عادیسازی مصرف دخانیات در فیلم ها و سریال ها!
- شناسه خبر: 21879
- تاریخ و زمان ارسال: 12 خرداد 1405 ساعت 13:15
- منتشرکننده: مدیریت

«بشارت نو» از پیامد گسترش مصرف دخانیات در شبکه های خانگی گزارش می دهد:
زهرا زارع/روز جهانی بدون دخانیات، فرصتی است که سازمان جهانی بهداشت هر ساله در ۳۱ ماه مه، جامعه جهانی را به تأمل در یکی از بزرگترین تهدیدهای سلامت عمومی و توسعه پایدار فرا میخواند. اما این روز، صرفاً یادآوری آمارهای هولناک مرگ و میر ناشی از سیگار نیست؛ بلکه دعوتی است به کالبدشکافی عمیقترِ پدیدهای که در تار و پود زندگی مدرن تنیده شده است. دخانیات، فراتر از یک انتخاب شخصی، محصولی است که از خلاءهای روانی، فشارهای اجتماعی، و استراتژیهای اقتصادیِ هدفمند تغذیه میکند و چرخهای معیوب از اعتیاد، بیماری، فقر و نابرابری را در سراسر جهان بازتولید مینماید.
ریشهیابی مصرف دخانیات: از کنجکاوی تا اعتیاد، سفری در گذار عمر
دوران نوجوانی و اوایل جوانی، نقطه شروعِ هویتیابی و کشف جهان برای بسیاری از انسانهاست. متأسفانه، همین دوره حساس، زمین حاصلخیزی برای ورود به دنیای دخانیات است. آمارهای جهانی و مطالعات منطقهای نشان میدهند که میانگین سن شروع مصرف سیگار در حال کاهش است و این پدیده، زنگ خطری جدی برای سلامت نسلهای آینده محسوب میشود.
فشار همسالان و نیاز به پذیرش اجتماعی: نوجوانان به شدت نیازمند پذیرفته شدن در گروههای دوستانه خود هستند. در محیطهایی که مصرف دخانیات، نشانهای از «بزرگ شدن»، «جذابیت» یا «جسارت» تلقی میشود، مقاومت در برابر آن دشوار میگردد. این فشار، نه تنها در مدارس، بلکه در فضاهای مجازی و شبکههای اجتماعی نیز به شکلهای گوناگون وجود دارد.
کنجکاوی و تجربهگرایی: دوره نوجوانی، زمانِ پرسشگری و تجربه کردن است. بسیاری از نوجوانان، صرفاً از روی کنجکاوی، اولین سیگار یا قلیان خود را امتحان میکنند، بدون آنکه از عمقِ فریبندگیِ نیکوتین و پتانسیل اعتیادآورِ آن آگاه باشند.
الگوبرداری از بزرگسالان و رسانهها: حضور افراد سیگاری در خانواده، محل کار، یا حتی نمایشِ این رفتار در فیلمها و سریالها، ناخودآگاه مصرف دخانیات را عادیسازی میکند. صنعت دخانیات نیز با زیرکی تمام، با استفاده از چهرههای محبوب و پیامهای بازرگانیِ پنهان، مصرف را با مفاهیم مثبت مانند «موفقیت»، «استقلال» و «جذابیت» پیوند میزند.
فرار از واقعیت و مدیریت استرس: در دنیای پرشتاب امروز، بسیاری از جوانان و حتی بزرگسالان، با فشارهای روانی، اضطراب، افسردگی و احساس تنهایی دست و پنجه نرم میکنند. دخانیات، به اشتباه، به عنوان راهی سریع برای «آرامش» یا «فراموشی» تلقی میشود. اما این آرامش، موقتی و توهمی است. نیکوتین، خود محرکی است که چرخه اضطراب و وابستگی را تشدید میکند.

