چالش مهار تورم در میدان واقعیتهای معیشتی
- شناسه خبر: 22204
- تاریخ و زمان ارسال: 27 خرداد 1405 ساعت 14:23
- منتشرکننده: مدیریت

«بشارت نو» از رشد هزینه های زندگی گزارش می دهد:
فیروزه نعیمی/در حالی که سیاستگذاران اقتصادی طی ماههای اخیر تلاش کردهاند با ارائه آمارهای رسمی، تصویری از کنترل نسبی تورم در کشور ارائه دهند، تازهترین گزارش مرکز آمار ایران بار دیگر از عمق بحران معیشتی و افزایش بیسابقه هزینههای زندگی خانوارها پرده برداشته است.
در این شرایطی که مهار تورم همچنان یکی از مهمترین اهداف اقتصادی و در صدر وعدههای دولت عنوان میشود، دادههای رسمی نشان میدهد فشار ناشی از افزایش قیمتها همچنان بر زندگی خانوارهای ایرانی سنگینی میکند.
گزارش مرکز آمار ایران از ثبت تورم نقطهبهنقطه ۸۳.۹ درصدی حکایت دارد؛ رقمی که بیانگر رشد چشمگیر هزینههای زندگی نسبت به مدت مشابه سال گذشته است و بار دیگر نگرانیها درباره وضعیت معیشتی جامعه را افزایش داده است. همزمان بانک مرکزی نرخ تورم نقطهای را ۷۷.۲ درصد و تورم سالانه را ۵۳.۹ درصد اعلام کرده است. هرچند هر دو نهاد بر تداوم تورم بالا در اقتصاد کشور تأکید دارند، اما اختلاف میان آمارهای منتشرشده بار دیگر موضوع هماهنگی آماری و میزان انطباق دادههای رسمی با واقعیتهای اقتصادی جامعه را به یکی از محورهای بحث کارشناسان تبدیل کرده است. برای بسیاری از شهروندان اما آنچه اهمیت بیشتری دارد، نه اختلاف چند درصدی میان آمارها، بلکه روند فزاینده افزایش هزینههای زندگی است. رشد مداوم قیمت کالاهای اساسی، افزایش هزینه مسکن، حملونقل، درمان و آموزش موجب شده بخش قابل توجهی از خانوارها با کاهش قدرت خرید و محدودیتهای بیشتری در تأمین نیازهای روزمره مواجه شوند گزارشهای رسمی و مشاهدات میدانی نشان میدهد تورم دیگر صرفاً یک شاخص اقتصادی نیست، بلکه به مسئلهای اجتماعی تبدیل شده که آثار آن در الگوی مصرف، سطح رفاه، قدرت پسانداز و حتی چشمانداز اقتصادی خانوارها قابل مشاهده است. در چنین شرایطی، پرسش اصلی این است که آیا ارقام اعلامشده تنها بیانگر یک شکاف آماری هستند یا آنکه تصویری از واقعیتی عمیقتر را بازتاب میدهند؛ واقعیتی که هر روز بیش از گذشته در سفره و زندگی مردم نمایان میشود.
سفرهای که هر روز کوچکتر میشود
جزئیات گزارش مرکز آمار نشان میدهد بیشترین فشار تورمی همچنان در بخش خوراکیها و کالاهای اساسی متمرکز است. بر اساس این گزارش، تورم گروه خوراکیها، آشامیدنیها و دخانیات به حدود ۱۲۹.۸ درصد رسیده است؛ به این معنا که خانوارها برای خرید همان سبد کالایی نسبت به مدت مشابه سال قبل بیش از دو برابر هزینه پرداخت میکنند. در میان اقلام خوراکی، گوشت قرمز بیش از سایر کالاها تحت تأثیر افزایش قیمت قرار گرفته است. رشد چشمگیر بهای این محصول موجب شده بسیاری از خانوارها مصرف آن را کاهش دهند یا از سبد غذایی خود حذف کنند. فعالان بازار نیز از افت تقاضا و تغییر الگوی خرید خانوارها خبر میدهند؛ تغییری که بیش از هر چیز ناشی از کاهش قدرت خرید است. روغن خوراکی نیز از دیگر کالاهایی است که رشد قیمتی کمسابقهای را تجربه کرده است. افزایش بیش از ۲۶۰ درصدی قیمت این کالا طی یک سال گذشته نشان میدهد فشار تورمی به کالاهای لوکس یا غیرضروری محدود نیست و بخش عمدهای از کالاهای اساسی را دربر گرفته است. لبنیات، برنج، حبوبات، میوه و سبزیجات نیز در ماههای اخیر با افزایش قیمت مواجه بودهاند؛ روندی که به تدریج الگوی مصرف خانوارها را تغییر داده است. کارشناسان حوزه سلامت هشدار میدهند تداوم این شرایط میتواند پیامدهای بلندمدتی برای سلامت عمومی جامعه به همراه داشته باشد. کاهش مصرف مواد غذایی باکیفیت و جایگزینی آنها با اقلام ارزانتر، در نهایت بر کیفیت تغذیه و سلامت خانوارها اثر خواهد گذاشت.
