میراث خدمت یا بنیاد بازی با بیتالمال؟
- شناسه خبر: 18424
- تاریخ و زمان ارسال: 26 آبان 1404 ساعت 11:10
- منتشرکننده: مدیریت

«بشارت نو» معمای کمک های دولتی برای «بنیاد بینالمللی شهید رئیسی» را بررسی می کند:
سیدرضا هاشمی زاده/روزنامه نگار
پروژهی گستردهی سازمانسازی حول محور رئیسجمهور فقید، با تأیید نهایی اساسنامه “بنیاد بینالمللی شهید رئیسی”، تأسیس “اندیشکده حکومتداری” و اعلام برگزاری “کنگره بینالمللی الگوی حکمرانی شهید رییسی “، وارد ساحت اجرایی و تثبیت شده است. این روند، که از سوی منتقدان به “بنیادبازی با بیتالمال” تعبیر میشود، نگرانیها را از شکلگیری “کلونیهای پرخرج” برای برخی اطرافیان افزایش داده است. منتقدان هشدار میدهند که میراث واقعی شهید خدمت، سادهزیستی و پرهیز از بار مالی بر دوش مردم بود، نه تأسیس نهادهای عریض و طویل و برگزاری همایشهای پرخرج که در منظر عموم ،خوشایند جلوه نمی کند. اصرار بر استفاده از بودجههای عمومی (تحت عنوان کمکهای دولتی) در این مسیر، مصداق بارز اولویتسنجی نادرست در برابر اقتصاد بیمار و معیشت مردم است.
* تثبیت ساختارها و تلاش برای مکتبسازی
تنها چند ماه پس از فقدان سیدابراهیم رئیسی، آنچه در حال شکلگیری است، یک پروژهی فراگیر و پرشتاب سازمانسازی به نام ایشان است. این پروژه هدفمند، در صدد است تا سیره مدیریتی رئیسجمهور فقید را به عنوان یک “مکتب” برای نظام حکمرانی تئوریزه کند. با این حال، منتقدان این تلاش را زیر سؤال میبرند.

احمد بخشایشاردستانی، نماینده پیشین مجلس، صراحتاً موضع گرفته که: “من اندیشه خاصی در شهید رئیسی ندیدم که اندیشکده یا کنگره مرحوم رئیسی به وجود بیاید، الا اینکه دنبالهرو رهبری بودند.” این تضاد فکری، سازمانسازی را نه تبیین اندیشه، بلکه به ابزاری برای تثبیت قدرت و تأسیس کلونیهای سیاسی در اطراف متولیان این بنیادها تقلیل میدهد.
*ابهام بودجهای و معمای “کمکهای دولتی”
نگرانی اصلی منتقدان این است که سنت ناپسند “بنیادبازی با بیتالمال” که از دهههای پیش شکل گرفته، این بار تحت لوای نام یک شهید ادامه یابد. اگرچه حامیان بنیاد تأکید میکنند که ردیف اختصاصی بودجه دولتی وجود ندارد و منابع شامل هدایا و “کمکهای دولتی”است، منتقدان همین کمکهای دولتی را یک اصطلاح مبهم و پوششی برای تخصیص بودجههای خارج از ردیفهای اصلی و نظارت کافی میدانند.
این بودجهها، به جای آنکه در مسیر حل بحرانهای اقتصادی و معیشتی مردم قرار گیرند، صرف “تکثر زوائد” سازمانی میشود. در این میان، ترس مجلس از درگیر شدن با شخصیتهای بانفوذ مرتبط با این بنیادها، اراده برای حذف این بارهای مالی زائد را به شدت تضعیف کرده است.
*تضاد آشکار با سیره “سید محرومان”
شخصیت و جایگاه “سید محرومان” که بر خدمت بیمنت، سادهزیستی و پرهیز از اشرافیت تأکید داشت، والاتر از آن است که ابزاری برای ایجاد ساختارهای پرخرج شود.
• مصادیق عینی این هدررفت منابع، از جمله هزینه ۱۰ میلیارد تومانی برای نصب مجسمه ایشان در اهواز (یک شهر کمبرخوردار)، نشان میدهد که چگونه پروژههای به ظاهر بزرگداشت، بار مالی سنگینی بر دوش مردم میگذارد و با شعار اصلی ایشان یعنی محرومیتزدایی در تضاد کامل قرار میگیرد.
محمد مهاجری، تحلیلگر اصولگرا، به درستی تأکید میکند: “این بنیاد کمکی به احیاء نام رئیسجمهور فقید نخواهد کرد و به ضد خودش تبدیل میشود.”
برآیند این است که بهترین تجلیل از شهید خدمت، نه در عظمت تشکیلات، بلکه در پرهیز کامل از تحمیل هزینههای زائد بر دوش ملت است. بودجههایی که صرف برگزاری کنگرههای آکادمیک، تأسیس اندیشکده و مجسمههای گرانقیمت میشود، باید به صورت مستقیم و شفاف صرف تقویت بنیانهای اقتصادی، معیشت و زیرساختها شود تا فاصله بین مردم و حاکمیت که شهید رئیسی مدعی کاهش آن بود، بیش از این افزایش نیابد.