محصولات نوین دخانی: طعمهای فریبنده، خطرات پنهان
ظهور محصولاتی نظیر سیگارهای الکترونیکی (ویپ)و قلیانهای مدرن، چالشهای تازهای را به وجود آورده است. این محصولات، با طعمدهندههای میوهای و بستهبندیهای رنگارنگ، به طور فزایندهای نوجوانان و جوانان را هدف قرار میدهند. بسیاری از مصرفکنندگان، به اشتباه گمان میکنند این محصولات «کمخطرتر» یا «جایگزینی ایمن» برای سیگار هستند، در حالی که تحقیقات نشان میدهد نیکوتین موجود در آنها، ضمن ایجاد اعتیاد شدید، میتواند عوارض قلبی-عروقی و تنفسی نیز داشته باشد. «الناز رضایی»، متخصص ریه، در این باره هشدار میدهد: «دودِ هر آنچه که بسوزد یا بخار شود و وارد ریه گردد، مضر است. نباید اجازه داد نوآوریهای فریبنده صنعت دخانیات، نگاه ما را از خطرات اصلی منحرف کند.»
پیامدهای ویرانگر: ابعاد اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی
تأثیرات مخرب دخانیات، صرفاً محدود به حوزه سلامت فردی نیست؛ بلکه تار و پودِ ساختارهای اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی جوامع را نیز در هم میپیچد.
ابعاد اقتصادی:
هزینههای مستقیم درمانی: سالانه میلیاردها دلار در سراسر جهان صرف درمان بیماریهای مرتبط با دخانیات (مانند انواع سرطانها، بیماریهای قلبی، سکته مغزی، و…) میشود. این بارِ سنگین، نظامهای بهداشتی، بهویژه در کشورهای در حال توسعه را به شدت تحت فشار قرار میدهد. کاهش بهرهوری و غیبت از کار: افراد سیگاری، به دلیل بیماریهای مزمن و نیاز به استراحتهای مکرر برای مصرف سیگار، بهرهوری کمتری در محیط کار دارند و غیبتهای شغلی آنها نیز بیشتر است. این امر منجر به کاهش تولید ناخالص داخلی و کند شدنِ رشد اقتصادی میشود.
فقر ناشی از مصرف: برای بسیاری از خانوادههای کمدرآمد، هزینه خرید روزانه سیگار، بخش قابل توجهی از بودجه خانوار را به خود اختصاص میدهد. این موضوع، دسترسی آنها را به نیازهای اساسی مانند غذا، تحصیل و بهداشت محدود کرده و چرخه فقر را تشدید میکند.
درآمدزاییِ ناسالم: در مقابل، سود کلانِ حاصل از فروش محصولات دخانی، در جیب شرکتهای چندملیتی میرود که اغلب مانع از اجرای سیاستهای مؤثر کنترل دخانیات در سطح جهانی میشوند.
ابعاد اجتماعی:
آسیب به افراد غیرسیگاری (دود دستدوم): قرار گرفتن در معرض دود سیگارِ افراد دیگر، خطر ابتلا به بیماریهای تنفسی، قلبی و انواع سرطان را در زنان باردار، کودکان و حتی بزرگسالان غیرسیگاری به طور چشمگیری افزایش میدهد. این موضوع، حقِ اساسیِ شهروندان برای تنفس در هوای پاک را نقض میکند.
افزایش نابرابریهای سلامت: مصرف دخانیات، بیش از همه در میان اقشار کمدرآمد، افراد با سطح تحصیلات پایینتر و گروههای حاشیهای جامعه شیوع دارد. این امر، شکاف سلامت را در جامعه عمیقتر کرده و دستیابی به عدالت اجتماعی را دشوار میسازد. خشونت و آسیبهای خانوادگی: اعتیاد به نیکوتین میتواند منجر به پرخاشگری، تحریکپذیری و افزایش تنش در خانواده شود. همچنین، هزینههای هنگفتِ خرید سیگار، میتواند منبعی برای درگیریها و اختلافات خانوادگی باشد. گسترش رفتارهای پرخطر: در برخی نوجوانان، شروع مصرف دخانیات میتواند با سایر رفتارهای پرخطر مانند مصرف الکل، مواد مخدر یا فعالیتهای جنسی زودهنگام همراه باشد.
ابعاد فرهنگی:
عادیسازی و عادیسازیِ مصرف: در بسیاری از فرهنگها، مصرف قلیان به یک «آیین معاشرت» تبدیل شده است. پذیرایی از مهمان با قلیان، نشستن در قهوهخانههای سنتی که دود، فضای غالب آن است، و نمایشِ مصرفِ سیگار به عنوان نمادی از «تأمل» یا «خلاقیت»، همگی به عادیسازیِ این رفتار کمک میکنند.
