ارزیابی خسارت جنگ فقط با میزان خسارت طرف مقابل نیست!
- شناسه خبر: 23509
- تاریخ و زمان ارسال: ۱۱ شهریور ۱۴۰۵ ساعت ۱۰:۰۷
- منتشرکننده: مدیریت

معنای پیروزی در جنگ؛ شکست آمریکا و پیروزی مردم ایران در گفتگوی «بشارت نو» با ابوذر غلام نژاد:
زهرا زارع/ابوذر غلامنژاد پژوهشگر جامعهشناسی با تأکید بر اینکه «شکست دشمن» لزوماً به معنای «پیروزی مردم» نیست، گفت: ارزیابی نهایی یک جنگ فقط با میزان خسارت واردشده به طرف مقابل انجام نمیشود، بلکه باید دید دستاوردهای آن چگونه به امنیت، ثبات اقتصادی و بهبود زندگی مردم تبدیل میشود.
او در گفتوگوی رسانه ای درباره روایتهای منتشرشده از آسیبهای اقتصادی جنگ به آمریکا افزود: اصل اینکه جنگ برای اقتصاد آمریکا هزینه ایجاد میکند، قابل انکار نیست و میتواند بر قیمت انرژی، تورم، هزینههای دولت و بازارهای مالی اثر بگذارد؛ اما آسیب دیدن اقتصاد آمریکا به خودی خود به معنای پیروزی مردم ایران نباید تلقی گردد.
او ادامه داد: «سؤال اصلی این است که اگر دشمن هزینه داده، سهم مردم ما از این پیروزی چیست؟» به گفته غلامنژاد، مردم با اقتصاد آمریکا زندگی نمیکنند، بلکه با اقتصاد خانه خود زندگی میکنند؛ بنابراین مستأجری که اجارهاش افزایش یافته یا کارگری که قدرت خریدش کاهش پیدا کرده، با افزایش بدهی دولت آمریکا یا بحران بازار اوراق خزانه این کشور، تغییری در زندگی خود احساس نمیکند.
اینتحلیلگر اجتماعی با تأکید بر ضرورت تفکیک میان «شکست دشمن» و «پیروزی خودمان» اظهار کرد: کشورما در میدان نظامی به موفقیت دست پیدا کرده، اما حالا پس از جنگ که تورم شدیدتر شده، قدرت خرید مردم کاهش یافته و آینده نسل جوان مبهمتر شده، تمام معنای پیروزی محقق نشده است و باید این امر محقق گردد.
غلامنژاد در ادامه به یکی از مفاهیم علوم سیاسی با عنوان «اثر گردآمدن حول پرچم» اشاره کرد و گفت: در شرایط تهدید خارجی، جامعه معمولاً برای مدتی حول کشور و حکومت متحد میشود و اختلافات داخلی تحتالشعاع خطر خارجی قرار میگیرد، اما این وضعیت الزاماً دائمی نیست.
او اضافه کرد: وقتی بحران طولانی شود و هزینههای آن افزایش پیدا کند، جامعه دوباره عملکرد حکومت را با نتایج آن میسنجد. به بیان ساده، جامعه ممکن است در لحظه خطر بگوید «باید ایستاد»، اما پس از آن سؤال کند: «حالا چه؟»
به گفته این پژوهشگر، تحمل هزینه با رضایت از هزینه یکی نیست. یک شهروند ممکن است بپذیرد که در شرایط جنگ باید سختی کشید، اما این حق را نیز برای خود قائل باشد که بپرسد این هزینه قرار است به چه دستاوردی برای آینده او و فرزندش تبدیل شود.
غلام نژاد تأکید کرد: اگر این سؤال بیپاسخ بماند، بهتدریج فاصلهای میان روایت رسمی پیروزی و تجربه واقعی مردم شکل میگیرد و این مسئله میتواند به اعتماد عمومی آسیب بزند.
او با بیان اینکه اقتصاد در نهایت وارد خانه مردم میشود، گفت: برای سیاستگذار، اقتصاد ممکن است با شاخصهایی مانند تورم، رشد اقتصادی و کسری بودجه تعریف شود، اما برای مردم یعنی اینکه حقوقشان تا چند روز از ماه دوام میآورد، اجاره خانه چقدر شده و آیا میتوانند برای آینده خود برنامهریزی کنند یا نه.
این پژوهشگر جامعه شناسی افزود: بنابراین وقتی گفته میشود «اقتصاد آمریکا هم آسیب دیده»، باید توجه داشت که این گزاره به تنهایی پاسخ رنج اقتصادی مردم ایران نیست. مردم با اقتصاد دشمن زندگی نمیکنند؛ با اقتصاد خانه خود زندگی میکنند.
تحلیل گر مسائل اجتماعی و سیاسی ایران با تأکید بر اینکه آسیب دیدن آمریکا یک دستاورد نظامی ست و به افزایش غرور ملی انجامیده اظهار کرد: پرسش ملی فقط این نیست که آمریکا چقدر آسیب دیده است؛ بلکه باید پرسید نسبت هزینهای که ایران و مردم ایران پرداختهاند با دستاورد بهدستآمده چیست.
