جنگ در جنوب، جنگ با تمام ایران است
- شناسه خبر: 22682
- تاریخ و زمان ارسال: 27 تیر 1405 ساعت 9:57
- منتشرکننده: مدیریت

گزارش «بشارت نو» از سکوت دربرابر تجاوز آمریکا به زیرساخت های جنوب کشور:
مونا ربیعیان/«سکوت نظامی» در جنوب کشور دیگر سکوت نیست. صدای انفجارها و حملات، روزهاست در استانهای جنوبی شنیده میشود و ضرورتی ندارد که برای درک واقعیت جنگ، منتظر رسیدن صدای آن به تهران بمانیم. اگر آخرین نقطه ایران در آبهای خلیج فارس، آغاز سرزمین ماست، پس همه ایران، از سواحل نیلگون خلیج فارس تا کرانههای دریای خزر، در این جغرافیای واحد سهیم است؛ جنگ در جنوب، جنگ با تمام ایران است.
در روزهای اخیر، خبرهایی مانند «حمله جنگندههای دشمن به نقاطی از جنوب کشور»، «اصابت پرتابه به مواضع نظامی و غیرنظامی در بوشهر»، «شنیده شدن صدای انفجار در بندرعباس»، «حمله به قشم»، «تجاوز به پادگان ارتش در بمپور» و «حمله مجدد به مرکز کنترل ترافیک دریایی چابهار» بارها در رسانهها منتشر شده است. اینها تنها بخشی از واقعیتی است که مردم جنوب، از خرمشهر و آبادان تا بندرعباس، قشم، کیش، خارک، سیریک و چابهار، نه در قالب خبر، بلکه در متن زندگی روزمره خود تجربه میکنند؛ با شهدا، مجروحان، خسارتها و اضطراب دائمی.
سربازانی که بیصدا شهید شدند
در میان اخبار حملات اخیر، خبر شهادت جمعی از سربازان وظیفه و نیروهای مستقر در یکی از پادگانهای جنوب کشور نیز بار دیگر نشان داد که جنگ، تنها هدف قرار دادن تأسیسات و زیرساختها نیست؛ جنگ، جان انسانهایی را میگیرد که بسیاری از آنها تنها چند ماه تا پایان خدمت سربازی فاصله داشتند. جوانانی که با لباس سربازی در حال انجام وظیفه بودند و ناگهان هدف حمله قرار گرفتند.
شهادت این سربازان، اگرچه با واکنشهای گسترده در میان مردم همراه شد، اما خیلی زود در میان انبوه اخبار روزمره کمرنگ شد؛ گویی از دست رفتن جان چند جوان ایرانی، صرفاً یکی از خبرهای حاشیهای جنگ است. این در حالی است که در هر نقطه دیگری از جهان، کشته شدن سربازان یک کشور در نتیجه حمله خارجی، نشانهای آشکار از ادامه وضعیت جنگی تلقی میشود و بازتاب گستردهای در افکار عمومی و رسانهها پیدا میکند.
وقتی یک پادگان نظامی در خاک ایران هدف قرار میگیرد و سربازان ایرانی به شهادت میرسند، دیگر نمیتوان از «درگیریهای محدود» یا «چند حمله پراکنده» سخن گفت. این حملات، مستقیماً امنیت ملی و تمامیت سرزمینی کشور را هدف گرفتهاند و نشان میدهند که جنگ، صرفاً در گزارشهای نظامی جریان ندارد، بلکه خانوادههای ایرانی را نیز داغدار کرده است.
جنگ را نمیتوان به «چند نقطه» تقلیل داد
واقعیت این است که جنگ، هرچند با شدت و گسترهای متفاوت، همچنان در جریان است. آتشی که هیچگاه در جنوب به طور کامل خاموش نشد، با تداوم حملات و تحرکات نظامی، بار دیگر شعلهور شده است. نیروهای مسلح ایران نیز در چارچوب ماموریت دفاعی خود، به مقابله با منشأ تهدیدها پرداختهاند و هر روز هزینه این دفاع را با تقدیم شهید و مجروح میپردازند.
