«ترومای روزنامهنگاران» زخمی پنهان زیر تیترهای خبری
- شناسه خبر: 23081
- تاریخ و زمان ارسال: 17 مرداد 1405 ساعت 13:32
- منتشرکننده: مدیریت

«بشارت نو» بهای سنگین روزنامهنگاری در عصر بحران را بررسی میکند:
«خبرنگار» راوی دردهای جامعه و قربانی خاموش بحران
فیروزه نعیمی/روز خبرنگار تنها یک مناسبت تقویمی برای تجلیل از فعالان رسانه نیست؛ روزی است برای بازخوانی مسئولیتی سنگین که هر روز بر دوش کسانی قرار دارد که روایتگر زندگی جامعهاند. پشت هر تیتر، هر گزارش، هر تصویر و هر روایت، انسانی ایستاده است که بارها با تلخترین خبرهای زندگی مواجه شده؛ از جنگ و حوادث طبیعی گرفته تا فقر، بیماری، مهاجرت، سوگ، خشونت و بحرانهای اجتماعی.
خبرنگار، روایتگر رنج دیگران است؛ اما کمتر کسی از رنجی میپرسد که این مواجهه مداوم در جان او بر جای میگذارد. زخمهایی که دیده نمیشوند، در هیچ قاب تصویری ثبت نمیشوند و اغلب در میان سرعت انتشار خبرها و فشارهای روزمره رسانهای گم میشوند.
در عصر شتاب رسانهای، خبرنگاری دیگر تنها انتقال اطلاعات نیست؛ زیستن در متن بحرانهاست. اگرچه شکل فعالیت این حرفه نسبت به گذشته تغییر کرده و بسیاری از اخبار امروز از طریق منابع رسمی، ارتباطات تلفنی، نشستهای آنلاین و پایش فضای مجازی جمعآوری میشود، اما فشار روانی این حرفه کاهش نیافته است.
خبرنگاران همچنان ساعتهای طولانی در معرض تصاویر و روایتهای تلخ، اخبار جنگ، حوادث اجتماعی، مشکلات اقتصادی و تجربههای دردناک انسانی قرار دارند. آنان باید در کوتاهترین زمان ممکن، اطلاعات را بررسی کنند، واقعیت را از شایعه جدا سازند و روایتی دقیق و مسئولانه ارائه دهند. همین مواجهه مستمر با محتوای آسیبزا، همراه با فشار سرعت و رقابت رسانهای، میتواند به پدیدهای به نام «ترومای ثانویه شغلی» یا «آسیب روانی ثانویه» منجر شود؛ آسیبی پنهان که آثار آن ممکن است مدتها همراه خبرنگار باقی بماند.
حرفهای که با احساسات انسان کار میکند
تفاوت روزنامهنگاری با بسیاری از مشاغل، ارتباط مستقیم آن با تجربههای انسانی است. خبرنگار برای روایت درست واقعیت، باید به زندگی مردم نزدیک شود؛ با خانوادههای داغدار گفتوگو کند، صدای افراد آسیبدیده را بشنود و لحظههایی را ثبت کند که بسیاری ترجیح میدهند از آنها فاصله بگیرند.
این همدلی مداوم، اگر بدون حمایت روانی ادامه پیدا کند، میتواند به فرسودگی عاطفی منجر شود. بیخوابی، اضطراب، کاهش تمرکز، خستگی مزمن، احساس ناامنی و کاهش انگیزه، از جمله پیامدهایی است که برخی فعالان رسانه پس از سالها مواجهه با بحران تجربه میکنند.
با این حال، در بسیاری از محیطهای رسانهای، صحبت درباره فشارهای روانی همچنان دشوار است. از خبرنگار انتظار میرود همیشه آماده و مقاوم باشد؛ حتی زمانی که خودش نیازمند حمایت و فرصت بازیابی روحی است.
«خبرنگار» شاهد نخست بحران
در بسیاری از حوادث، خبرنگاران از نخستین افرادی هستند که برای روایت یک اتفاق در محل حاضر میشوند. آنان باید در شرایطی پراسترس، اطلاعات جمعآوری کنند، تصاویر تهیه کنند و روایتی قابل اعتماد از واقعیت ارائه دهند.
اما حضور مکرر در کنار صحنههای مرگ، آسیب، ویرانی و اندوه انسانی، هزینهای دارد که معمولاً در ارزیابیهای شغلی و اقتصادی دیده نمیشود. مواجهه تکرارشونده با بحران، حتی برای کسانی که خود قربانی حادثه نیستند، میتواند آثار روانی جدی ایجاد کند؛ بهویژه در میان خبرنگاران حوزه حوادث، جنگ، بحرانهای اجتماعی و عکاسان خبری.