ابوذر غلام نژاد درباره نقش مردم در این معادله گفت: تصمیمهای کلان جنگ و سیاست خارجی را مردم عادی اتخاذ نمیکنند، اما هزینههای آن را در زندگی خود تجربه میکنند؛ از کوچک شدن سفره و کاهش قدرت خرید گرفته تا عقب افتادن ازدواج و افزایش نااطمینانی نسبت به آینده.
او با بیان اینکه سیاستگذار فقط مسئول دفاع از تصمیم گذشته نیست و مسئول کاهش هزینههای آینده نیز هست تاکید کرد: در خصوص مذاکره یا ادامه جنگ همنباید سا ه انگاری کرد و گفت مذاکره خوب است یا بد. معیار باید منافع ملی باشد. اگر مذاکره بتواند بدون واگذاری منافع و منابع حیاتی کشور، هزینههای انسانی و اقتصادی را کاهش دهد، باید بررسی شود.
به گفته غلام نژاد، «مذاکره الزاماً تسلیم نیست؛ همانطور که ادامه جنگ الزاماً پیروزی نیست.»
او افزود: سیاست خارجی در نهایت هنر تبدیل قدرت به منفعت است. اگر کشوری از قدرت نظامی، سیاسی و ژئوپلیتیک برخوردار باشد اما نتواند آن را به امنیت پایدار و منفعت ملموس برای جامعه تبدیل کند، بخشی از ظرفیت قدرت ملی بلااستفاده مانده است.
پژوهشگر جامعه شناسی در ادامه مفهوم «مشروعیت عملکردی» را مورد اشاره قرار داد و گفت: حکومتها فقط با نیتهایشان ارزیابی نمیشوند؛ بلکه با نتایجی که ایجاد میکنند نیز سنجیده میشوند. شهروند در نهایت میپرسد آیا زندگی من امنتر شده، قدرت خرید من حفظ شده و آینده فرزندم روشنتر شده است؟
غلام نژاد اضافه کرد: اگر میان آنچه حکومت میگوید و آنچه مردم زندگی میکنند فاصله زیادی ایجاد شود، موضوع دیگر صرفاً یک اختلاف رسانهای نیست؛ بلکه مسئله اعتماد عمومی است.
او با اشاره به نقش رسانهها گفت: رسانه میتواند به یک رویداد معنا بدهد، اما نمیتواند تجربه روزمره مردم را برای همیشه حذف کند. اگر مردم هر روز افزایش قیمتها و نااطمینانی اقتصادی را ببینند و همزمان بشنوند که «همه چیز نشانه پیروزی است»، دیر یا زود این دو روایت را با یکدیگر مقایسه میکنند.

وی در ادامه با اشاره به اقتصاد رفتاری گفت: یکی از مهمترین مسائل پس از بحران، «انتظار از آینده» است. مردم فقط نمیپرسند امروز چقدر درآمد دارند؛ بلکه میپرسند فردا چه خواهد شد. وقتی آینده قابل پیشبینی نباشد، تصمیمهای بلندمدت مانند ازدواج، سرمایهگذاری، خرید خانه و توسعه کسبوکار به تعویق میافتد.
غلام نژاد تأکید کرد: پس از جنگ فقط زیرساختها نیازمند بازسازی نیستند؛ افق آینده مردم نیز باید بازسازی شود و این امر فقط موضوعیت اقتصادی ندارد بلکه بخشی از امنیت ملی و سرمایه اجتماعی است.
او در پاسخ به این پرسش که تعریفش از پیروزی چیست، گفت: اگر پیروزی را فقط شکست دشمن بدانیم، تعریفمان ناقص است. شکست دشمن یک دستاورد است و حفظ امنیت کشور دستاوردی بزرگتر؛ اما زمانی میتوان از «پیروزی ملی» سخن گفت که این امنیت به ثبات اقتصادی، رفاه، امید و امکان برنامهریزی برای آینده تبدیل شود.
وی افزود: مردم ایران مجبور نیستند میان عزت و رفاه یکی را انتخاب کنند. آنها هم امنیت میخواهند، هم زندگی؛ هم استقلال میخواهند، هم آینده. هنر حکمرانی این است که این خواستهها را در برابر یکدیگر قرار ندهد.
غلام نژاد گفت: نباید فقط از خودمان بپرسیم «دشمن چقدر شکست خورده؟» بلکه باید بپرسیم «مردم ما از این پیروزی چه به دست آوردهاند؟»
این پژوهشگر اجتماعی تأکید کرد: اگر آمریکا شکست بخورد، اما مردم ایران همچنان با تورم، کاهش قدرت خرید و اضطراب آینده زندگی کنند، یک سؤال جدی باقی میماند: «این پیروزی دقیقاً برای چه کسی اتفاق افتاده است؟»
به گفته او، طرح این پرسش نه توهین به پیروزی است و نه تضعیف روحیه ملی، بلکه میتواند جدیترین شکل دفاع از منافع ملی باشد؛ زیرا وطن فقط سرزمینی نیست که باید از آن دفاع کرد، بلکه زندگی مردمی است که در آن سرزمین زندگی میکنند. غلام نژاد در پایان خاطرنشان کرد: «شکست دشمن، یک هدف است؛ اما پیروزی مردم، غایت است.»