استعمار فرهنگی: در برخی جوامع، برندهای بینالمللی دخانیات، با تبلیغاتِ هدفمند، سبک زندگی غربی را ترویج میدهند که مصرف دخانیات یکی از مؤلفههای آن است. این امر، نوعی «استعمار فرهنگی» محسوب میشود که ارزشهای بومی و سلامت جامعه را تحتالشعاع قرار میدهد.
کاهش ارزشهای سلامتمحور: هنگامی که مصرف دخانیات در جامعه پذیرفته شده باشد، تلاشها برای ارتقای فرهنگِ سلامت، ورزش و تغذیه سالم، با موانع جدی روبرو میشود.
راهکارهای عبور از سایه دود: مسیری به سوی سلامت و پایداری
مبارزه با دخانیات، یک جنگِ تمامعیار است :
افزایش مالیات و قیمت: یکی از مؤثرترین راهکارها، افزایشِ چشمگیرِ مالیات بر محصولات دخانی است. این امر، مصرف را برای اقشار کمدرآمد کاهش داده و درآمد حاصله را میتوان صرفِ برنامههای پیشگیری و ترکِ دخانیات نمود.
ممنوعیت کامل تبلیغات، حامیگری و ترویج: صنعت دخانیات نباید اجازه یابد با ترفندهای تبلیغاتی، مصرف را ترویج دهد. ممنوعیتِ کاملِ هرگونه تبلیغ، از جمله در بستهبندیها و فضای مجازی، امری حیاتی است.
محیطهای عاری از دخانیات: اجرایِ قاطعانه قوانینِ منعِ مصرفِ دخانیات در اماکن عمومی، ادارات، رستورانها، وسایل حمل و نقل عمومی و محیطهای آموزشی، حقِ افراد غیرسیگاری را برای تنفس در هوای پاک تضمین میکند.
آموزش و اطلاعرسانیِ گسترده: اجرای برنامههای آموزشیِ مؤثر از سنینِ پایین در مدارس، دانشگاهها و رسانهها، با تأکید بر خطراتِ واقعیِ مصرف و مقاومت در برابر فشارهای اجتماعی، ضروری است.
ارائه خدماتِ ترکِ دخانیات: ایجادِ مراکزِ مشاوره و ترکِ دخانیاتِ رایگان یا کمهزینه، همراه با دسترسی به داروهای حمایتی، به افرادِ معتاد کمک میکند تا از این چرخه رهایی یابند.
قانونگذاریِ قوی و نظارتِ مستمر: دولتها باید با وضعِ قوانینِ سختگیرانه، تولید، توزیع و مصرفِ دخانیات را کنترل کرده و بر اجرایِ این قوانین نظارتِ دقیق داشته باشند.
مقابله با محصولاتِ نوین: سیاستگذاران باید نسبت به محصولاتِ جدیدِ دخانی هوشیار بوده و قبل از فراگیر شدنِ آنها، تدابیرِ لازم برای کنترل و ممنوعیتِ احتمالیِ آنها را اتخاذ کنند.
بازپسگیریِ آینده از چنگالِ دود
درانتها باید گقت ؛ دخانیات، تهدیدی چندوجهی است که سلامت، اقتصاد، و انسجام اجتماعی جوامع را به مخاطره میاندازد. روز جهانی بدون دخانیات، فرصتی است برای تجدیدِ پیمان با سلامت و یادآوریِ این حقیقت که مبارزه با این پدیده، مسئولیتی همگانی است. این مبارزه، تنها با افزایشِ مالیات و وضعِ قانون ممکن نیست؛ بلکه نیازمندِ دگرگونیِ فرهنگی، ارتقای آگاهی، و توانمندسازیِ افراد، بهویژه نسلِ جوان، برای مقاومت در برابرِ فریبندگیِ دود است. تا زمانی که نتوانیم «حقِ نفس کشیدن در هوای پاک» را برای همگان تضمین کنیم و تا زمانی که چرخه فریبنده اعتیاد به نیکوتین، آینده جوانان ما را تباه سازد، سایه شوم دخانیات بر سرِ تمدنِ بشری افکنده خواهد ماند. بیایید با هم، آیندهای سالمتر، بدون دود، را رقم بزنیم.