طبقه متوسط قربانی خاموش تورم
اگر در سالهای گذشته فشار تورمی عمدتاً متوجه دهکهای پایین درآمدی بود، اکنون آثار آن به شکل گستردهتری در میان طبقه متوسط نیز مشاهده میشود. خانوارهایی که تا چند سال قبل از ثبات نسبی اقتصادی برخوردار بودند، امروز بخش بزرگی از درآمد خود را صرف هزینههای ضروری میکنند. افزایش مداوم اجارهبها، رشد هزینههای آموزشی، درمانی و بالا رفتن هزینه حملونقل موجب شده سهم هزینههای ضروری در بودجه خانوارها افزایش یابد. در نتیجه، هزینههای فرهنگی، تفریحی و حتی پسانداز خانوارها به تدریج و با شدت کاهش پیدا کرده است. تضعیف طبقه متوسط یکی از مهمترین پیامدهای تورم مزمن به شمار میرود. این طبقه نقش مهمی در رونق اقتصادی، سرمایهگذاری و تحرک اجتماعی دارد و کوچک شدن آن میتواند آثار بلندمدتی بر توسعه اقتصادی کشور برجای بگذارد.

هزینههای زندگی در مسیر صعود
افزایش قیمتها تنها به بازار مواد غذایی محدود نمانده است. هزینه آب، برق، گاز و سایر خدمات عمومی نیز طی یک سال گذشته رشد قابل توجهی را تجربه کرده است.
افزایش تعرفه خدمات عمومی در کنار رشد هزینههای مرتبط با مسکن، فشار مضاعفی بر بودجه خانوارها وارد کرده است. بررسیهای میدانی نشان میدهد بسیاری از خانوادهها برای مدیریت هزینهها ناچار شدهاند برخی هزینههای غیرضروری را حذف کنند یا سطح مصرف خود را کاهش دهند. این تغییرات اگرچه در کوتاهمدت به کنترل هزینهها کمک میکند، اما در بلندمدت میتواند بر کیفیت زندگی خانوارها تأثیر منفی بگذارد. از سوی دیگر، افزایش هزینه انرژی برای واحدهای تولیدی و خدماتی نیز به افزایش قیمت تمامشده کالاها و خدمات منجر شده است. همین موضوع موجب شده تورم از مسیر هزینههای تولید نیز تقویت شود و روند کنترل قیمتها با دشواری بیشتری همراه باشد.
بازار مسکن سنگینترین بار بر دوش خانوارها
در کنار خوراک و خدمات عمومی، بازار مسکن نیز همچنان یکی از مهمترین عوامل فشار بر معیشت خانوارها محسوب میشود. رشد مداوم قیمت خرید و اجاره مسکن طی سالهای اخیر سهم قابل توجهی از درآمد خانوارها را به خود اختصاص داده است. بسیاری از مستأجران در کلانشهرها ناچار شدهاند برای تأمین هزینه اجاره به مناطق ارزانتر نقل مکان کنند یا متراژ واحدهای مسکونی خود را کاهش دهند. این افزایش در هزینه مسکن یکی از مهمترین عوامل کاهش رفاه خانوارها در سالهای اخیر بوده است؛ زیرا بخش عمده درآمد خانوار پیش از تأمین سایر نیازها صرف پرداخت اجاره یا هزینههای مرتبط با مسکن میشود.
