مأموریت ناتمام «عاصم منیر» در تهران
- شناسه خبر: 24603
- تاریخ و زمان ارسال: ۲ آبان ۱۴۰۵ ساعت ۱۱:۴۱
- منتشرکننده: مدیریت

سفر فرمانده ارتش پاکستان به تهران در سایه توقف تجارت مرزی و تداوم اختلافات ایران و آمریکا:
فیروزه نعیمی/سفر عاصم منیر، فرمانده ارتش پاکستان، به تهران در شرایطی انجام شد که روابط ایران و آمریکا همچنان زیر سایه جنگ، بیاعتمادی و اختلاف بر سر شروط پایان درگیریها قرار دارد. این سفر تنها یک مأموریت دیپلماتیک برای انتقال پیام میان تهران و واشنگتن نبود؛ همزمان، تجارت زمینی ایران و پاکستان نیز با تصمیم اسلامآباد برای توقف فعالیت تجاری در دو گذرگاه مهم مرزی، تفتان و گبد–ریمدان، با اختلال روبهرو شده بود. صدها کامیون حامل کالا در دو سوی مرز معطل ماندند و نگرانیهایی درباره تأمین کالاهای اساسی و محمولههای گاز مایع در پاکستان شکل گرفت. به این ترتیب، فرمانده ارتش پاکستان در حالی وارد تهران شد که علاوه بر پرونده مناقشه ایران و آمریکا، مسئلهای فوری در روابط دوجانبه نیز نیازمند حلوفصل بود.
وزارت بازرگانی پاکستان با صدور یادداشتی، مجوز پیشین تجارت از دو گذرگاه تفتان و گبد–ریمدان را لغو کرد. مقامهای پاکستانی هدف این اقدام را رسیدگی به نگرانیهای امنیتی، جلوگیری از قاچاق و بهبود مدیریت مرزی اعلام کردند. در مقابل، سخنگوی وزارت امور خارجه ایران از مشکلات فنی و ضرورت اتخاذ تدابیر احتیاطی سخن گفت. توقف تجارت، محمولهها و کامیونها را در دو سوی مرز معطل گذاشته است؛ با این حال، تردد مسافران از گذرگاه گبد–ریمدان ادامه داشت. بنابراین، آنچه متوقف شده بود، فعالیت تجاری در گذرگاههای مشخص بود، نه لزوماً تمام رفتوآمدهای مرزی میان دو کشور.
همزمانی این تصمیم با سفر عاصم منیر، اهمیت ویژهای داشت. پاکستان در ماههای گذشته تلاش کرده بود با ایفای نقش میانجی، زمینه کاهش تنش میان ایران و آمریکا را فراهم کند. اکنون اسلامآباد باید در کنار این مأموریت منطقهای، درباره اختلال در روابط تجاری خود با تهران نیز پاسخگو میبود. با این حال، شواهد موجود نشان نمیدهد که بسته شدن گذرگاهها علت سفر فرمانده ارتش پاکستان بوده باشد؛ آنچه گزارشهای منتشرشده تأیید میکنند، همزمانی این دو رویداد و مطرح شدن موضوع تجارت مرزی در گفتوگوهای تهران است.
دو پرونده روی میز تهران
عاصم منیر 20 اکتبر با مسعود پزشکیان؛ رئیسجمهوری ایران، محمدباقر قالیباف؛ رئیس مجلس شورای اسلامی، عباس عراقچی؛ وزیر امور خارجه و محسن رضایی دیدار کرد. محور اصلی این رایزنیها، تلاش برای احیای مسیر دیپلماسی و بررسی امکان ازسرگیری مذاکرات ایران و آمریکا بود؛ مذاکراتی که پس از ناکامی تفاهم پیشین و بازگشت درگیریها، با دشواریهای جدی روبهرو شده است.
مقامهای ایرانی در دیدار با فرمانده ارتش پاکستان تأکید کردهاند آمریکا باید برای بازسازی اعتماد، گام نخست را بردارد. پذیرش پیشنهاد هفتمادهای ایران نیز بهعنوان نقطه شروع احتمالی مذاکرات مطرح شده است. موضوع اختلال در تجارت مرزی دو کشور هم در گفتوگوها مورد بررسی قرار گرفت. عاصم منیر گفت که بسته شدن گذرگاهها موقتی و ناشی از مسائل فنی بوده و این گذرگاهها بازگشایی خواهد شد؛ هرچند گزارشهای بعدی درباره وضعیت عملیاتی مرزها، از ادامه اختلاف بر سر نحوه ازسرگیری تجارت حکایت داشت.
