود. ظروف سنگ صابونی با نقشهای پیچیده، مهرها، سفالها و آثار فلزکاری، از دیگر شواهدی بودند که تصویری تازه از توان تولیدی و هنری ساکنان منطقه به دست دادند.بررسیهای باستانشناختی، بخشی از استقرارها و یافتههای بررسیشده را به عصر مفرغ و حدود 2880 تا 2200 پیش از میلاد نسبت میدهند.
این شواهد، اهمیت حوزه هلیلرود را در مطالعه جوامع شهری و شبکههای مبادله هزاره سوم پیش از میلاد برجسته کردهاند.گزارش علمی مجیدزاده و هالی پیتمن با عنوان “کاوشهای کنارصندل در منطقه جیرفت و حوزه هلیلرود؛ نخستین گزارش مقدماتی کاوشهای 2002 تا 2008″، منتشرشده در نشریه “ایران” در سال 2008، از منابع مهم درباره این یافتههاست. این پژوهشها، جیرفت را به موضوع بررسیهای تخصصی درباره معماری، هنر، فناوری ساخت و ارتباطات فرهنگی تبدیل کردند.
آراتا؛ فرضیهای که همچنان محل بحث است
یکی از بحثبرانگیزترین جنبههای کارنامه مجیدزاده، فرضیه ارتباط جیرفت و حوزه هلیلرود با سرزمین آراتاست؛ سرزمینی که در متون سومری از آن بهعنوان منطقهای ثروتمند در شرق یاد شده است.او در مقاله “سرزمین آراتا” که سال 1976 در نشریه علمی “مجله مطالعات خاور نزدیک” منتشر شد، موقعیت احتمالی این سرزمین را بررسی کرد و جنوبشرق ایران را در این بحث مورد توجه قرار داد. سالها بعد، یافتههای جیرفت زمینه تازهای برای پیگیری این فرضیه فراهم کردند. با این حال، شناسایی قطعی جیرفت با آراتای متون سومری هنوز دیدگاه تثبیتشده و مورد اجماع باستانشناسان نیست. تعیین محل آراتا به بررسی تطبیقی متون، جغرافیای تاریخی و شواهد باستانشناختی بیشتری نیاز دارد. اهمیت کار مجیدزاده در این زمینه، علاوه بر فرضیه مشخص او، در طرح این پرسش بود که جوامع جنوبشرق ایران چه نقشی در شبکه ارتباطات و مبادلات تمدنهای آغازین داشتهاند.در کاوشهای جیرفت، لوحها و قطعاتی با نشانههای هندسی نیز به دست آمدند که خوانش آنها همچنان روشن نیست. احتمال وجود سنت نوشتاری محلی مطرح شده، اما شواهد موجود برای اثبات یک نظام نوشتاری مستقل یا تعیین زبان و ماهیت این نشانهها کافی نیست. این موضوع نیز از پرسشهای باز پژوهشهای جیرفت باقی مانده است.

دفاع از میراث فرهنگی جیرفت
فعالیت مجیدزاده به کاوش و انتشار مقاله محدود نبود. در سالهایی که قاچاق و خروج غیرقانونی آثار باستانی، میراث حوزه هلیلرود را تهدید میکرد، او با پژوهش و ارائه مستندات علمی در شناساندن منشأ و اهمیت تاریخی آثار نقش داشت.کتاب “جیرفت؛ کهنترین تمدن شرق” که در سال 1382 منتشر شد، از آثار شناختهشده او در معرفی یافتههای منطقه است. در گزارشهای مربوط به پروندههای استرداد آثار نیز به نقش کارشناسی پژوهشگران، از جمله مجیدزاده، در اثبات تعلق برخی اشیای سنگی به میراث فرهنگی ایران اشاره شده است. او همچنین برای آگاهکردن مردم منطقه از ارزش آثار تاریخی تلاش میکرد. این وجه از فعالیتش یادآور آن است که حفاظت از محوطههای باستانی تنها با کاوش و اقدامات اداری ممکن نیست؛ شناخت عمومی و مشارکت جامعه محلی نیز در صیانت از میراث فرهنگی اهمیت دارد.