بازار خودرو از کالای مصرفی تا دارایی سرمایهای
بازار خودرو همچنان یکی از نمادهای تورم در اقتصاد ایران به شمار میرود. افزایش مستمر قیمت خودرو طی سالهای اخیر موجب شده این کالا از یک وسیله مصرفی به یک دارایی سرمایهای تبدیل شود. محدودیت عرضه، مشکلات تولید، نوسانات نرخ ارز و انتظارات تورمی از جمله عواملی هستند که به تداوم روند افزایشی قیمت خودرو دامن زدهاند. در نتیجه، بسیاری از خانوارهای متوسط که زمانی امکان خرید خودرو داشتند، اکنون از این بازار فاصله گرفتهاند. تا زمانی که شکاف میان عرضه و تقاضا کاهش نیابد و سیاستهای پایدار در حوزه تولید و واردات به اجرا درنیاید، نمیتوان انتظار تعدیل محسوس قیمتها را داشت.
نقش بازار ارز در تشدید تورم
یکی از مهمترین عوامل مؤثر بر تورم در اقتصاد ایران، نوسانات بازار ارز است. طی سالهای گذشته هر جهش ارزی به سرعت خود را در قیمت کالاها و خدمات نشان داده و موج جدیدی از افزایش قیمتها را ایجاد کرده است. اقتصاد ایران به دلیل وابستگی بخشی از تولید و تجارت خود به واردات مواد اولیه، تجهیزات و کالاهای واسطهای، نسبت به تغییرات نرخ ارز حساسیت بالایی دارد. افزایش قیمت ارز هزینه تولید را بالا میبرد و در نهایت به رشد قیمت مصرفکننده منجر میشود. ثبات در بازار ارز یکی از پیششرطهای اصلی کنترل تورم است. بدون ایجاد ثبات در این بازار، اجرای سیاستهای ضدتورمی نیز با دشواریهای فراوانی روبهرو خواهد شد.
شکاف آماری چالشی فراتر از اعداد
یکی از نکات قابل توجه در گزارشهای اخیر، اختلاف میان آمارهای منتشرشده از سوی بانک مرکزی و مرکز آمار ایران است؛ موضوعی که اگرچه سابقهای طولانی در اقتصاد کشور دارد، اما در شرایط کنونی بیش از گذشته مورد توجه کارشناسان و افکار عمومی قرار گرفته است. هرچند تفاوت در سال پایه، سبد کالاها و خدمات مورد محاسبه و همچنین روشهای آماری میتواند بخشی از این اختلاف را توضیح دهد، اما فاصله چند درصدی میان ارقام اعلامشده درباره مهمترین شاخص اقتصادی کشور، پرسشهایی را درباره انسجام آماری و هماهنگی میان نهادهای مسئول ایجاد کرده است. تصمیمگیری صحیح در حوزههای تولید، سرمایهگذاری و سیاستگذاری اقتصادی نیازمند دسترسی به آمارهای دقیق، شفاف و هماهنگ است. در چنین شرایطی، وجود روایتهای متفاوت از وضعیت تورم میتواند فضای تصمیمگیری را برای فعالان اقتصادی پیچیدهتر کند. سرمایهگذاران، تولیدکنندگان و حتی سیاستگذاران برای برنامهریزیهای کوتاهمدت و بلندمدت به دادههای قابل اتکا نیاز دارند و هرگونه ابهام یا اختلاف در آمارهای رسمی میتواند هزینه تصمیمگیری و میزان ریسک فعالیتهای اقتصادی را افزایش دهد. از سوی دیگر، بخشی از جامعه بر این باور است که آنچه در بازارها و در زندگی روزمره تجربه میشود، در برخی موارد فراتر از نرخهای رسمی اعلامشده است. افزایش مداوم قیمت کالاهای اساسی، رشد هزینه مسکن، حملونقل، درمان و آموزش موجب شده بسیاری از شهروندان احساس کنند فشار واقعی تورم بیش از آن چیزی است که در گزارشهای آماری منعکس میشود. همین مسئله باعث شده شکاف میان آمارهای رسمی و برداشت عمومی از وضعیت اقتصادی به یکی از چالشهای مهم حوزه اعتماد عمومی تبدیل شود؛ چالشی که تداوم آن میتواند اعتبار دادههای اقتصادی و اثربخشی سیاستهای اعلامی را نیز تحت تأثیر قرار دهد.