با این حال، گاه در روایتها چنین القا میشود که تا زمانی که صدای انفجار به پایتخت نرسیده، کشور در وضعیت جنگی قرار ندارد. این نگاه، جنگ را به «اصابت پرتابه به چند نقطه» فرو میکاهد؛ گویی آن «نقاط»، صرفاً مختصات روی نقشهاند، نه خانه، مدرسه، بندر، زیرساخت و مهمتر از همه، جان انسانها. حال آنکه آنچه هدف قرار میگیرد، بخشی از سرزمین ایران و زندگی مردم ایران است.

«سکوت نظامی» شکسته است
رهبر معظم انقلاب در ماههای گذشته از تعبیر «سکوت نظامی» به جای «آتشبس» استفاده کردند؛ تعبیری که نشان میداد توقف نسبی درگیریها، لزوماً به معنای پایان تهدید نیست. اکنون نیز با تکرار حملات به جنوب کشور، روشن است که این سکوت شکسته شده است.
از همین رو، نباید منتظر ماند تا آثار جنگ به سایر نقاط کشور برسد تا حساسیت عمومی شکل بگیرد. ایران یک پیکر واحد است؛ وقتی جنوب آن آسیب میبیند، همه این پیکر باید درد را احساس کند.
روایت احمد محمود؛ هشداری که هنوز تازه است
احمد محمود، نویسنده نامدار معاصر، سالها پیش درباره انگیزه نگارش رمان «زمین سوخته» سخنی گفت که امروز نیز معنای خود را حفظ کرده است. او پس از سفر به جبهههای جنوب و مشاهده ویرانیها گفته بود که درد اصلیاش تنها جنگ نبود، بلکه بیخبری و بیحسی مناطقی بود که هنوز جنگ را لمس نکرده بودند؛ اینکه «تهران تا موشک نخورد، جنگ را حس نکرد.»
همین احساس، او را به نوشتن «زمین سوخته» واداشت؛ روایتی برای آنکه مردم دیگر شهرها بدانند در جنوب چه میگذرد.
امروز نیز اگر حملات به جنوب صرفاً در قالب چند خبر کوتاه یا چند تیتر محدود بازتاب یابد، این نگرانی وجود دارد که شهرهای جنوبی بار دیگر به «زمین سوخته» روایتهای آینده تبدیل شوند؛ شهرهایی که بار اصلی تجاوز به خاک ایران را به تنهایی بر دوش کشیدهاند.
همه ایران، ساحل خلیج فارس است
آنچه امروز بیش از هر چیز اهمیت دارد، حفظ نگاه ملی به امنیت سرزمینی است. اگر آخرین نقطه ایران در خلیج فارس، نقطه آغاز این سرزمین باشد، تمام ایران تا دریای خزر، ساحل خلیج فارس است. مردم آذربایجان، خراسان، تهران، اصفهان، فارس، کرمان و گیلان، همان اندازه در سرنوشت جنوب سهیماند که مردم بوشهر، هرمزگان و خوزستان.
جنگ در هر نقطه از این سرزمین، جنگ با همه ایرانیان است و پاسخ به آن نیز باید پاسخی ملی، هماهنگ و مبتنی بر وحدت باشد.
جنوب؛ حافظ امنیت ایران
رئیس مجلس شورای اسلامی چندی پیش تأکید کرد که ایران از دوران دفاع مقدس، «نمکگیر جنوب و مردم آن» است. این تعبیر، یادآور نقش تاریخی مردمان جنوب در دفاع از تمامیت ارضی کشور است؛ از مقاومت رئیسعلی دلواری در برابر نیروهای متجاوز انگلیسی تا ایستادگی شهید نادر مهدوی و همرزمانش در خلیج فارس. امروز نیز انتظار افکار عمومی آن است که در برابر هرگونه تجاوز به خاک ایران، فارغ از اینکه در کدام استان یا شهر رخ داده باشد، مواضع، تصمیمها و اقدامات مسئولان با همان نگاه ملی و قاطع اتخاذ شود؛ زیرا امنیت ایران، امنیتی تجزیهپذیر نیست و مرزهای جنوبی، مرزهای همه ایراناند.