کتابها و پژوهشهای علمی
مجیدزاده در کنار کاوشهای میدانی، در تألیف، ترجمه و انتشار مقالههای تخصصی نیز فعال بود. از آثار مهم او میتوان به “آغاز شهرنشینی در ایران”، “تاریخ و تمدن ایلام”، مجموعه چندجلدی “تاریخ و تمدن بینالنهرین”، “جیرفت؛ کهنترین تمدن شرق” و پژوهشهای مربوط به تپه قبرستان و تپه ازبکی اشاره کرد. ترجمه کتاب “هنر ایران باستان” نوشته ایدات پرادا و مقاله “سنگ لاجورد و جاده بزرگ خراسان” نیز در کارنامه او قرار دارند.کتاب “تاریخ و تمدن بینالنهرین” در دوره نوزدهم انتخاب کتاب سال جمهوری اسلامی ایران بهعنوان اثر برگزیده معرفی شد. آثار او نشان میدهند که نگاهش تنها به گزارش یافتههای تازه محدود نبود؛ او میکوشید شواهد میدانی را در چارچوب گستردهتر تحولات تاریخی و فرهنگی ایران و خاور نزدیک تحلیل کند.پژوهشهای جیرفت در نشریات علمی خارج از ایران نیز بازتاب یافتند. مقاله مشترک او و ژان پرو با عنوان “کشفیات تازه در جیرفت؛ نتایج فصل کاوش 2004” در سال 2004 منتشر شد. مقاله دیگر آنها، “از خلال آرایههای ظروف و اشیای سنگی جیرفت”، در سال 2006 به بررسی نقشمایهها و تصاویر این آثار پرداخت. انتشار این پژوهشها به معرفی یافتههای جیرفت در محافل تخصصی بینالمللی کمک کرد.
میراثی فراتر از یک محوطه باستانی
کاوشهای مجیدزاده در حوزه هلیلرود در سال 1386 متوقف شد. در روایتهای منتشرشده، اختلافهای مدیریتی و تصمیمهای مسئولان وقت میراث فرهنگی از جمله زمینههای این توقف عنوان شدهاند؛ هرچند داوری قطعی درباره مسئولیت اشخاص، به اسناد معتبر نیاز دارد.توقف کاوشها به معنای پایان پرسشهای علمی جیرفت نبود. ارتباط میان محوطههای کنارصندل، کارکرد دقیق بناها، سازمان تولید و تجارت و ماهیت نشانههای ناشناخته، همچنان به پژوهشهای میدانی و انتشار گزارشهای جامع نیاز دارند.
اهمیت یک محوطه باستانی تنها به شگفتی آثار آن نیست؛ مستندسازی دقیق، امکان بازبینی مستقل و حفاظت از بستر کشف نیز به همان اندازه اهمیت دارد.میراث یوسف مجیدزاده را میتوان در سه حوزه دید. تلاش برای تداوم آموزش باستانشناسی در دانشگاه تهران، پژوهش درباره جوامع پیشاتاریخی ایران و نقش او در معرفی حوزه باستانی هلیلرود. کاوشهای جیرفت نشان دادند که برای شناخت تاریخ تمدن در غرب آسیا نمیتوان جنوبشرق ایران را نادیده گرفت.نام مجیدزاده با جیرفت و هلیلرود ماندگار خواهد بود؛ نه فقط به این دلیل که توجه جهانی را به این منطقه جلب کرد، بلکه از آن رو که بخشی کمترشناختهشده از گذشته ایران را به موضوع پژوهش علمی تبدیل کرد. آنچه زیر خاک باقی مانده، هنوز به کاوش دقیق، پژوهش مستند و حفاظت مسئولانه نیاز دارد؛ مسئولیتی که با درگذشت یک باستانشناس پایان نمییابد.