در نتیجه، سفر فرمانده ارتش پاکستان دو پرونده مرتبط اما متمایز را در بر میگرفت: تلاش برای جلوگیری از بازگشت جنگ میان ایران و آمریکا و رسیدگی به اختلافی که مستقیماً بر تجارت دوجانبه اثر گذاشته بود. حل پرونده مرزی میتوانست نشانهای از توانایی دو کشور برای مدیریت اختلافات و حفظ ارتباطات اقتصادی باشد؛ اما دستیابی به توافق در این حوزه، بهخودیخود به معنای پیشرفت در مذاکرات تهران و واشنگتن نبود.
تهران حاضر به مذاکره زیر فشار نیست
موضع ایران در مذاکرات با آمریکا همچنان بر یک اصل استوار است: بازگشت به گفتوگوها بدون تغییر شرایط و پاسخ به مطالبات تهران، نمیتواند مبنای توافقی پایدار باشد. مقامهای ایرانی اعلام کردهاند که واشنگتن تا زمانی که شروط ایران را نپذیرد، نمیتواند اعتماد تهران را بازسازی کند. این شروط از جمله به رفع محاصره بنادر ایران، لغو تحریمهای صادرات نفت و پایان دادن به درگیریها در جبهههای منطقهای مربوط میشود. این موضع، مأموریت میانجی را دشوار میکند. پاکستان میتواند پیامها را منتقل کند، زمینه گفتوگو را فراهم سازد و برای نزدیک کردن دیدگاههای دو طرف تلاش کند؛ اما تصمیم نهایی درباره پذیرش شروط یا تغییر سیاستها در اختیار تهران و واشنگتن است. به همین دلیل، نتیجه سفر عاصم منیر را نمیتوان صرفاً با برگزاری دیدارها سنجید. معیار اصلی، میزان تغییری است که این رایزنیها در مواضع دو طرف ایجاد میکند. تا پایان دیدارهای اعلامشده، توافق رسمی تازهای میان ایران و آمریکا اعلام نشد. مأموریت فرمانده ارتش پاکستان با توافق نهایی همراه نبود. بنابراین، توصیف سفر او بهعنوان مأموریتی که به توافق نرسید، با اطلاعات منتشرشده سازگارتر از این ادعاست که میانجیگری پاکستان بهطور کامل شکست خورده است؛ زیرا انتقال پیامها و ادامه رایزنیها همچنان میتواند در تحولات بعدی نقش داشته باشد.
مرزهای بسته و هزینههای اقتصادی
توقف تجارت از گذرگاههای تفتان و گبد–ریمدان تنها یک اختلاف اداری یا مرزی نبود. این دو مسیر برای انتقال کالا میان ایران و پاکستان اهمیت دارند و بهویژه گذرگاه گبد–ریمدان در تأمین بخشی از نیاز پاکستان به گاز مایع نقش داشته است. گزارشها از معطل ماندن کامیونهای حامل گاز مایع، برنج، میوه تازه و دیگر کالاهای ضروری در دو سوی مرز خبر داد. فعالان اقتصادی هشدار دادند که ادامه این وضعیت میتواند هزینه حملونقل را افزایش دهد، تأمین برخی کالاها را مختل کند و به بازرگانان دو کشور زیان برساند.
برای پاکستان، مسئله تنها کاهش حجم تجارت با همسایه غربی نیست؛ اختلال در ورود محمولههای انرژی میتواند بر قیمت و دسترسی به گاز مایع نیز اثر بگذارد. برای ایران نیز توقف صادرات و واردات از این مسیرها به معنای محدود شدن یکی از راههای تجارت منطقهای است؛ آن هم در شرایطی که تحریمها و محدودیتهای اقتصادی، دسترسی به بازارها و مسیرهای مبادلاتی را دشوار کردهاند.
اسلامآباد علت توقف تجارت را ملاحظات امنیتی و مقابله با قاچاق اعلام کرد، در حالی که تهران از مشکلات فنی و اقدامات احتیاطی سخن گفت. این تفاوت در توضیح رسمی نشان میدهد که حتی درباره علت و دامنه محدودیتها نیز روایت یکسانی وجود نداشت. در چنین شرایطی، گفتوگوهای مستقیم میتوانست برای روشن شدن وضعیت گذرگاهها و جلوگیری از تشدید خسارتهای اقتصادی ضروری باشد.
با این حال، نباید از همزمانی بسته شدن مرز و سفر عاصم منیر نتیجه گرفت که اسلامآباد از این اقدام بهعنوان اهرمی برای گرفتن امتیاز سیاسی از ایران استفاده کرده است. برای چنین برداشتی، شواهد مستقلی لازم است. آنچه مستند است، توقف تجارت، اعلام دلایل متفاوت از سوی دو طرف و مطرح شدن موضوع مرزی در دیدارهای تهران است.

