کنترل رکود تورمی فقط با سرمایهگذاری
- شناسه خبر: 21635
- تاریخ و زمان ارسال: 29 اردیبهشت 1405 ساعت 14:41
- منتشرکننده: مدیریت

مجید گودرزی/در شرایط فعلی و با توجه به تبعات ناشی از رشد نقدینگی بهویژه در دوره پساجنگ و اتفاقاتی که در جنگ وجود دارد، بهترین اقدام برای مهار تورم ، گزینه سرمایهگذاری است و چون جنگ باعث بیاطمینانی و نااطمینانی میشود و مقدار سرمایهگذاری کاهش مییابد و یا سرمایهگذاریها به سمت بازارهای واسطهای مثل طلا و ارز میرود و این حرکت به سمت این دو بازار باعث کاهش ارزش افزوده به سمت صفر میشود.
از این رو دولت باید هم مشوقهایی برای سرمایهگذاری در نظر بگیرد و هم تنبیهاتی برای خروج سرمایه از بازار مولد در نظر داشته باشد و این کار باید در قالب مالیاتهای مختلف انجام شود؛ بنابراین هم بخش مالی میتواند به اقتصاد کمک کند و هم تسهیلاتی که برای بنگاههای زودبازده پرداخت می شود، راهگشاست.
هر چند در شرایط فعلی که ریسک سرمایهگذاری بالاست و نمیتوان توقع داشت سرمایهگذاری از خارج تأمین شود، باید روی بحث سرمایهگذاریهای داخلی تمرکز شود و حتماً این کار شدنی و ارزشمند است.
ما در کشور سرمایه کم نداریم اما به بدترین شکل ممکن مدیریت می شود، به طوری که به جای حرکت سرمایه به سمت کارهای مولد و دارای ارزش افزوده بلندمدت، در بازارهای مالی مثل ارز و طلا جابهجا می شود.
تا زمانی که بازدهی بازارهایی همچون طلا یا زمین بیشتر از بخش تولید باشد، نمی توان توقع داشت که سرمایه ها جذب تولید شود.
با هر نوسان و شوک در بازار، قیمت همه محصولات افزایش می یابد درحالی که بهای تمام شده هر کالایی مشخص است؛ بنابراین باید کاری کرد که اینها بر اساس آن بهای تمام شده و سود متعارفی که پذیرفته شده، در تاریخ مشخص بتوانند قیمتگذاری کنند و اینطور نباشد بتوانند از شرایط ناشی از جنگ سوءاستفاده کنند.
و با توجه به اینکه رشد نقدینگی، بدهی دولت به بانکها و کسری بودجه از عوامل رشد تورم هستند و جنگ نیز باعث افزایش هزینه و کاهش درآمدها میشود که قاعدتاً باید با افزایش نقدینگی جبران بشود و تازهترین و محتملترین راه همین است.
البته آن چیزی که باعث شده نقدینگی افزایش و درآمدهای دولت کاهش پیدا کند، طرحهای نیمهتمام و غیرضرور است که سالهاست بر دوش بودجه دولت سنگینی می کند.
دولت باید بتواند هم جلوی افزایش نقدینگی و هم کاهش درآمدها را بگیرد، باید به سمتی برود که یا این طرحها را به هر قیمتی واگذار کند که بهترین روش عرضه در بورس با قیمت رقابتی است و یا اینکه جلوی طرحهای نیمهتمام را کاملاً بگیرد، چون این یک حیفومیل شدید در اقتصاد است که باعث کاهش درآمدهای دولت و باعث افزایش اجبار دولت به افزایش نقدینگی و باعث چتر بودجههای آنچنانی میشود.
بهترین گزینه برای دولت برای هم افزایش درآمدها و هم کاهش هزینهها، مدیریت طرح نیمهتمام است که هیچ ارزش افزوده و هیچ درآمدی برای دولت ندارند.
بخشی از سرمایه های مردم به دلیل افزایش ریسک و نااطمینانی در اقتصاد به سمت بازارهای ارز، طلا، مسکن و بانکها حرکت کرده است که در حقیقت باید گفت سرمایه ها از مدار خارج شده اند؛ در صورتی که اگر به سمت تولید حرکت کند، دولت میتواند از محل درآمد مالیاتی، درآمدهای خود را افزایش دهد.
از منظر اقتصاددانان، اقتصاد کلان با افزایش نقدینگی مواجه است اما تولیدکنندگان با کسری بودجه و سرمایه در گردش برای تولید روبهرو هستند؛ یعنی نقدینگی موجود به سمت تولید حرکت نمی کند و این مشکل اساسی است که باید حل شود.
کل نقدینگی کشور برای خرید تنها ۳۳ درصد خانهها کفایت می کند؛ در صورتی که در کشورهایی چون آمریکا و ژاپن حدود ۴۰ درصد خانههای آن کشور را میتوان با نقدینگی آنها خریداری کرد.
در ایران به قدری سرمایه در بخش مسکن رسوب کرده که بخش بزرگی از نقدینگی را بلااستفاده، بیخاصیت و فریز کرده است و در عمل هیچ کارایی ندارد؛ بنابراین دولت باید این نقدینگی را که بخش بزرگی از آن بانکی است، ساماندهی کند زیرا برخی آمارها گویای آن است که حدود ۶۰۰ هزار میلیارد تومان از سرمایه بانک ها در بخش مسکن رسوب کرده است.