تورم و تعمیق نابرابری
یکی دیگر از پیامدهای مهم تورم، گسترش شکاف درآمدی میان گروههای مختلف جامعه و افزایش نابرابری اقتصادی است. خانوارهای پردرآمد معمولاً امکان بیشتری برای حفظ ارزش داراییهای خود دارند، اما اقشار کمدرآمد بخش عمده درآمدشان را صرف هزینههای جاری میکنند و کمتر قادر به جبران آثار تورم هستند. در نتیجه، تورم به تدریج نابرابری اقتصادی را تشدید کرده و فاصله میان دهکهای درآمدی را افزایش میدهد. کارشناسان هشدار میدهند تداوم این روند میتواند پیامدهای اجتماعی گستردهای نیز به همراه داشته باشد. تداوم تورم بالا در بلندمدت میتواند سرمایه اجتماعی را تضعیف کرده و احساس نااطمینانی نسبت به آینده را در جامعه افزایش دهد. همزمان با مطرح شدن اخبار مربوط به توافق و احتمال کاهش بخشی از محدودیتهای اقتصادی، بهبود دسترسی به منابع ارزی، افزایش صادرات نفت و تسهیل مبادلات مالی میتواند بخشی از فشارهای تورمی را کاهش دهد. با این حال ریشههای اصلی تورم در اقتصاد ایران تنها به تحریمها محدود نمیشود و عواملی مانند کسری بودجه، رشد نقدینگی و مشکلات ساختاری نظام بانکی نیز در شکلگیری تورم نقش دارند. از این منظر، توافق میتواند زمینهساز ثبات بیشتر در بازار ارز و کاهش انتظارات تورمی باشد، اما به تنهایی قادر به حل کامل مشکل تورم نخواهد بود. تجربه سالهای گذشته نشان داده است که دستیابی به ثبات پایدار نیازمند مجموعهای از اصلاحات اقتصادی در کنار بهبود روابط خارجی است.
چشمانداز پیشرو
آمارهای جدید نشان میدهد مهار تورم همچنان مهمترین چالش اقتصاد ایران باقی مانده است. اگرچه دولت بر کنترل نقدینگی، مدیریت بازارها و حمایت از تولید تأکید دارد، اما حل ریشهای این مشکل نیازمند مجموعهای از اصلاحات ساختاری است. کنترل کسری بودجه، اصلاح نظام بانکی، افزایش بهرهوری تولید، ثباتبخشی به بازار ارز، جذب سرمایهگذاری و بهبود فضای کسبوکار از جمله اقداماتی است که میتواند در مسیر کاهش تورم مؤثر باشد. در نهایت، آنچه برای مردم اهمیت دارد نه اختلاف میان شاخصهای آماری، بلکه بهبود شرایط زندگی، افزایش قدرت خرید و بازگشت ثبات به بازارهاست. تا زمانی که آثار تورم در سفره خانوارها، بازار مسکن، خودرو و کالاهای اساسی مشاهده میشود، دغدغه معیشت همچنان در صدر نگرانیهای جامعه باقی خواهد ماند. گزارش جدید مرکز آمار بار دیگر نشان میدهد اقتصاد ایران هنوز فاصله قابل توجهی با ثبات قیمتی دارد. پرسش اصلی اینجاست که آیا سیاستهای اقتصادی موجود قادر خواهند بود این روند را متوقف کنند یا تورم همچنان به عنوان مهمترین چالش معیشتی کشور باقی خواهد ماند؛ پرسشی که پاسخ آن نه در آمارها، بلکه در زندگی روزمره میلیونها ایرانی قابل مشاهده خواهد بود.