بحران فقط در میدان حادثه نیست
ترومای روزنامهنگاری تنها به خبرنگاران جنگ یا حوادث محدود نمیشود. خبرنگاری که هر روز درباره فقر، گرانی، بیکاری، بیماری، آسیبهای اجتماعی، مهاجرت یا مشکلات معیشتی مردم گزارش تهیه میکند نیز در معرض فرسایش روانی قرار دارد.
شنیدن مداوم روایتهای تلخ، مشاهده مشکلات حلنشده جامعه و احساس محدودیت در ایجاد تغییر، به مرور نوعی خستگی روانی ایجاد میکند. در کنار این مسائل، فشار زمان، نگرانی از اشتباه، ناامنی شغلی، درآمدهای محدود و کاهش ثبات اقتصادی رسانهها نیز فشارهای این حرفه را افزایش داده است.
«روزنامهنگاری» مسئولیتی بزرگ با حمایتهای محدود
در بسیاری از رسانههای معتبر جهان، برای خبرنگارانی که مأموریتهای دشوار انجام میدهند، خدمات مشاوره روانشناختی، آموزش مدیریت استرس و حمایتهای پس از بحران در نظر گرفته میشود. اما در بسیاری از رسانهها، بهویژه مجموعههای کوچکتر، سلامت روان خبرنگاران همچنان موضوعی کمتر دیدهشده است.
گاهی خبرنگار پس از بازگشت از یک مأموریت سنگین یا پوشش یک حادثه تلخ، بدون فرصت برای بازسازی روانی، باید بلافاصله سراغ خبر بعدی برود؛ گویی هیچ اتفاقی رخ نداده است.
در حالی که سلامت روان خبرنگار، بخشی از کیفیت رسانه است. خبرنگاری که از حمایت، امنیت و آرامش بیشتری برخوردار باشد، میتواند دقیقتر، اخلاقیتر و مسئولانهتر عمل کند.
راویان حقیقت در عصر بحرانهای پیدرپی
سالهای اخیر برای رسانهها دورهای سرشار از بحران بوده است؛ از همهگیری کرونا و حوادث طبیعی گرفته تا تنشهای منطقهای، مشکلات اقتصادی، بحرانهای اجتماعی و محیطزیستی. هر بحران، موج تازهای از خبرها، تصاویر و فشارهای روانی را به خبرنگاران تحمیل کرده است.
بسیاری از خبرنگاران در حالی درباره امید، تابآوری و زندگی مردم نوشتهاند که خودشان فرصت اندکی برای بازگشت به آرامش داشتهاند. همین مسئله اهمیت توجه به سلامت روان در حرفه روزنامهنگاری را بیش از گذشته آشکار کرده است.
رسالت فراتر از یک شغل
با وجود همه دشواریها، روزنامهنگاری همچنان یکی از مهمترین حرفههای اجتماعی است. خبرنگاران با ثبت واقعیت، پرسشگری، مطالبهگری و انعکاس صدای مردم، نقش مهمی در افزایش آگاهی عمومی و تقویت پاسخگویی دارند.
هر گزارش میتواند توجه جامعه را به یک مشکل جلب کند، زمینه اصلاح یک تصمیم را فراهم آورد یا صدای گروهی باشد که کمتر شنیده میشود. به همین دلیل، خبرنگاری فقط تولید خبر نیست؛ بخشی از سرمایه اجتماعی هر جامعه است.
پایان سخن
خبرنگاران هر روز روایتگر زندگی دیگران هستند؛ از شادیها و موفقیتها تا تلخترین لحظههای انسانی. آنان مینویسند تا جامعه فراموش نکند، تصویر میگیرند تا حقیقت ثبت شود و پرسش میکنند تا پاسخگویی زنده بماند.
اما پشت هر قلم، انسانی ایستاده است که او نیز خسته میشود، اندوهگین میشود و گاهی زخمهایی بر روحش مینشیند که هیچ دوربینی آنها را ثبت نمیکند.
شاید بزرگترین پارادوکس روزنامهنگاری همین باشد؛ کسانی که هر روز صدای بیصدایان میشوند، خود کمتر شنیده میشوند. آنان از رنج مردم مینویسند، حقیقت را ثبت میکنند و حافظه جمعی جامعه را میسازند، اما زخمهای روحیشان اغلب پشت تیترها و ضربالاجلها پنهان میماند.
بهترین بزرگداشت روز خبرنگار، تنها تقدیر از تلاش آنان نیست؛ بلکه به رسمیت شناختن مخاطرات این حرفه، تأمین امنیت شغلی، حمایت روانی و فراهم کردن شرایطی است که راویان حقیقت بتوانند با آرامش و کرامت حرفهای به فعالیت خود ادامه دهند. زیرا جامعهای که از خبرنگارانش مراقبت میکند، در حقیقت از حق مردم برای دانستن، آگاهی و دسترسی به حقیقت مراقبت کرده است.