نفت؛ بازتاب بحران در بازار جهانی
در همان روزی که عاصم منیر در تهران با مقامهای ایرانی دیدار میکرد، بازار جهانی نفت نیز تحت تأثیر نگرانیهای ژئوپلیتیکی قرار داشت. طبق گزارشها در 20 اکتبر، قیمت نفت برنت در جریان معاملات تا 111 دلار و 99 سنت در هر بشکه بالا رفت، اما در پایان روز به 108 دلار و 79 سنت رسید. بنابراین، عدد 111٫99 دلار بالاترین قیمت ثبتشده در جریان معاملات آن روز بود، نه قیمت پایانی نفت برنت.
افزایش قیمت نفت در شرایطی رخ داد که معاملهگران علاوه بر تحولات دیپلماتیک، حملات گزارششده به زیرساختهای انرژی عربستان و حوادث دریایی در منطقه را نیز دنبال میکردند. نگرانی از گسترش درگیریها و اختلال احتمالی در مسیرهای انتقال انرژی، به افزایش ریسک در بازار دامن زده بود. به همین دلیل، نسبت دادن افزایش قیمت نفت به یک تصمیم مشخص ایران یا نتیجه مستقیم سفر عاصم منیر، بدون شواهد کافی، دقیق نیست.
با این همه، بازار انرژی یکی از مهمترین عرصههایی است که هزینه ادامه بحران را به طرفهای درگیر و اقتصاد جهانی منتقل میکند. افزایش قیمت نفت میتواند هزینه سوخت، حملونقل و تولید را بالا ببرد و فشار اقتصادی را بر مصرفکنندگان و دولتها افزایش دهد. این موضوع برای دولت آمریکا نیز در آستانه انتخابات میاندورهای اهمیت دارد؛ هرچند نمیتوان نتیجه گرفت که افزایش قیمت انرژی بهتنهایی واشنگتن را به تغییر سیاست خود وادار خواهد کرد.
میانجیگری در سایه بیاعتمادی
پاکستان در جایگاهی قرار دارد که باید همزمان روابط خود با ایران، مناسباتش با آمریکا و ثبات منطقه را در نظر بگیرد. اسلامآباد برای جلوگیری از گسترش جنگ انگیزه دارد و از ادامه بیثباتی در منطقه نیز آسیب میبیند. در عین حال، اختلاف مرزی و توقف تجارت نشان داد که حتی روابط دو کشور میانجی و طرف مذاکره نیز از تنشهای جاری مصون نیست.
بازگشایی گذرگاهها، اگر بهصورت عملی و پایدار اجرا شود، میتواند گامی برای کاهش اختلافات دوجانبه باشد؛ اما پایان دادن به جنگ ایران و آمریکا به تصمیمهایی فراتر از روابط تهران و اسلامآباد نیاز دارد. در پرونده اصلی، اختلاف بر سر شروط مذاکره، محاصره دریایی، تحریمهای نفتی و تضمین اجرای توافق همچنان پابرجاست.
سفر عاصم منیر از این نظر اهمیت دارد که نشان میدهد تلاشهای دیپلماتیک در منطقه متوقف نشده است؛ اما ادامه میانجیگری لزوماً به معنای نزدیک بودن توافق نیست. تهران بر مواضع خود تأکید کرده و واشنگتن نیز هنوز به توافقی که بتواند شروط ایران را تأمین کند، نرسیده است. در کنار این بنبست، اختلاف تجاری مرزی یادآور آن است که بحران منطقهای تنها در میدان نظامی و میز مذاکره جریان ندارد؛ بلکه میتواند روابط اقتصادی و زندگی روزمره مردم دو سوی مرز را نیز تحت تأثیر قرار دهد.
در نهایت، نه نوسان یکروزه قیمت نفت و نه یک سفر دیپلماتیک بهتنهایی سرنوشت بحران را تعیین میکند. آنچه اهمیت دارد، تغییر عملی در مواضع طرفها، کاهش محدودیتها، حفظ امنیت مسیرهای تجاری و دستیابی به توافقی است که امکان اجرای آن وجود داشته باشد. تا زمانی که چنین تغییری رخ نداده است، سفر عاصم منیر را باید بخشی از تلاش برای جلوگیری از تشدید بحران دانست؛ تلاشی که با وجود ادامه رایزنیها، هنوز به توافقی علنی و قطعی منجر نشده است.







